<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636</id><updated>2011-12-24T23:11:38.221-05:00</updated><category term='عیسی مسیح ، نجات ، صلیب ، مسیح در ایران ، ایرانیان مسیحی‌ ، کلام خدا ، راه صلیب ، کتاب مقدس رایگان'/><title type='text'>صلیب ایران</title><subtitle type='html'>۲۸«بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید.۲۹یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا ملایم و افتاده‌دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت.۳۰چرا‌که یوغ من راحت است و بار من سبک.»</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>48</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-131649410089621504</id><published>2011-12-24T05:06:00.003-05:00</published><updated>2011-12-24T05:13:00.850-05:00</updated><title type='text'>بازداشت رهبر كلیسا و جمعی از مسیحیان اهواز در آستانه كریسمس</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/-EZm6_nPGO8U/TvWlXaplIDI/AAAAAAAAAa0/AIxQ71-bUmM/s1600/shahram%2Bghahremani.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 292px;" src="http://2.bp.blogspot.com/-EZm6_nPGO8U/TvWlXaplIDI/AAAAAAAAAa0/AIxQ71-bUmM/s400/shahram%2Bghahremani.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5689635525961785394" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt; نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی صبح روز جمعه دوم دی ماه (۲۳ دسامبر) با  يورش به کليسای جماعت ربانی اهواز کشيش کليسا «فرهاد سبکروح» و خانم  «شهناز» همسر اين کشيش و تمام اعضای کليسا را ضمن بازداشت بوسيله دو دستگاه  اتوبوس به مکان نامعلومی انتقال دادند و تا ساعاتی هيچگونه خبری از وضعيت  آنان در دست نبود.   &lt;p&gt; نيروهای امنيتی که به هنگام  يورش به داخل کليسا صورت های خود را پوشانده بودند حتی بچه‌های کوچک کانون  شادی که به شدت ترسيده بودند را نيز با خود بردند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اين ماموران بلافاصله تلفن های همراه حاضرين در کليسا را ضبط کرده و  تمام اتاقها را مورد بازرسی قرار دادند و چند دستگاه کامپيوتر و تجهيزات  متعلق به کليسا را نيز به همراه خود بردند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;کليه بازداشت شدگان به غير از فرهاد سبک روح و همسرش شهناز و دو تن از  اعضای کليسا کماکان در بازداشت بسر می برند و از وضعيت آنان هيچ اطلاعی در  دست نيست.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;دسنگاه امنيتی همواره در آستانه کريسمس با يورش به کليساهای خانگی و  رسمی اقدام به بازداشت نوکيشان از انجام مراسم و جشن در اين ايام جلوگيری  ميکند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;سال گذشته نزديک به شصت تن از اعضای کليساهای خانگی در شهرهای مختلف  کشور بازداشت شدند و يک تن از اين شهروندان مسيحی همچنان در بازداشت وزارت  اطلاعات بسر می برد.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-131649410089621504?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/131649410089621504/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=131649410089621504' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/131649410089621504'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/131649410089621504'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/12/blog-post_2661.html' title='بازداشت رهبر كلیسا و جمعی از مسیحیان اهواز در آستانه كریسمس'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-EZm6_nPGO8U/TvWlXaplIDI/AAAAAAAAAa0/AIxQ71-bUmM/s72-c/shahram%2Bghahremani.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-8299265272176534229</id><published>2011-12-24T04:30:00.000-05:00</published><updated>2011-12-24T04:31:26.326-05:00</updated><title type='text'>روح‌القدس کیست؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;روح‌القدس خود خدا است. او یکی از سه شخصیت تثلیث است. همه مسیحیان ایمان  دارند که خدا در ذات خود، واحد است، اما در عین حال، همواره در این ذات  واحد، سه شکل یا حالت هستی وجود دارد که هر سه کاملا خدا هستند؛ این سه شکل  یا حالت عبارتند از : «پدر» ما که در آسمان است، «پسر» که به زمین آمد و  انسان شد، و «روح‌القدس» که در قلب ایمانداران زندگی می‌کند. عیسی مسیح و  روح‌القدس بخشهایی از خدا نیستند؛ آنان به شکل کامل خدا هستند. درک این  موضوع برای ما مشکل است، اما این حقیقتی است که در کتاب مقدس تعلیم داده  شده است. برای مثال، هنگامی که عیسی تعمید گرفت، روح‌القدس به شکل کبوتری  بر او نازل شد و پدر از آسمان سخن گفت و فرمود: &lt;b&gt;«تو پسر حبیب من هستی»&lt;/b&gt; (مرقس ۱: ۹-۱۱). عیسی به ما فرمود که &lt;b&gt;به اسم اب و ابن و روح‌القدس تعمید دهیم&lt;/b&gt; (متی ۲۸: ۱۹). پولس رسول چنین دعا کرد: &lt;b&gt;فیض خداوند و محبت خدا و شراکت روح‌القدس با جمیع شما باد&lt;/b&gt; (دوم قرنتیان ۱۳: ۱۴). سه شخصیت تثلیث پیوسته در کنار یکدیگر ذکر شده اند (افسسیان ۲: ۱۸؛ ۴: ۴-۶؛ یهودا ۲۰: ۲۱).&lt;br /&gt; هر سه شخصیت یعنی پدر، پسر و روح‌القدس از یکدیگر متمایزند (یوحنا ۱۴:  ۱۶-۱۷، ۲۶ ۱۶: ۷-۱۵؛ اول قرنتیان ۱۲: ۴-۶؛ اول پطرس ۱: ۲). اما آنان در عین  حال با یکدیگربرابرند. هر سه شخصیت «خدا» خوانده می‌شوند (یوحنا ۶: ۲۷؛   عبرانیان ۱: ۸؛ اعمال ۵: ۳-۴). هر سه حیات می‌بخشند (یوحنا ۵: ۲۱؛ رومیان  ۸: ۱۱). هر سه حرمتی را که شایستۀ خدا است، دریافت می‌دارند (یوحنا ۵: ۲۳؛  دوم قرنتیان ۱۳: ۱۴). هر سه ازلی هستند (یوحنا ۱: ۱؛ عبرانیان ۹: ۱۴).&lt;br /&gt; شعلۀ روح‌القدس را می‌توان اطفا کرد (اول تسالونیکیان ۵: ۱۹).  اما  روح‌القدس نوعی نیرو یا انرژی نیست. او نیز دارای شخصیت است، روح‌القدس نیز  همانند دیگر اعضای تثلیث، در رابطه خود با ما، شخصیت دارد. او سخن می‌گوید  (اعمال ۱۳: ۲)؛ می‌تواند محزون شود (اشعیا ۶۳: ۱۰؛  افسسیان ۴: ۳۰)؛ و  می‌تواند مورد بی حرمتی قرار گیرد (عبرانیان ۱۰: ۲۹). سخن گفتن بر ضد  روح‌القدس کفر گویی قلمداد می‌شود و گناهی است که آمرزیده نخواهد شد (مرقس  ۳: ۲۸-۲۹).&lt;br /&gt;روح‌القدس با پدر و پسر یکی است . ما می‌توانیم این امر را  در رومیان ۸: ۹-۱۰ مشاهده کنیم؛  در این آیه ها، کلمات «روح‌القدس» «روح  خدا"، «روح مسیح»، و «مسیح» به طور هم معنی به جای یکدیگر بکار می‌روند و  همه به معنی «خدا» هستند. این یکی بودن بدین معنی نیست که هویت پدر و پسر و  روح‌القدس یکی است. پسر پدر نیست، بلکه پسر یگانه پدر است (یوحنا ۳: ۱۶)؛   و روح‌القدس نیز پدر و پسر نیست، بلکه توسط پسر و پدر فرستاده می‌شود  (یوحنا ۱۵: ۲۶).  اما فکر، اراده و هدف هر سه شخصیت واحد است، همانگونه که  ذاتشان نیز واحد است. برخی خدای تثلیث را به تخم مرغی تشبیه کرده اند که از  سه بخش پوسته، سفیده و زرده تشکیل شده، اما هر سه با هم تخم مرغ را تشکیل  می‌دهند. اما خدا سه بخش ندارد، زیرا او ذات واحد است. همچنین برخی نیز  تشبیه آب را به کار می‌برند که به سه شکل آب، یخ و بخار وجود دارد، اما در  اصل یک چیز واحد است. در مقایسه قبلی، این تشبیه مناسب تر است، زیرا در هر  سه شکل، ماده واحدی دیده می‌شود. اما مشکل این تشبیه آن است که آب همزمان  نمی‌تواند در هرشکل وجود داشته باشد، در حالی که خدا در آن واحد، دارای سه  شخصیت است (مرقس ۱: ۱۰-۱۱).&lt;br /&gt;بهتر است خدای پدر را نویسنده‌ای در نظر  بگیریم که نمایشنامه‌ای می‌نویسد. نمایشنامه نمایانگر دنیایی است که ما در  آن زندگی می‌کنیم. نویسنده شخصیتی را در نمایشنامه جای می‌دهد که شخصیت وی  دقیقا همانند شخصیت خود او است. این شخصیت که دقیقا شبیه نویسنده نمایشنامه  است، عیسی است. روح نویسنده نیز در کل اثر دیده می‌شود و بر همۀ شخصیت‌های  نمایشنامه اثر می‌گذارد و به یک شخصیت قوت بخشیده، از دیگری قوت را باز  می‌ستاند. این روح نیز شبیه روح‌القدس است که در جهان فعال است.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;عمل روح‌القدس&lt;/b&gt;&lt;br /&gt; نخست آنکه روح‌القدس در آفرینش جهان فعال بود (پیدایش ۱: ۱-۲). وی در  بخشیدن دم حیات به انسان نقش داشت (پیدایش ۲: ۷؛ ایوب ۳۳: ۴). روح‌القدس  همچنین به نویسندگان کتاب مقدس الهام بخشید و ایشان را هدایت کرد تا دقیقا  آنچه را بنویسند که خدا می‌خواست (اعمال ۲۸: ۲۵؛  عبرانیان ۹: ۸،  ۱۰: ۱۵؛  دوم پطرس ۱: ۲۱).&lt;br /&gt;روح‌القدس در عهد عتیق فعال بود؛ او قوم اسرائیل را  تعلیم می‌داد (نحمیا ۹: ۲۰، ۳۰)، و بر ایشان نازل می‌شد تا بدیشان قدرت و  عطایا ببخشد (اعدا ۱۱: ۱۷، ۲۷: ۱۸؛ اول سموئیل ۱۹: ۲۰-۲۴، دوم پادشاهان ۲:  ۹-۱۴). اما داود از این واهمه داشت که مبادا خدا روح مقدس خویش را از او  بگیرد (مزمور ۵۱: ۱۱). بنابراین، شاید بتوان گفت که در دوران عهد عتیق،  روح‌القدس در درون هر ایمانداری ساکن  نمی‌شد، بلکه بر بعضی اشخاص در  زمانهایی خاص نازل می‌گشت تا ایشان توانایی آن را بیابند که خدمتی خاص را  انجام دهند.&lt;br /&gt;توسط روح‌القدس، نطفه مسیح در رحم مریم بسته شد (متی ۱:  ۲۰).  عیسی توسط روح‌القدس به قدرت مسح شد تا خدمت خود را آغاز کند (مرقس  ۱: ۱۰؛  لوقا ۴: ۱۸؛ اعمال ۱۰: ۳۸). عیسی نیز همانند ما به مساعدت و قدرت  روح‌القدس نیاز داشت، زیرا وی کاملا انسان شده بود. هنگامی که وی بر زمین  بود، اگر چه طبیعت الهی خود را حفظ کرده بود، اما قدرت و جلال  خود را کنار  گذارد (یوحنا ۱۷: ۵؛ فیلپیان ۲: ۷).&lt;br /&gt;در یوحنا بابهای  ۱۴ تا ۱۶، عیسی  وعدۀ آمدن عصر نوین روح را به شاگردان می‌دهد، زیرا وی قبلا با ایشان  زندگی کرده بود (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷). «فرستاده شدن» روح‌القدس، بدین شکل  نوین، بدین معنی نبود که وی پیش از آن در جهان حضور نداشت؛ اما در عهد جدید  روح‌القدس به طریقی خاص به جهان می‌آید تا برخی کارهای جدید انجام دهد.&lt;br /&gt; روح‌القدس به شکلی خاص نازل می‌شود تا کلیسا یعنی بدن مسیح را تاسیس کند  (افسسیان ۱: ۲۲-۲۳؛  ۵: ۲۹-۳۰).روح‌القدس سر منشا یگانگی و مشارکت ما با  یکدیگر است (اول قرنتیان ۱۲: ۱۳؛  افسسیان ۴: ۳). روح‌القدس در روز  پنطیکاست به کلیسا قدرت بخشید (اعمال ۲: ۱-۴)؛ این واقعه در عهد عتیق  پیشگویی شده بود (یوئیل ۲: ۲۸-۲۹؛ اعمال ۲: ۱۷-۱۸).  روح‌القدس عطایایی خاص  به کلیسا می‌بخشد تا به کلیسا در خدمتش کمک کند (رومیان ۱۲: ۶-۸؛  اول  قرنتیان ۱۲: ۸-۱۰). او کلیسا را هدایت می‌کند تا افراد مناسب برای خدمت  انتخاب شوند (اعمال ۱۳: ۲). او توسط نبوت ها، رویا‌ها و مکاشفات، کلام خود  را به کلیسا می‌فرستد (اعمال ۱۰: ۹-۱۶، ۱۶: ۹،  ۲۱: ۹- ۱۰؛  اول قرنتیان  ۱۴: ۲۶-۳۲؛  اول تیموتائوس ۴: ۱۴؛  مکاشفه ۱: ۱).&lt;br /&gt;اما عصر نوین  روح‌القدس فقط برای کلیسا که جامعه الهی است، فرا نمی‌رسد؛ روح‌القدس عمیقا  در زندگی هر ایماندار نیز عمل می‌کند. این روح‌القدس است که انسانها را به  گناهانشان ملزم می‌سازد (یوحنا ۱۶: ۸-۱۱). حزقیال نبوت کرد که خدا روح خود  را در درون هر یک از ما خواهد نهاد (حزقیال ۳۶: ۲۵-۲۸). وعده‌ای که عیسی  به شاگردانش داد، فقط این نبود که روح‌القدس در کنارشان باشد، بلکه وعده  داد که روح‌القدس در درون ایشان ساکن خواهد شد (یوحنا ۱۴: ۱۸). عیسی پیش از  صعود خود به آسمان، بر شاگردان دمید و فرمود: &lt;b&gt;«روح‌القدس را بیابید»&lt;/b&gt;  (یوحنا ۲۰: ۲۲). روح‌القدس در همه مسیحیان زندگی می‌کند (رومیان ۸: ۹؛ اول  قرنتیان ۶: ۱۹؛ غلاطیان ۴: ۶). هنگامی که ایمان می‌آوریم، از روح متولد  می‌شویم (یوحنا ۳: ۳-۶؛  اول یوحنا ۵: ۱)؛  روح‌القدس بر روح‌های ما شهادت  می‌دهد که فرزندان خدا هستیم (رومیان ۸: ۱۶؛ اول یوحنا ۵: ۶-۸). روح‌القدس  این حق را به ما می‌دهد که خدا را پدر خود بخوانیم (رومیان ۸: ۱۵؛ غلاطیان  ۴: ۶). عیسی وعده داد که روح‌القدس ما را تعلیم خواهد داد (یوحنا ۱۴: ۲۶،   ۱۵: ۲۶،  ۱۶: ۱۳-۱۴) و ما را هدایت خواهد کرد (مرقس ۱۱: ۱۳). در اعمال ۱۵:  ۲۸ و  ۱۶: ۶-۷ نمونه‌هایی از این امر را می‌بینیم. روح‌القدس همچنین به ما  کمک می‌کند تا مطابق اراده خدا دعا کنیم (رومیان ۸: ۲۶-۲۷).&lt;br /&gt;روح‌القدس  در درون هر مسیحی زندگی می‌کند (رومیان ۸: ۹). اما وی در هر ایماندار به  گونه‌ای متفاوت کار می‌کند. پولس رسول فرموده که هنگامی که ما ایمان  آوردیم، با روح مختوم شدیم (افسسیان ۱: ۱۳-۱۴).  اما در عین حال به ما  می‌گوید که &lt;b&gt;از روح پر شویم&lt;/b&gt; (افسسیان ۵: ۱۸). شاگردان در یوحنا ۲: ۲۲ روح‌القدس را یافتند، اما در اعمال ۲: ۴ از &lt;b&gt;روح پُر گشتند؛&lt;/b&gt;  در اعمال ۴: ۳۱ بار دیگر پر از روح شدند. روح‌القدس همچنین برای خدماتی  خاص، به شیوه‌هایی خاص بر اشخاص قرار می‌گیرد (اعمال ۱۳: ۲-۴؛  اول  تیموتائوس ۴: ۱۴).  پولس رسول به ما می‌گوید که &lt;b&gt;روح را اطفا مکنید&lt;/b&gt; (اول تسالونیکیان ۵: ۱۹). به تیموتائوس نیز فرموده که عطایی را که توسط نهادن دستهایش به او داده شده، &lt;b&gt;برافروزد&lt;/b&gt;  (دوم تیموتائوس ۱: ۶). پس مشاهده می‌کنیم که ما می‌توانیم به روح‌القدس یا  اجازه دهیم که در ما بیشتر عمل کند یا مانع کار او در خودمان گردیم. ما  می‌توانیم هم &lt;b&gt;از روح پر شویم&lt;/b&gt; و هم &lt;b&gt;روح را اطفا کنیم.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt; این «پر شدن از روح‌القدس» به چه معنی است؟ کدام اعمال روح‌القدس در زندگی  همه مسیحیان به یک شکل دیده نمی‌شود؟ این اعمال را به دو گروه می‌توان  تقسیم کرد: یکی عطایای خاص روح‌القدس است که نمونه‌هایی از آن در اول  قرنتیان ۱۲: ۸-۱۰ دیده می‌شود؛  دیگری، ثمرات روح‌القدس می‌باشد که در  غلاطیان ۵: ۲۲-۲۳ ذکر شده اند. برای بررسی بیشتر عطایا و قدرت روح‌القدس،  به مقالۀ عمومی «تعمید روح‌القدس» مراجعه کنید. در سطور زیر، ثمرات روح یا  «تقدیس» مورد بررسی قرار گرفته است.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;تقدیس&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;تقدیس چیست؟ به  طور خلاصه، یعنی شبیه شدن به مسیح. نتیجۀ تقدیس، به ظهور رسیدن محبت و  دیگر ثمرات روح است (اول قرنتیان ۱۳: ۱-۱۳؛  غلاطیان ۵: ۲۲-۲۳). تقدیس از  یک سو به معنی جدا شدن از گناه و جهان است، و از سوی دیگر، جدا شدن برای  خدا، به گونه‌ای که تمامی تواناییها و قابلیت‌های ما وقف خدا گردد.&lt;br /&gt; خدا به طوری به ما می‌نگرد که گویی کاملا مقدس هستیم (عبرانیان ۱۰: ۱۰).  اما ما در زندگی خود، مشاهده می‌کنیم که کاملا مقدس نیستیم. چگونه می‌توان  این تناقض را توضیح داد؟ در کتاب مقدس دو معنی برای تقدس ذکر شده است. در  معنی نخست، خدا به عنوان داور، ما را مقدس یا بی عیب به شمار می‌آورد. در  واقع، عیسی مسیح تقدس ما است (اول قرنتیان ۱: ۳۰)، و ما «مقدسین» خوانده  شده ایم (افسسیان ۱: ۱؛ فیلپیان ۱: ۱).&lt;br /&gt;اما معنی دوم تقدس در کتاب  مقدس، آن میزان واقعی از تقدس است که در زندگی و تجربۀ ما به چشم می‌خورد.  آیا هنگامی که به زندگی خود می‌نگریم، تقدس کامل را مشاهده می‌کنیم؟ نه، ما  چنین چیزی را مشاهده نمی‌کنیم. شخص ایماندار هنگامی که از نجات بهره مند  می‌گردد، عادل به حساب می‌آید، اما هنوز مرتکب گناهانی می‌شود و نیاز دارد  تا مقدس گردد. کار دائمی روح‌القدس همانا تقدس کردن ما است تا در زندگی  روزمره خود حقیقتا مقدس شویم (دوم تسالونیکیان ۲: ۱۳؛ اول پطرس ۱: ۲). خدا  ما را فرا می‌خواند تا زندگی مقدسی داشته باشیم (افسسیان ۱: ۴؛  اول  تسالونیکیان  ۴: ۳-۷؛  اول پطرس ۱: ۱۵-۱۶)؛ خداوند عیسی نیز به ما حکم کرده  است که مقدس یا کامل باشیم (متی ۵: ۴۸). اما در عمل، این روح‌القدس است که  ما را تقدیس کرده، مقدس می‌سازد.&lt;br /&gt;تقدس در بطن نجات ما نهفته است (دوم  تسالونیکیان ۲: ۱۳).  بدون تقدس ما نمی‌توانیم خدا را ببینیم (عبرانیان  ۱۲: ۱۴). تقدس خصوصیتی نیست که برای نجات یافتن باید دارا باشیم، بلکه  خصوصیتی است که به دنبال نجات پدید می‌آید (رومیان ۶: ۲۲). ما تنها توسط  تلاشهای خویش نمی‌توانیم مقدس شویم و روح‌القدس باید در این زمینه به ما  کمک کند. توسط روح‌القدس است که ما گناهان طبیعت گناه آلود خود را نابود  می‌سازیم (رومیان ۸: ۱۳). پولس مسیحیان غلاطیه را سرزنش کرد زیرا ایشان  زندگی مسیحی خود را با پذیرفتن نجات بعنوان عطای مجانی خدا آغاز کرده  بودند، اما بعد از مدتی، برای  کامل یا مقدس شدن بار دیگر به تلاشهای  انسانی متوسل شده بودند (به غلاطیان ۳: ۳ و مقالۀ عمومی: «طریق نجات»  مراجعه کنید).&lt;br /&gt;تنها توسط روح‌القدس است که  می‌توانیم مقدس شویم. اما  این سخن بدین معنی نیست که ما در این فرایند سهمی نداریم. سهم ما این است  که تادیب خدا را بپذیریم (عبرانیان ۱۲: ۹-۱۱)؛ بدنهای خود را در تقدس تربیت  کنیم (اول قرنتیان ۹: ۲۴-۲۷؛  اول تیموتائوس  ۴: ۷)؛  هر گناهی را از جسم و  روحمان دور سازیم (دوم قرنتیان ۷: ۱؛ عبرانیان ۱۲: ۱-۲)؛  کتاب مقدس را  مطالعه کنیم (دوم تیموتائوس ۳: ۱۶)؛ آیات آن را حفظ نماییم (مزمور ۱۱۹: ۱۱،  دوم پطرس ۱: ۴) و آنگاه به کلام خدا اجازه دهیم که رفتارمان را تغییر دهد.  ما می‌توانیم از رهبرانی که خدا برای ما تعیین کرده کمک بگیریم (افسسیان  ۴: ۱۱-۱۳). علاوه بر همه اینها، باید در دعا، از خدا طلب کمک نماییم  (کولسیان ۱: ۹-۱۰؛  تسالونیکیان  ۳: ۱۲-۱۳؛  ۵: ۲۳)، چرا که در غیر این  صورت شکست خواهیم خورد.&lt;br /&gt;دسته‌ای از مسیحیان اعتقاد دارند که تقدیس،  مرحلۀ خاص و مجزایی است. آنان بر این عقیده اند که پس از دعای بسیار و  طلبیدن روی خدا، می‌توانیم تقدس را طی تجربه‌ای خاص دریافت کنیم و  می‌توانیم با اطمینان بدانیم که آن را یافته ایم. آنان این تجربه تقدیس را  «عمل ثانوی فیض» می‌نامند (عمل نخست فیض منجر به نجات ما می‌شود). این گروه  از مسیحیان تعلیم می‌دهند که نجات نخستین ما باعث می‌شود تا ما تولد تازه  بیابیم و از دنیا جدا شویم (اول یوحنا ۵: ۴) و روح‌القدس در ما ساکن گردد  (رومیان ۸: ۹). در این مرحله ما در مسیح اطفال هستیم (اول قرنتیان ۳: ۱).  اما «عمل ثانوی فیض» که گاهی «برکت ثانوی» نیز خوانده می‌شود، منجر به  تقدیس ما و جدا شدن ما از خویشتن (غلاطیان ۲: ۲۰) و پر شدن از روح‌القدس  می‌شود (افسسیان ۵: ۱۸). پس از آن ما کامل می‌شویم (افسسیان ۴: ۱۳) و محبت  خدا در ما کامل می‌گردد (اول یوحنا ۴: ۱۲، ۱۷).  بسیاری از این مسیحیان  معتقدند که ما می‌توانیم کاملا مقدس باشیم به گونه‌ای که چه آگاهانه و چه  نا آگاهانه، دیگر مرتکب گناه نخواهیم شد (اول یوحنا ۳: ۹). آنان بر این  عقیده اند  که بخش پایانی باب هفتم از رساله رومیان، تصویری از مسیحی  نابالغ و ناکامل ترسیم می‌کند؛ در حالی که باب هشتم رومیان، تصویری از یک  مسیحی بالغ و کامل به دست می‌دهد که از تجربه «برکت ثانوی» بهره مند شده  است. آنان بر پری روح‌القدس در اعمال ۲: ۴ و ۹: ۱۷ به عنوان نمونه‌های از  این تجربۀ تقدس اشاره می‌کنند (به مقالۀ عمومی: «تعمید روح‌القدس» مراجعه  کنید).&lt;br /&gt;ما اکثر مسیحیان اعتقاد دارند که تقدیس فرایندی است تدریجی که  مستلزم گذشت زمان می‌باشد و حتی تا هنگام مرگمان نیز ادامه دارد. ایشان به  وجود تجربه‌ای مجزا برای تقدیس باور ندارند. آنان به آیاتی اشاره می‌کنند  که می‌گویند ما در حال مقدس شدن می‌باشیم (غلاطیان ۳: ۳؛ عبرانیان ۱۰: ۱۴،   ۱۲: ۱۰-۱۱)؛ یا آیاتی که می‌گویند ما هنوز در حال رسیدن به هدفیم و پیوسته  باید علیه گناه مبارزه نماییم (عبرانیان  ۱۲: ۱-۴).  بسیاری از آیات عهد  جدید حاکی از آنند که یک مسیحی باید بدن خود را «ریاضت» دهد، خود را به  عنوان «قربانی» زنده تقدیم خدا کند، در مسابقه «بدود» یا «بجنگد». وجود  آیاتی از این دست، نشانگر این است که ما هنوز کاملا مقدس نشده ایم. خود  پولس رسول می‌فرماید که هنوز کامل نشده است، اما برای کاملیت همچنان تلاش  می‌کند (فیلپیان ۳: ۱۲-۱۴)، گر چه او خود را جزو اشخاص کامل می‌داند  (فیلپیان ۳: ۱۵). برخی به اول یوحنا ۱: ۸  اشاره می‌کنند که می‌فرماید اگر  ادعا کنیم که بی گناه  هستیم، گفتار ما بر صداقت استوار نیست. هر قدر در  مسیح «کامل تر» و «بالغتر» می‌شویم، بیشتر به نقض و گناهکار بودن خود پی  می‌بریم. پولس رسول در پایان زندگی خود را بزرگترین گناهکاران می‌داند (اول  تیموتائوس ۱: ۱۵). مسیحیانی که این دیدگاه دوم را می‌پذیرند، معمولا  معتقندند که بخش پایانی باب هفتم رومیان، به پیکار هر روزۀ یک مسیحی اشاره  دارد. آنان بر این عقیده اند که یک مسیحی می‌تواند به تدریج از حیات  پیروزمندانه‌ای که در باب هشتم رومیان ذکر شده، بهره مند شود و به شکل  فراینده‌ای آن را تجربه کند، اما در این جهان، جنگ او علیه طبیعت گناه آلود  قدیمی، هرگز به طور کامل پایان نخواهد پذیرفت.&lt;br /&gt;هر مسیحی تجربه‌ای  متفاوت دارد. بسیاری از مسیحیان می‌گویند که «برکت ثانوی» یا پری مخصوص  روح‌القدس را دریافت کرده اند. بعضی از مسیحیان دوره‌های ناگهانی تقدیس  فزاینده  را علاوه بر تجربۀ تدریجی تقدیس تجربه کرده اند. خدا در زندگی  اشخاص مختلف به طرق گوناگون عمل می‌کند. ما نباید بر اساس تجر به‌های خاص  خودمان، برای عملکرد روح‌القدس محدودیت قائل شویم.&lt;br /&gt;ما در مورد تجربۀ تقدیس هر باوری هم داشته باشیم، مسئولیت مان مشخص است: «به ما حکم شده است که مقدس باشیم. پولس رسول می‌نویسد: &lt;b&gt;... در هر سیرت مقدس باشید&lt;/b&gt; (اول پطرس ۱: ۱۵). &lt;b&gt;در پی سلامتی با همه بکوشید و تقدسی که به غیر از آن هیچ کس خداوند را نخواهد دید&lt;/b&gt; (عبرانیان ۱۲: ۱۴).  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-8299265272176534229?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/8299265272176534229/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=8299265272176534229' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8299265272176534229'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8299265272176534229'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/12/blog-post_24.html' title='روح‌القدس کیست؟'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-8099553443868125767</id><published>2011-12-23T01:52:00.000-05:00</published><updated>2011-12-23T01:53:20.781-05:00</updated><title type='text'>طریق نجات</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;b&gt;شرایط انسان&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;تمامی انسانها، بنا بر طبیعت خود، گناهکارند  (رومیان ۳: ۱۰-۱۲). نخستین زن و مرد مرتکب گناه شدند (پیدایش ۳: ۱-۶)، و از  آن زمان تا کنون هر مرد، زن و کودکی مرتکب گناه شده است (رومیان ۳: ۲۳).  نتیجه این وضعیت، مرگ جسمانی (رومیان ۵: ۱۲) و مرگ روحانی بوده است (رومیان  ۷: ۱۱، افسسیان ۲: ۱). انسانهایی که نجات نیافته اند، اسیر گناه می‌باشند و  از ارتکاب بدی گریزی ندارند (رومیان ۶: ۱۷-۲۱)، و دشمنان خدا هستند  (رومیان ۸: ۷). بسیاری از انسانها با انجام اعمال نیکو، سعی می‌کنند به  اشخاصی عادل تبدیل شوند. اما اشعیا می‌گوید که اعمال نیکوی ما &lt;b&gt;مانند لته ملوث&lt;/b&gt;  است (اشعیا ۶۴: ۶) و برای نجات ما هیچ سودی ندارند. برخی دیگر نیز سعی  می‌کند با اطاعت از احکام الهی که در شریعت آمده، و در عهد عتیق ثبت شده،  اشخاصی عادل گردند؛ اما این طریق نیز نتیجه‌ای ندارد (به غلاطیان ۲: ۱۵-۱۶،  ۳: ۱۱ و تفسیر آن مراجعه کنید).&lt;br /&gt;انسانها با خواست و اعمال خود  نمی‌توانند نجات یابند (رومیان ۹: ۱۶). نجات ایشان تنها توسط فیض و رحمت  الهی میسر است (به افسسیان ۲: ۸-۹، تیطس ۳: ۴-۷ و تفسیر آن مراجعه کنید).&lt;br /&gt;&lt;b&gt;عمل خدا&lt;/b&gt;&lt;br /&gt; خدا هر آنچه را که برای نجات لازم بوده است، انجام داده است. پولس رسول در  رومیان ۸: ۲۹-۳۰ کارهایی را که خدا برای نجات ما انجام داده است، به ترتیب  ذکر کرده است. خدا پیش از آفرینش جهان، مطابق پیش دانی خود، مقدر کرد که  شبیه پسرش شویم (رومیان ۸: ۲۹، اول پطرس ۲: ۲). او همچنین ما را می‌خواند،  ما را عادل می‌گرداند و ما را جلال می‌دهد (رومیان ۸: ۳۰). تمامی این  اصطلاحات و همچنین ااصطلاحات مشابه دیگر، بیان کنندۀ کاری است که خدا برای  ما انجام داده؛ مجموع این کارها در واژه «نجات» خلاصه شده است.&lt;br /&gt;خدا ما  را خوانده است. کتاب مقدس به ما می‌گوید که هیچکس نمی‌تواند به سوی عیسی  بیاید مگر اینکه پدر او را جذب کند (یوحنا ۶: ۴۴)؛ و ما نمی‌توانیم پدر را  بشناسیم مگر اینکه پسر او را بر ما مکشوف سازد (متی ۱۱: ۲۷). انسان در  وضعیت گناه آلود خود، نمی‌تواند امور مربوط به روح خدا را درک کند (اول  قرنتیان ۲: ۱۴). دعوت خدا از انسان بسیار اهمیت دارد، در غیر این صورت  هیچکس قادر نخواهد بود به سوی او بازگردد (به مقالۀ عمومی: «نجات – جبر یا  اختیار؟» مراجعه کنید).&lt;br /&gt;خدا همچنین ما را «عادل» گردانیده است. این  واژۀ بدین معنی نیست که خدا واقعا ما را عادل ساخته است، بلکه معنی آن این  است که او «ما را عادل اعلام می‌کند» یا «عادل به حساب می‌آورد». این عمل  خدا، عملی قضایی محسوب می‌شود که توسط آن &lt;b&gt;به فیض او مجانا&lt;/b&gt; گناهان ما  آمرزیده می‌شود؛ این امر بر اساس فدیه مسیح بر صلیب میسر می‌شود (رومیان  ۳: ۲۴). خدا نمی‌تواند  گناه را نادیده بگیرد و باید گناه را جزا دهد. در  مسیح، خدا خودش برای گناهان انسان کفاره را پرداخت کرد. این عمل وی او را  قادر می‌سازد که ما را بیامرزد و ما را «عادل محسوب نماید» (به رومیان ۳:  ۲۵-۲۶ و تفسیر آن و نیز به مقالۀ عمومی: «عیسی مسیح» مراجعه کنید).&lt;br /&gt; خدا نه تنها ما را عادل محسوب می‌کند، بلکه طبیعت نوینی نیز به ما می‌دهد  که ما را قادر می‌سازد تا زندگی یی همانند فردی عادل داشته باشیم. این امر  در واژه «تولد تازه» دیده می‌شود. ما در گناه مرده بودیم، اما می‌توانیم در  عیسی مسیح «زنده» باشیم (رومیان ۸: ۱۰-۱۱، افسسیان ۲: ۱-۵). عیسی فرمود که  ما باید از &lt;b&gt;سر نو مولود&lt;/b&gt; شویم (به یوحنا ۳: ۳، ۵-۷ و تفسیر آن مراجعه کنید).&lt;br /&gt;ما توسط &lt;b&gt;کلام خدا که زنده و تا ابدالاباد باقی است،&lt;/b&gt;  تولد تازه یافته ایم (اول پطرس ۱: ۲۳). هنگامی که ما نجات می‌یابیم، طبیعت  کهنه ما اصلاح نمی‌شود، بلکه طبیعت روحانی تازه‌ای می‌یابیم که توانایی  اطاعت از خدا را دارد (افسسیان ۴: ۲۲-۲۴) و ما &lt;b&gt;خلقت تازه&lt;/b&gt; می‌شویم  (دوم قرنتیان ۵: ۱۷). برخی مسیحیان بر این عقیده اند که این «تولد تازه» با  تعمید آب مرتبط است (به تیطس ۳: ۵ و به مقالۀ عمومی: «تعمید آب» مراجعه  کنید).&lt;br /&gt;با وجود این، خدا نه تنها ما را عادل محسوب می‌کند و طبیعت  جدیدی به ما می‌دهد که ما را قادر می‌سازد که عادل باشیم، بلکه به ما کمک  نیز می‌کند که واقعا عادل شویم. او ما را «تقدیس» می‌کند، یعنی از تقدس خود  به ما عطا می‌کند. عیسی نه تنها انسان را از مجازات گناه آزاد می‌سازد،  بلکه همچنین قوم خود را از &lt;b&gt;گناهانشان&lt;/b&gt; پاک می‌سازد. (متی ۱: ۲۱،  رومیان ۶: ۲۲). به یک معنی، ما توسط قربانی عیسی مسیح که یکبار انجام شد،  قبلا مقدس شده ایم (عبرانیان ۱۰: ۱۰). ما قبلا مقدسین خوانده شده ایم  (افسسیان ۱: ۱، فیلیپیان ۱: ۱). اما به معنی دیگر، ما اغلب در زندگی روزمره  مان تقدس را تجربه نمی‌کنیم. بنابراین، کتاب مقدس در مورد عمل مداوم و  مستمر روح‌القدس در تقدس نمودن ما سخن می‌گوید (به رومیان ۷: ۲۴-۲۵، ۸:  ۱۰-۱۱، غلاطیان ۳: ۳ و مقالۀ عمومی: «روح‌القدس» مراجعه کنید).&lt;br /&gt;خدا  همچنین ما را «جلال» می‌دهد (رومیان۸: ۳۰). واژه  جلال یافتن به قیام  بدنهای ما و حیات ابدی ما اشاره دارد. عیسی دعا کرد که ما جلال او را  همواره مشاهده کنیم (یوحنا ۱۷: ۳۴)؛ پولس نیز می‌فرماید که ما در این جلال  سهیم خواهیم شد (رومیان ۸: ۱۷). بدنهای فعلی ما به بدنهای پر جلال مبدل  خواهند شد (اول قرنتیان ۱۵: ۴۲-۴۴)، و مرگ مغلوب خواهد شد (اول قرنتیان ۱۵:  ۵۴-۵۷). پولس خاطر نشان می‌سازد که نجات ما نه تنها به این جهان، بلکه به  جهان آینده نیز مربوط می‌شود. قیام بدنهای ما، بخشی مرکزی از امید ما به  آینده است (اول قرنتیان ۱۵: ۱۲-۲۰)؛ خدا حیات جاودانی را به وعده داده است  (به یوحنا ۳: ۱۶ و ۱۰: ۲۸ مراجعه کنید).&lt;br /&gt;در کتاب مقدس اصطلاحات دیگری  نیز وجود دارد که نجات ما را تشریح می‌کند. برای مثال، ما در مسیح «فدیه»  شده ایم (افسسیان ۱: ۷) . فدیه یا باز خرید به معنی «رهایی یافتن در اثر  پرداخت بها» است. عیسی مسیح ما را از گناه (تیطس ۲: ۱۴) و لعنت شریعت  (غلاطیان ۳: ۱۳) رهایی داد و ما را برای خدا بازخرید کرد (اعمال ۲۰: ۲۸،  مکاشفه ۵: ۹).  ما &lt;b&gt;به قیمتی خریده&lt;/b&gt; شده ایم (اول قرنتیان ۶: ۲۰)، یعنی به قیمت خون او (اول پطرس ۱: ۱۸-۱۹).&lt;br /&gt;واژۀ دیگری که نجات ما را تشریح می‌کند، واژه «فرزند خواندگی» است، که به معنی فرزند خدا شدن است. خدای پدر &lt;b&gt;ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده شویم&lt;/b&gt;  (افسسیان ۱: ۵). وی این کار را توسط کار عیسی مسیح و وارد شدن روح‌القدس  به زندگی مان تحقق می‌بخشد (رومیان ۸: ۱۴-۱۷،  غلاطیان ۴: ۵-۷). در حال  حاضر، ما تنها نوبر میراث خویش را یافته ایم. اما پولس رسول در مورد  تجربه‌ای در آینده سخن می‌گوید که پسر خواندگی است؛ این عمل در آینده به  شکل کامل صورت خواهد پذیرفت، یعنی زمانی که بدنهای ما قیام کند، ما به  عنوان دختران و پسران خدا، به شکل کامل از حقوق فرزند خواندگی خود بهره مند  خواهیم شد (رومیان ۸: ۱۸-۲۵؛  افسسیان ۱: ۱۳-۱۴).&lt;br /&gt;بنابراین، مشاهده  می‌کنیم که نجات واژه‌ای است که به سه زمان مربوط می‌شود، یعنی به گذشته،  حال و آینده. ما قبلا نجات یافته ایم (افسسیان ۲: ۵، ۸، دوم تیموتائوس ۱:  ۹). اکنون نیز در حال نجات یافتن می‌باشیم (اول قرنتیان ۱: ۱۸، دوم قرنتیان  ۲: ۱۵، فیلیپیان ۲: ۱۲-۱۳)؛ و در آینده نیز نجات خواهیم یافت (رومیان ۱۳:  ۱۱، اول تسالونیکیان ۵: ۹، اول پطرس ۱: ۵). یا به عبارتی دیگر، در گذشته ما  «عادل شده"، «فدیه داده شده» و صاحب «طبیعتی تازه» شده ایم؛ در زمان حال  «تقدیس» می‌شویم؛ و در آینده به شکل کامل «فرزند خواندگی» را تجربه خواهیم  کرد و بدنهایمان «جلال» خواهد یافت.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;واکنش انسان&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;انسان  نمی‌تواند خود را نجات دهد؛ نجات او تنها توسط فیض و رحمت خدا میسر است.  اما این سخن بدین معنی نیست که انسان سهمی در نجات خویش ندارد و اگر چه  عیسی بر صلیب گناهان تمام جهان را بر خود گرفت (یوحنا ۱: ۲۹)، اما همۀ  انسانها این نجات را نمی‌یابند. برای دریافت نجاتی که خدا ارزانی  می‌فرماید، فقط یک قدم باید برداشت، و آن ایمان به مسیح است (یوحنا ۳:  ۱۶-۱۸،  اعمال ۱۶: ۳۱).&lt;br /&gt;ایمان به مسیح نه تنها به معنی ایمان به این  حقیقت است که عیسی همان مسیح موعود و پسر خدا است (یوحنا ۸: ۲۴)، بلکه به  معنی پذیرش مسیح در قلب و توکل کامل به او است (دوم تیموتائوس ۱: ۱۲).  ایمان فقط به معنی شناخت عیسی نیست، بلکه به معنی تعهد قلبی نسبت به او نیز  می‌باشد. داشتن ایمان حقیقی بدین معنی نیست، بلکه به معنی تعهد نسبت به او  نیز می‌باشد. داشتن ایمان حقیقی بدین معنی است که ما به گناهانمان اعتراف  کرده (اول یوحنا ۱: ۹)، از آنها توبه کرده، ترکشان کنیم (لوقا ۱۳: ۳، ۵؛  اعمال ۲: ۳۸). اگر ما حقیقتا ایمان داشته باشیم، در حضور همگان با زبان  خود، ایمان خود را به عیسی خداوند اعتراف کرده، مسیحی بودن خود را پنهان  نخواهیم ساخت (متی ۱۰: ۳-۳۳؛ رومیان ۱۰: ۹-۱۰). ما همچنین حکم عیسی را برای  تعمید یافتن، اطاعت خواهیم کرد (به متی ۲۸: ۱۹-۲۰؛ مرقس ۱۶: ۱۵-۱۶؛ اعمال  ۲: ۳۸؛ و مقالۀ عمومی: «تعمید آب» مراجعه کنید).&lt;br /&gt;گرچه نجات عملی است  که خدا برای ما توسط مرگ عیسی مسیح بر صلیب انجام داد، اما لازم است که ما  به این نجات ایمان داشته، به آن اتکا نماییم. اما باید به یاد بسپاریم که  سر منشا و خاستگاه نجات، ما نیستیم بلکه خدا است، خدایی که آن را به فیض  خود و مجانا به ما ارزانی می‌فرماید. ما نجات را با قدرت و تلاش خود و یا  با اعمال نیکو به دست نمی‌آوریم (رومیان ۹: ۱۶)، بلکه توسط ایمان. ایمان به  معنی انجام یک عمل یا وظیفه نیست که به جا آوردنش برای دریافت نجات ضروری  باشد؛ ایمان یعنی فقط اعتماد و تکیه کردن به خدا و به فیض او (رومیان ۴:  ۵).&lt;br /&gt;به همین دلیل پولس رسول می‌فرماید که نجات و تمامی برکات آن، &lt;b&gt;محض فیض و بوسیله ایمان&lt;/b&gt;  حاصل می‌شود (افسسیان ۲: ۸). در آیات دیگر پولس واژۀ » بوسیله ایمان»  را  به جای «محض فیض بوسیله ایمان»  به کار می‌برد و بدین شکل آن را به صورت  موجزتری بیان می‌کند. ما توسط ایمان عادل شمرده می‌شویم (رومیان ۳: ۲۷-۲۸؛  غلاطیان ۲: ۱۵-۱۶)؛  توسط ایمان مقدس می‌شویم (اعمال۲۶: ۱۸، غلاطیان ۳:  ۱-۵)؛ توسط ایمان در خانواده خدا متولد می‌شویم (یوحنا ۱: ۱۲-۱۳). اما  ایمان خود عطایی از سوی خدا است؛ ما به هیچ وجه نمی‌توانیم به چیزی از  خودمان افتخار کنیم (اعمال ۳: ۱۶؛ افسسیان ۲: ۹؛  فیلپیان ۱: ۲۹؛ دوم  تیموتائوس ۲: ۲۵). ایمان را عیسی در ما به وجود می‌آورد و آن را تا به  انتها حفظ نموده، کاملش می‌گرداند (عبرانیان ۲: ۱۲).&lt;br /&gt;مثال پنجره  می‌تواند به ما در درک رابطه بین فیض و ایمان کمک کند. توسط پنجره است که  نور خورشید می‌تواند وارد اطاق ما شود، اما صرفا داشتن پنجره نمی‌تواند  باعث شود که نور خورشید به درون اطاق ما بیاید. فیض به نور خورشید می‌ماند و  ایمان نیز به پنجره. ما فیض خدا را توسط ایمان می‌یابیم، اما صرف ایمان  داشتن به خودی خود لزوما بدین معنی نیست که شایستگی دریافت فیض خدا را  داریم. ما می‌توانیم  پنجره خود را به گونه‌ای با پردۀ بی ایمانی بپوشانیم  که فیض خدا نتواند وارد شود. ایمان و توکل به خدا شرایط ضروری برای نجات ما  هستند، اما سرمنشا و خاستگاه نجات ما نیستند.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ایمان و اعمال&lt;/b&gt;&lt;br /&gt; سایر مذاهب دنیا تعلیم می‌دهند که انسان با انجام اعمال نیکو می‌تواند  رستگار گردد. پیروان مذاهب دیگر تصورشان این است که مسیحیان نیز برای کسب  نجات و رستگاری، اعمال نیکو انجام می‌دهند، زیرا می‌بینند که ایشان چنین  اعمالی انجام می‌دهند. از این رو، بسیاری را نظر بر آن است که بین مسیحیت و  مذاهب دیگر تفاوتی نیست.&lt;br /&gt;اما این نظر درست نیست. تفاوت بین مسیحیت و  مذاهب دیگر بسیار زیاد است. مسیحیان ابتدا نجات را دریافت می‌دارند؛ آنگاه،  پس از آن است که حقیقتا قادر می‌شوند تا اعمال نیکو انجام دهند. ما اعمال  نیکو انجام نمی‌دهیم تا نجات را کسب کنیم، بلکه اعمال نیکو انجام می‌دهیم  چون قبلا نجات یافته ایم.&lt;br /&gt; اما در این مورد نیز بسیاری از مسیحیان  مرتکب خطای بزرگی می‌شوند. آنان تصور می‌کنند که برای اینکه نجات را حفظ  کنند و آ را از دست ندهند، باید اعمال نیکو انجام دهند. اما به همان شکل که  انسان با تلاش و عمل خود، نمی‌تواند به نجات و رستگاری دست یابد، با تلاش و  کارهای نیک خود نیز قادر به حفظ آن نیست (غلاطیان ۳: ۳). نجات ما از آغاز  تا پایان، بر فیض خدا استوار است و توسط ایمان دریافت می‌شود.&lt;br /&gt;اما با  اینکه این نکات کاملا درست است، مسیحیان باید خدا را اطاعت کنند و اعمالی  را انجام دهند که او را خشنود می‌سازد. اگر در زندگی ما اعمال نیکو یا  رفتار نیکو دیده نمی‌شود، این امر بدین معنی است که ایمان ما اصیل و راستین  نیست. اعمال نیکو همواره با ایمان حقیقی همراهند (به یعقوب ۲۶۱۷ و تفسیر  آن مراجعه کنید).&lt;br /&gt;با مثالی از درخت، می‌توانیم رابطه بین ایمان و  اعمال را درک کنیم. درخت برای آنکه میوه آورد، نخست باید زنده باشد؛ به  همان شکل، یک فرد برای آنکه اعمال نیک به جا آورد، نخست باید از نظر روحانی  و معنوی احیا گردد. اما کسانی که ایمان ندارند و از نجات بهره مند نیستند،  هنوز مرده هستند! آنان قدرت انجام اعمال نیکویی را ندارند که خدا را خشنود  می‌سازد. همانگونه که درختی مرده نمی‌تواند ثمر آورد، اشخاصی نیز که در  گناه مرده اند و هنوز نجات نیافته اند، نمی‌توانند اعمالی حقیقتا نیکو  انجام دهند، یعنی اعمالی که انگیزه انجامشان، محبتی عاری از خودخواهی نسبت  به خدا و دیگر انسانها است. چنین اشخاصی برای نجات یافتن هنوز به اعمال  خویش متکی هستند، نه به عمل خدا (رومیان ۴: ۴-۵). اعمال نیکوی حقیقتی نه به  خاطر منافع شخصی، بلکه به خاطر دیگران انجام می‌شود و نشان دهندۀ محبت ما  به خدا می‌باشد (یوحنا ۱۴: ۲۱).&lt;br /&gt;از سوی دیگر، درخت میوه که زنده است،  باید ثمر بیاورد؛ اگر ثمری نیاورد، یا مرده است، یا در حال مرگ. اگر بگوییم  ایمان داریم ولی اعمال نیکو در زندگی ما دیده نشود، ایمان ما نمی‌تواند  اصیل و راستین باشد (متی ۷: ۲۱؛ یوحنا ۲: ۴). اعمال نیکو دلیلی است بر  حقیقی بودن ایمان ما؛ ایمان حقیقی پیوسته اعمال نیکو را به ثمر می‌آورد.&lt;br /&gt; با این توضیحات، اگر مذاهب دیگر از انسانهای مرده انتظار دارند که اعمال  نیکو انجام دهند، مانند آن است که از درختی مرده انتظار برود که میوه بدهد؛  گویی درخت با میوه آوردن، زنده می‌شود. اما بر اساس دیدگاه مسیحیت، انسان  ابتدا باید حیات بیابد، آنگاه قادر خواهد شد ثمر بیاورد.&lt;br /&gt;بنابراین،  آنچه که «ما» موظف به انجامش هستیم، این است که ایمان خود را «به کار  گیریم» و این کار را باید با ترک گناهان خود و اطاعت از خدا انجام دهیم.  اگر از ایمانی حقیقی برخوردار باشیم، رفتاری کاملا متفاوت خواهیم داشت  (رومیان ۸: ۱۳؛ اول قرنتیان ۶: ۹-۱۱؛  غلاطیان ۵: ۱۹-۲۶). اما انجام این  اعمال تنها به این دلیل برای ما میسر است که خدا از پیش این قدرت را به ما  داده است تا این اعمال را انجام دهیم. او حیاتی نوین، فکری نوین و طبیعتی  نوین به ما داده است؛ به این علت ما قادر می‌گردیم زندگی خدا پسندانه‌ای در  پیش گیریم. &lt;b&gt;«پس‌ای عزیزان من ... نجات خود را به ترس و لرز بعمل آورید.  زیرا خداست که در شما برحسب رضامندی خود، هم اراده و هم فعل را بعمل ایجاد  می‌کند»&lt;/b&gt;  (فیلیپیان ۱۲: ۱۳-۱۶). &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-8099553443868125767?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/8099553443868125767/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=8099553443868125767' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8099553443868125767'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8099553443868125767'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/12/blog-post_23.html' title='طریق نجات'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-7663481839905909743</id><published>2011-12-22T10:10:00.000-05:00</published><updated>2011-12-22T10:12:01.952-05:00</updated><title type='text'>عیسی مسیح کیست؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;عیسی اسامی و لقب‌های بسیاری دارد. نام «عیسی» یعنی «کسی که نجات می‌دهد».  ما معمولا لقب «مسیح» را به نام او اضافه می‌کنیم. واژه «مسیح» از واژۀ  عبری «ماشَیخ» گرفته شده شده است «مسیح» یا «ماشیخ» به معنی «مسح شده» یا  «کسی که خدا او را برای خدمت مسح کرده» می‌باشد.&lt;br /&gt;زمانی که عیسی چشم به  جهان گشود، یهودیان چند صد سال بود که در انتظار آن شخص «مسح شده» بودند.  اشعیای نبی در مورد ماشیخ موعود نوشته بود که او کسی است که گناهان و غمهای  انسانها را بر خود می‌گیرد (اشعیا ۵۳: ۱-۱۲)؛ او نوشته بود که مسیح حتی &lt;b&gt;خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی&lt;/b&gt;  خوانده خواهد شد (اشعیا ۹: ۶). با وجود این، یهودیان در انتظار پادشاهی  بودند که ایشان را در راه پیروزی سیاسی بر امپراطوری روم رهبری نماید. آنان  اعتقاد نداشتند که ماشیخ موعود، پسر خدا خواهد بود که باید همانند یک  انسان بر زمین بیاید و اینکه بر صلیب بمیرد.&lt;br /&gt;اصطلاحات «پسر خدا» و  «پسر انسان» اصطلاحات دیگری هستند که در مورد عیسی به کار گرفته شده اند  (به مرقس ۲: ۱۰، یوحنا ۱: ۱۴، ۱۸، ۳۴ و ۵: ۲۵-۲۷ و تفسیر آنها مراجعه  کنید). واژه «پسر خدا» معمولا بر الوهیت عیسی تاکید دارد و واژه «پسر  انسان» معمولا بر نقش او به عنوان مسیح. در عهد عتیق، مسیح «پسر انسان»  نامیده شده است. (دانیال ۷: ۱۳-۱۴). اگر چه این مسیح یا «پسر انسان» از  آسمان نازل می‌شد و پرستشی را که شایسته خدا بود، برای خویشتن می‌پذیرفت،  اما عیسی در طول زندگی بشری خود، هر گاه که واژه «پسر انسان» را به کار  می‌گیرد، بر انسانیت خود تاکید دارد (متی ۸: ۲۰؛ ۱۱: ۱۹؛ ۱۷: ۲۲-۲۳). این  واژه‌ها در متی ۲۶: ۶۳-۶۵، به شکل مترادف و هم معنی به کار رفته اند.&lt;br /&gt; ما باید در مورد عیسی مسیح دو موضوع را مدنظر داشته باشیم: نخست آن که وی  کاملا انسان؛ دوم آن که او کاملا خدا نیز هست. او هم انسان است و هم خدا  (رومیان ۱: ۳-۴).&lt;br /&gt;&lt;b&gt;عیسی خدا است&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;عیسی از خصوصیاتی الهی  برخوردار است. او موجودی ازلی است که همواره خدا بوده است (یوحنا ۱: ۱-۲،  ۱۷: ۱-۵). عیسی در آفرینش جهان نقش داشته است (یوحنا ۱: ۳، کولسیان ۱:  ۱۶-۱۷، عبرانیان ۱: ۲). خدا در عیسی بوده و عیسی در خدا (یوحنا ۱: ۱۰، ۱۷:  ۲۱، ۲۳). عیسی &lt;b&gt;پسر یگانه&lt;/b&gt; یا &lt;b&gt;نخست زاده&lt;/b&gt; خدا خوانده شده است (یوحنا ۳: ۱۶-۱۸، کولسیان ۱: ۱۵، ۱۸، عبرانیان ۱: ۶).&lt;br /&gt;کتاب مقدس به شکل مشخص خاطر نشان می‌سازد که عیسی پدر را به ما نشان داده است (یوحنا ۱: ۱۸، ۱۴: ۹) و نیز این که او &lt;b&gt;صورت خدای نادیده&lt;/b&gt; (کولسیان ۱: ۱۵) و &lt;b&gt;خاتم جوهر&lt;/b&gt;  خدا است (عبرانیان ۱: ۳). کتاب مقدس همچنین خاطر نشان می‌سازد که عیسی با  خدا یکی است (یوحنا ۱۰: ۳۰، ۱۷: ۱۱، ۲۲) و با او برابر است (فیلیپیان ۲:  ۶). در واقع، کتاب مقدس صریحا اعلان می‌کند که عیسی خدا است (یوحنا ۱:،  رومیان ۹: ۵، عبرانیان ۱: ۸). عیسی فقط از بخشی از الوهیت برخوردار نیست،  بلکه &lt;b&gt;پُری الوهیت&lt;/b&gt; در او ساکن است (کولسیان ۱: ۱۹، ۲: ۹). او کاملا خدا است.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;عیسی انسان است&lt;/b&gt;&lt;br /&gt; اما در عین حال، عیسی کاملا انسان است. اگر چه نطفۀ او توسط روح‌القدس  بسته شد. اما او مادری داشت که انسان بود و به عنوان یک کودک قدم بدین جهان  گذاشت (متی ۱: ۲۰، لوقا ۱: ۳۴-۳۵). اگر چه عیسی خدا بود، اما به شباهت  مردمان شد (فیلیپیان ۲: ۷) انسانها می‌توانستند او را ببینند و لمس کنند  (اول یوحنا ۱: ۱-۲)؛ او همانند انسانهای دیگر خسته، تشنه، و گرسنه می‌شد و  همچون دیگر انسانها می‌گریست. &lt;b&gt;عیسی آزموده شده در هر چیز به مثال ما&lt;/b&gt; است (عبرانیان ۴: ۱۵). همانند ما، عیسی نیز در مواردی که خدا آینده را بر او مکشوف نمی‌ساخت، اطلاعی از آینده نداشت (مرقس ۱۳: ۳۲).&lt;br /&gt; اعتقاد به این موضوع که عیسی کاملا انسان شد، اهمیتی حیاتی دارد. یوحنا  موضوع را آزمونی می‌داند برای تشخیص کسانی که روح خدا را دارند از آنانی که  او را ندارند؛ او می‌گوید که انبیای دروغین و فریبکار، این موضوع را انکار  می‌کنند که عیسی در جسم ظاهر شد (اول یوحنا ۴: ۱-۲).&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بدعت‌هایی در مورد عیسی&lt;/b&gt;&lt;br /&gt; کلیسا از همان ابتدای تاریخ خود، با اشخاصی روبرو شد که آموزه‌های نادرستی  را در مورد عیسی تعلیم می‌دادند. حتی امروزه نیز اشخاصی هستند که با پیروی  از تعالیم نادرست در مورد عیسی، در طریق گمراهی گام بر می‌دارند. این  تعالیم نادرست را می‌توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد.&lt;br /&gt;نخستین گروه از  تعالیم  نادرست، این دیدگاه را مطرح می‌کنند که عیسی صرفا یک انسان بود و  به هیچوجه خدا نبود. کسانی که چنین دیدگاهی دارند، معتقدند که عیسی معلم  بزرگ اخلاق بود و خدا نیز او را تایید فرمود، اما خدا بودن عیسی را انکار  می‌کنند.&lt;br /&gt;دومین گروه از تعالیم نادرست، در نقطه مقابل تعلیم فوق قرار  دارد، یعنی این دیدگاه را مطرح می‌سازد که عیسی خدا بود، اما انسان نبود.  برخی از پیروان این گروه می‌گویند که عیسی تنها روح بود و بدنی  هماند  انسانهای دیگر نداشت. برخی دیگر نیز می‌گویند که روح عیسی، روح یک انسان  نبود، بلکه او فقط دارای روح خدا بود که در بدن انسانی ساکن شده بود. اما  این دیدگاه نیز نادرست است زیرا عیسی انسانی کامل بود که هم دارای بدنی  انسانی و هم دارای روح انسانی بود (عبرانیان ۲: ۱۷-۱۸).&lt;br /&gt;سومین گروه از  تعالیم نادرست، این است که عیسی از الوهیت برخوردار بود، اما این الوهیت  در مرتبه‌ای پایینتر از خدای پدر قرار داشت. کسانی که چنین دیدگاهی دارند،  بر این عقید ه اند که بدن، ناپاک و گناه آلود است؛ لذا خدای پاک هرگز در  بدن انسانی ظاهر نمی‌شود. بنابراین، پیروان این گروه معتقدند که عیسی از  نظر الوهیت در مرتبه‌ای پایینتر از خدا قرار داشت، اما خود خدا نبود. این  گروه (که نمی‌توان آنها را مسیحیان حقیقی  دانست)، به آیاتی اشاره می‌کنند  که در آنها عیسی گفته که پدر از وی بزرگتر است (یوحنا ۱۴: ۲۸). درست است که  عیسی در این آیات پدر را بزرگتر از خود می‌داند، اما علتش این است که او  در دوره زندگی بشری خود، در جسم انسانی بود و برای کاری خاص آمده بود. در  آیات دیگر عیسی می‌گوید: &lt;b&gt;«من و پدر یک هستیم»&lt;/b&gt; (یوحنا ۱۰: ۳۰)؛ &lt;b&gt;« کسی که مرا دید پدر را دیده است»&lt;/b&gt;  (یوحنا ۱۴: ۹). یوحنا با صراحت می‌گوید که عیسی &lt;b&gt;در ابتدا نزد خدا بود&lt;/b&gt; و او &lt;b&gt;خدا بود&lt;/b&gt; (یوحنا ۱: ۱).&lt;br /&gt;بنابراین، همانگونه که در سطور فوق دیدیم، عیسی کاملا خدا و کاملا انسان بود.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;عمل عیسی مسیح&lt;/b&gt;&lt;br /&gt; عیسی هم آفریننده جهان است و هم نگاهدارنده آن (کولسیان ۱: ۳، ۱۰، کولسیان  ۱: ۱۶-۱۷، عبرانیان ۱: ۲-۳ ). عیسی در آسمان نماند بلکه جلالی را که در  آنجا  داشت ترک کرد (یوحنا ۱۷: ۱-۵) و انسان شد. برای تجسم عیسی به عنوان  انسان دو دلیل مهم وجود دارد.&lt;br /&gt;دلیل نخست برای تجسم وی این است که  هنگامی که ما به عیسی می‌نگریم، می‌توانیم ببینیم که خدا چگونه است. هیچکس  تا کنون خدا را ندیده است (یوحنا ۶: ۴۶)، اما عیسی پدر را به ما نشان داده  است (یوحنا ۱۲: ۴۵، ۱۴: ۷-۹). برای مثال ما با نگریستن به عیسی و توجه به  آنچه که وی گفت و انجام داد، نه تنها می‌توانیم از این موضوع آگاه شویم که  خدای پدر نیکو و پر محبت است و گناهان ما را آمرزیده است، بلکه همچنین در  می‌یابیم که او به همه نیازها و مسائل ما توجه دارد.&lt;br /&gt;دومین دلیل برای  تجسم عیسی، مرگ و قیام او برای نجات ماست. کتاب مقدس از عیسی به عنوان کسی  سخن می‌گوید که به خاطر ما «فدا» شد، یعنی کسی که جان خود را فدا کرد تا ما  را از گناه و لعنت آن رهایی بخشد (به مرقس ۱۰: ۴۵ و غلاطیان ۳: ۱۳ و تفسیر  آن مراجعه کنید). عیسی بهای آزادی ما را با نقره یا طلا نپرداخت، بلکه با  خون گرانقدر خودش (اول پطرس ۱۴: ۱۸-۱۹). کفاره او &lt;b&gt;ما را از قدرت ظلمت رهانیده، به ملکوت پسر محبت خود منتقل ساخت&lt;/b&gt; (کولسیان ۱۳: ۱۴).&lt;br /&gt; خدای مقدس باید گناه را رد کرده، آن را مجازات کند. اما عیسی با مرگ خود  بر صلیب، گناهان ما و مجازات آن را بر خود گرفت. به همین دلیل است که گفته  شده که عیسی کفاره ما است، بدین معنی که او خواسته‌های بر حق خدایی مقدس را  بر آورده ساخت (رومیان ۳: ۲۵، اول یوحنا ۲: ۲). کفاره مسیح این امکان را  به خدا داد تا گناهکاران را بیامرزد و در عین حال مقدس باقی بماند. زیرا وی  به جای نادیده گرفتن گناه، آن را مجازات کرد. ما به خاطر گناهانمان از خدا  جدا بودیم، اما &lt;b&gt;خدا ما را بواسطه عیسی مسیح&lt;/b&gt; (دوم قرنتیان ۵: ۱۸) و خون او (رومیان ۵: ۱، ۹: ۱۱، کولسیان ۱: ۲۰-۲۲) با خود مصالحه داده است.&lt;br /&gt; با مرگ مسیح بر صلیب و ریخته شدن خون وی، ما آمرزش گناهان را به دست  می‌آوریم، نه بدین معنی که خدا گناهان ما را نادیده می‌گیرد، بلکه اینکه  گناهان ما را بر می‌دارد (کولسیان ۲: ۱۳-۱۴، عبرانیان ۱۰: ۱۷) و ما را پاک  می‌سازد (عبرانیان ۹: ۱۴، ۲۲، اول یوحنا ۱: ۷-۹) و با مرگ عیسی بر صلیب، او  ابلیس را شکست داد و کار او را تباه ساخت (یوحنا ۱۲: ۳۱، عبرانیان ۲:  ۱۴-۱۵). بسیاری از مسیحیان بر این عقیده اند که عیسی مرض‌های ما را نیز بر  صلیب بر خود گرفت؛ به این ترتیب، برای بدنهای ما شفا و برای روح‌های ما  آزادی از ارواح شریر را به ارمغان آورد؛ (به اشعیا ۵۳: ۴-۵، متی ۸: ۱۶-۱۷،  مرقس ۱: ۲۷ و به مقالۀ عمومی: «شفا و رهایی» مراجعه کنید). عیسی با قیام  خود امکان قیام بدنی ما را فراهم ساخته و به ما حیات ابدی بخشیده است  (یوحنا ۶: ۵۴-۵۸،  ۱۱: ۲۵-۲۶، اول قرنتیان ۱۵: ۲۰-۲۲).&lt;br /&gt;تمامی این  برکات را عیسی با مرگ خود بر صلیب برای ما فراهم ساخت. اما عیسی کار دیگری  نیز دارد که هنوز ادامه دارد. عیسی در روز پنطیکاست، روح‌القدس را فرستاد  تا به کلیسا قدرت بخشد (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷، ۱۵: ۲۶-۲۷، اعمال ۲: ۱-۴)؛ او  هنوز هم روح‌القدس خود را می‌فرستد (به مرقس ۱: ۷-۸ و نیز مقاله عمومی: «  تعمید روح‌القدس» مراجعه کنید). او وعده داده است که توسط روح‌القدس همواره  همراه ما باشد (متی ۱۸: ۲۰، ۲۸: ۲۰، یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۸). عیسی در آسمان برای  ما شفاعت می‌کند و ما را مدد می‌رساند و برای ما دعا می‌کند (رومیان ۸:  ۳۴، اول یوحنا ۲: ۱). عیسی همچنان «سر» کلیسا است (افسسیان ۵: ۲۳، کولسیان  ۱: ۱۸) و نیز بر همه چیز حاکم است (متی ۲۸: ۱۸، افسسیان ۱: ۲۰-۲۲، فیلپیان  ۲: ۹-۱۱).&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بی نظیر بودن مسیح&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;عیسی مانند رهبران مذهبی  دیگر یا بنیان گذران مذاهب دیگر نیست. بسیاری از شخصیت‌های مذهبی یا خدا  انگاشته شده اند یا انسان، اما نه هر دو. آن شخصیت‌های مذهبی که انسان  انگاشته شده اند، مرده اند و هیچکس ادعا نکرده که مجددا از مردگان برخاسته  اند.&lt;br /&gt;عیسی تجسم واقعی خدا است. برخی تصور می‌کنند که عیسی فقط یک تجسم  از تجسم‌های متعدد خدا است، اما چنین نیست. خدای زنده حقیقی تنها یک مجسم  داشته است که همانا عیسی مسیح بوده است. کسی که ادعا می‌کند تجسم حقیقی خدا  است، باید یک زندگی کاملا انسانی داشته باشد، اما در عین حال، با زندگی  خود نشان دهد که کاملا خدا است (رومیان ۱: ۳-۴). کسی که ادعا دارد تجسم  حقیقی خدا است، باید در زندگی خود عاری از گناه باشد. تنها عیسی زندگی یی  کاملا انسانی داشت و در عین حال، این زندگی را بدون گناه سپری کرد  (عبرانیان ۴: ۱۵، اول پطرس ۲: ۲۲). افرادی که در طول تاریخ ادعا کرده اند  که تجسم خدا هستند، از چنین خصائصی برخوردار نبودند.&lt;br /&gt;عیسی واسطه‌ای  حقیقی بین خدا و انسان است، زیرا او هم خدا و هم انسان است (عبرانیان ۹:  ۱۵). عیسی برای اینکه کفاره انسانها باشد، باید انسان می‌بود (عبرانیان ۹:  ۱۵). از سوی دیگر، حقیقتا باید خدا می‌بود (عبرانیان ۹: ۱۴). و عیسی حقیقتا  باید انسان می‌بود تا به جای انسان بتواند شیطان را شکست دهد (عبرانیان ۲:  ۱۴-۱۷)؛ و برای اینکه به اندازه کافی نیرومند باشد که شیطان و ارواح شریر  را شکست دهد، باید خدا می‌بود (کولسیان ۱۵: ۲۶،  مکاشفه ۱۹: ۱۱-۲۱).&lt;br /&gt; عیسی فقط نقش یک راهنما را در طریق نجات ایفا نمی‌کند؛ او در واقع خودش این  راه است (یوحنا ۱۴: ۶). عیسی نه تنها واعظی است که ما را تشویق می‌کند تا  زندگی خدا پسندانه‌ای داشته باشیم، بلکه این قدرت را نیز به ما می‌دهد تا  بتوانیم اینچنین زندگی کنیم. وی به ما قدرت می‌دهد تا عادل باشیم. عیسی  توسط قدرت روح‌القدس به ما این آزادی را می‌دهد تا از اسارت گناه آزاد  باشیم. عیسی نه تنها تعلیم صحیح را به ما می‌دهد، بلکه حیات ابدی نیز به ما  می‌بخشد.&lt;br /&gt;عیسی تنها طریق به سوی خدا است. «من راه و راستی و حیات  هستم. هیچ کس نزد پدر جز به وسیلۀ من نمی‌اید» (یوحنا ۱۴: ۶). پطرس رسول  نیز می‌فرماید: «و در هیچ کس غیر از او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر  آسمان به مردم عطا نشده که بدان ما باید نجات یابیم» (اعمال ۴: ۱۲). &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-7663481839905909743?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/7663481839905909743/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=7663481839905909743' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/7663481839905909743'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/7663481839905909743'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/12/blog-post.html' title='عیسی مسیح کیست؟'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-6886388508481474734</id><published>2011-10-11T06:08:00.000-04:00</published><updated>2011-10-11T06:16:16.268-04:00</updated><title type='text'>سخنان زیبای خداوندم مسیح</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;بارها از خود پرسیده ام چرا؟ چرا عاشق خداوندم مسیح هستم ؟ چرا هر لحظه به یادش شادم شوم؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;وقتی جملاتش را میخوانم، می فهمم که چرا دوستش دارم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;گزیده ای از سخنان خداوندم مسیح:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;گمان مبرید که آمده ام تا&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; تورات موسی و نوشته های سایر انبیاء را منسوخ کنم ؛ &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;من آمده ام آنها را تکمیل نمایم و به انجام رسانم.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;  هر که احکام خدا را اطاعت نماید&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; و دیگران را نیز تشویق به اطاعت کند ،&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; در ملکوت آسمان بزرگ خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="cnt"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;او (خدا) آفتاب خود را بر همه می تاباند ؛&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; چه بر خوبان ، چه بر بدان ،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; باران خود را نیز بر نیکوکاران و ظالمان می باراند.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;از کسی ایراد نگیرید تا از شما نیز ایراد نگیرند. &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;زیرا هر طور که با دیگران رفتار کنید ،&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; همانگونه با شما رفتار خواهند کرد.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; چرا پر کاه را در چشم برادرت می بینی ،&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; اما تیر چوب را در چشم خودت نمی بینی؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; چگونه جرأت می کنی بگویی :&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; اجازه بده پر کاه را از چشمت در آورم ،&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; در حالی که خودت چوبی در چشم داری؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;بخواهید تا به شما داده شود ، بجویید تا بیابید ،&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; در بزنید تا به روی شما باز شود ، &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;زیرا هر که&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; چیزی بخواهد ، به دست خواهد آورد ، &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;و هر که بجوید ، خواهد یافت .&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; کافی است در بزنید که در به رویتان باز می شود.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;آنچه می خواهید دیگران برای شما بکنند ،&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; شما همان را برای آنها بکنید.&lt;/span&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-6886388508481474734?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/6886388508481474734/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=6886388508481474734' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/6886388508481474734'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/6886388508481474734'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/10/blog-post.html' title='سخنان زیبای خداوندم مسیح'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-1345493215721728051</id><published>2011-08-27T16:37:00.000-04:00</published><updated>2011-08-27T16:38:04.579-04:00</updated><title type='text'>كلیسای تاریخی كه توسط عوامل جمهوری اسلامی شبانه تخریب شد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="headline"&gt; 		 						&lt;h1 class="title"&gt; 									&lt;a href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=2675:1390-06-04-05-18-02&amp;amp;catid=52:iranianchristian&amp;amp;Itemid=282"&gt;كلیسای تاریخی كه توسط عوامل جمهوری اسلامی شبانه تخریب شد&lt;/a&gt; 							&lt;/h1&gt; 						 		&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-1345493215721728051?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/1345493215721728051/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=1345493215721728051' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1345493215721728051'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1345493215721728051'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/08/blog-post_27.html' title='كلیسای تاریخی كه توسط عوامل جمهوری اسلامی شبانه تخریب شد'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-5748344889660846946</id><published>2011-08-13T13:22:00.003-04:00</published><updated>2011-08-13T13:29:34.073-04:00</updated><title type='text'>گسترش فشار و بازداشت مسیحیان در مناطق آذربایجان ایران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right; font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=2595:1390-05-22-11-42-48&amp;amp;catid=34:editor-picks&amp;amp;Itemid=283"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span&gt;گسترش فشار و بازداشت مسیحیان در مناطق آذربایجان ایران&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;برای دیدن مطلب لطفا کلیک کنید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-5748344889660846946?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/5748344889660846946/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=5748344889660846946' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5748344889660846946'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5748344889660846946'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/08/blog-post_13.html' title='گسترش فشار و بازداشت مسیحیان در مناطق آذربایجان ایران'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-5051449126104824935</id><published>2011-08-10T03:00:00.001-04:00</published><updated>2011-08-10T03:03:22.654-04:00</updated><title type='text'>نمونه‌هایی‌ از وحشتناکترین جفاها در قرون اولیه مسیحیت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;مسیحیان  در قرون اولیه مسیحیت به خصوص در زمان امپراطوری روم به خاطر اعتراف به  ایمانشان بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. به خاطر پافشاری بر اعتقادات  مذهبی‌شان تا سرحد مرگ شکنجه شدند. ( بسیاری از این مرگ ها برای افراد  دیگر الهام بخش بود و به شهرت مذهب کاتولیک افزود، اگرچه تعدادی از این  داستانها سندیت تاریخی نداشته و شاید افسانه ای بیش نباشند )&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;قدیس هیپولیتوس : با اسب بدنش را دو نیم کردند&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;روز عید او : 13 آگوست ( 30 آگوست در شرق )&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/-1NvEWq3yPy4/Tj-Ufw5-77I/AAAAAAAAFEg/-alVqabU1tc/s1600/a96697_a458_hippolytus2.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://2.bp.blogspot.com/-1NvEWq3yPy4/Tj-Ufw5-77I/AAAAAAAAFEg/-alVqabU1tc/s1600/a96697_a458_hippolytus2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;قدیسی به نام &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Saint_Hippolytus"&gt;هیپولیتوس&lt;/a&gt;  در اصل «شهیدنمایی» متعلق به قرن سوم در روم بود. اسم او در «افسانه  طلایی» مطرح شد؛ طبق این افسانه او سربازی بود که در شکنجه کردن و آزار و  اذیت قدیس لاورنس شرکت داشت، اما بعدها به خاطر همین قدیس دین خود را تغییر  داده و به مسیحیت گروید. به همین خاطر او را محکوم کرده و بدنش را به  اسبها بسته و با کشیدن به کمک اسبها بدنش را تکه تکه کردند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name="more"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;قدیس ایگناتیوس از آنتیوچ : او را محکوم کرده که در کلوسئوم توسط شیرها خورده شود&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;روز عید او : 1 فوریه&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-vIa3UGtOYOc/Tj-UkKO6BbI/AAAAAAAAFEo/zzpq3rn7yu0/s1600/a96697_a458_saint-ignatius-of-antioch.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://1.bp.blogspot.com/-vIa3UGtOYOc/Tj-UkKO6BbI/AAAAAAAAFEo/zzpq3rn7yu0/s320/a96697_a458_saint-ignatius-of-antioch.jpg" border="0" height="200" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Ignatius_of_Antioch"&gt;ایگناتیوس از آنتیوچ&lt;/a&gt;  مشهور به تئوفوروس که در زبان یونانی به معنی «خدمتکار خداوند» می‌باشد به  احتمال زیاد مرید و پیرو سنت جان نویسنده انجیل بوده است او موفق به کسب  کردن مقام اسقفی آنتیوچ شد و به مدت چهل سال این مقام را حفظ کرد. در عین  حال هم به هر طریقی سعی می‌کرد خودش را به عنوان یک کشیش و روحانی نمونه به  اثبات برساند و بالاخره زمان حکومت تراژان امپراطور قانونی وضع کرد که طی  آن افراد مسیحی اگر به طور رسمی‌ گزارش می‌شد، به مرگ محکوم می‌شدند. البته  امپراطور مرد رئوفی بود، منتها به خاطر قدرشناسی‌اش به خدایان غیرمسیحی که  پیروزی‌هایش در داسیانس و سیتیانس را مدیون آنها می‌دانست، اجازه مرگ  مسیحیانی که به طور آشکارا به الوهیت این خداها اعتراف نمی‌کردند را صادر  می‌کرد.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;طبق  این افسانه تراژان دستور مرگ ایگنیاتوس را صادر کرد. بنابراین او دستگیر و  به روم فرستاده شد؛ در آنجا هم کلوسئوم را پر از حیوانات وحشی کرده بودند.  او در 20 دسامبر روز آخر بازیها و قبل از اینکه نامه امپراطور به مامور  اجرایی برسد، به کلوسئوم رسید و با دستور مامور اجرایی زندانبان با عجله به  کلوسئوم رفته و شیرهای درنده را آزاد کرد، این حیوانات هم بلافاصله  ایگنیاتوس را دریده و کشتند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;سنت لاورنس : او را به سیخ کشیده و زنده زنده کباب کردند&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;روز عید او : 10 آگوست&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-DiPNR8m-NK0/Tj-Ur1UuwbI/AAAAAAAAFE0/a_TAJj58z9Q/s1600/a96697_a458_stlawrence.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://1.bp.blogspot.com/-DiPNR8m-NK0/Tj-Ur1UuwbI/AAAAAAAAFE0/a_TAJj58z9Q/s320/a96697_a458_stlawrence.jpg" border="0" height="273" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Lawrence_of_Rome"&gt;سنت لاورنس&lt;/a&gt;  یکی از هفت خادم مشهور کلیساهای قرون اولیه مسیحیت بود. 6 خادم دیگر همه  توسط امپراطور والریان در 16 آگوست 258  دستگیر و به کام مرگ فرستاده شده  بودند. در آن زمان هم سرکوب و فشار بر روی مسیحیان خیلی شدید بود، تعداد  زیادی از آنها یا به روم فرار کرده و یا مرده بودند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;بایگان  ها و کتابدار ها تصور می کردند که لاورنس لیست تمام اعضای کلیسا و نیز  جایگاه تمام گنجینه‌های پنهانی افسانه طلایی متعلق به واتیکان را می‌داند.  سربازان امپراطور والریان او را دستگیر کرده و بهش گفتند که تمام ثروت  کلیسا را رو کند! و به او فقط دو روز مهلت دادند تا تمام گنجها را به  ساختمان امپراطوری بیاورد. لاورنس هم تمام مسیحیان مریض، یتیم و یا معلول  را در روز موعد نظر جمع کرده و به کاخ امپراطوری برد و به امپراطور که مات و  مبهوت مانده بود گفت: «اینها گنجینه‌های کلیسا هستند»&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;طبق  این روایت برای تلافی این گستاخی لاورنس را به سیخ کشیده و در مکان  باسیلیکا دی سان لورنزو در روم به آرامی‌ روی آتش کباب کردند، به این امید  که شاید او به طور علنی از مذهبش دست کشیده و اسامی ‌مسیحیان ثروتمند را  فاش کند. به خاطر این اتفاق اغلب برای زنده کردن یاد و خاطره لاورنس و  یادآوری رفتار فاجعه آمیزی که بر او گذشت از نماد سیخ کباب پزی استفاده  می‌کنند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;اگرچه  در واقع سر قدیسن لاورنس را از بدنش جدا کردند و او کباب نشد، اما به هر  جهت افسانه‌های مربوط به پخته شدن قوی تر از واقعیت امر بود. به همین خاطر  سنت لاورنس را فرشته حامی غذاها می‌دانند. داستان مشهور دیگری هم هست که  می‌گوید لاورنس در آرزوی این بود که مسیحیت را در بهشت به آغوش بگیرد و به  خاطر همین از درد ناشی از سوختگی گله نمی‌کرد و انقدر شجاعت داشت که به  مامورین می‌گفت: «من را برگردانید، این سمتم خوب پخت!!»&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;شجاعت  و بزرگی سنت لاورنس و بسیاری از مسیحیان دیگر باعث شد ارزش و منزلت مذهب  مسیحیت در روم زیاد شده و بعد از مرگ لاورنس، عده بسیار زیادی به مسیحیت  گرویدند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;قدیسه آگاتا از سیسیلی : سینه‌های او را بریدند!&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;روز عید او : 5 فوریه ( او را در مقام قدیسه حامی‌ بیماران سرطان سینه گرامی‌ می‌دارند )&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-UEWEr-qlG24/Tj-Uu9AuRpI/AAAAAAAAFE8/0Sqlzeqjzfc/s1600/a96697_a458_agatha.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://3.bp.blogspot.com/-UEWEr-qlG24/Tj-Uu9AuRpI/AAAAAAAAFE8/0Sqlzeqjzfc/s320/a96697_a458_agatha.jpg" border="0" height="238" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Agatha_of_Sicily"&gt;قدیس آگاتا&lt;/a&gt;  فرشته حامی گوام دختر یکی از خانواده های سرشناس و با زیبایی فوق‌لعاده  بود که سناتوری به اسم کوانتیانوس عاشقش شده بود و مدام تعقیبش می‌کرد. در  نهایت دختر جوان پیشنهادهای او را رد می‌کرد و وقتی که سناتور دید تمام  تلاشهایش در راه اغفال کردن این دختر با اعتقادهای مسیحی آگاتا در تضاد  است، او را زن شیطانی خواند. سپس کوانتیانوس او را مورد شکنجه و آزار و  اذیت وحشتناک و مختلفی قرار داد. یکی از آنها و البته وحشتناک‌ ترینشان این  بود که دستور بریدن سینه‌های او را صادر کرد. او تبدیل به شخصیت ویژه  قدیسهای قرون وسطی شد. باوجود این گفته شده که آگاتا با تصویر سنت پیتر که  به طرز معجزه آسایی او را بهبود بخشید آرام می‌گرفت. ولی بالاخره عاشق  تحقیر شده او را محکوم به مرگ به روش سوزاندن در آتش کرد.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;باوجود  این به خاطر یک زمین لرزه اسرارآمیز او از مرگ نجات پیدا کرد و بعدها به  دلیل ظلم‌ها و بدرفتاری‌هایی که در زندان با او می‌شد جان سپرد.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;قدیس بارتولومئو : زنده زنده پوستش را کندند&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-aGiet5Ehiso/Tj-VDJzUfCI/AAAAAAAAFFE/KsZfeXeciME/s1600/a96697_a458_Barthlomew.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://1.bp.blogspot.com/-aGiet5Ehiso/Tj-VDJzUfCI/AAAAAAAAFFE/KsZfeXeciME/s320/a96697_a458_Barthlomew.jpg" border="0" height="320" width="240" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;یکی از حواریون مسیح، &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Bartholomew_the_Apostle"&gt;بارتولومئو&lt;/a&gt;  را بیشتر با نام ناتانائیل حواری مسیح می‌شناسند. البته شهرت او کمتر با  فعالیتهای او به عنوان یک حواری ارتباط دارد و بیشتر این شهرت به به انجیل  جان که در مورد اولین ملاقات ناتانائیل با مسیح است مربوط می‌شود. بعد از  رستاخیز مسیح می‌گفتند که او قبلا در هند و ارمنستان سخنرانی کرده بوده و  در روایاتی هم گفته شده که به خاطر امتناع کردن از پرستش خدایان او را زنده  زنده پوست کنده و سر و ته به صلیب کشیدند. این نوع شکنجه باعث شد او را به  عنوان قدیس حامی ‌دباغان برگزینند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;میکل آنژ هم در نقاشی «&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/The_Last_Judgment_%28Michelangelo%29"&gt;داوری واپسین&lt;/a&gt;» قدیس بارتولومئو را با پوستهای آویزان شده از بازوهایش نشان داده است.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;پاپ سنت کلمنت : او را به لنگر بسته و به دریا پرتاب کردند&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;روز عید او : 23 نوامبر&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-GxbmzT7kbNg/Tj-UipspyRI/AAAAAAAAFEk/pz1-fKOqTDk/s1600/a96697_a458_saint-clement.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://4.bp.blogspot.com/-GxbmzT7kbNg/Tj-UipspyRI/AAAAAAAAFEk/pz1-fKOqTDk/s320/a96697_a458_saint-clement.jpg" border="0" height="233" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;در مورد زندگی &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Pope_Clement_I"&gt;سنت کلمنت&lt;/a&gt;  اطلاعات خیلی کمی ‌در دسترس است ( 92 تا 101 بعد از میلاد ) طبق لیست  قدیمی‌ترین اسقف‌ها‌ی روم او سومین وارث کلیسای سنت پیتر روم بود. او در  سال 96 بعد از میلاد نامه‌ای به اسم کلیسای روم برای کورنتیان به خاطر  برخورد کردن با آسیب‌ها‌ و خرابیهای کلیسای کورنت نوشت.  این نامه اولین  نمونه عینی نامه نگاری کلیسای روم محسوب می‌شد و بسیار مورد ستایش واقع شد،  چرا که در قرن دوم این نامه همراه با کتابهای مقدس به طور علنی در کورنت  خوانده شد.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;سنت  کلمنت قبل از اینکه به دستور امپراطور تراژان به شبه جزیره  کریمه تبعید  شود، تعدادی از شهروندان عالی رتبه آن منطقه را به کیش مسیحیت دعوت کرد.   در تبعید هم به فیض معجزه‌ها‌ توانست هزاران نفر را به مسیحیت دعوت کند.  بعد از این واقعه بود که که تراژان دستور داد کلمنت را با یک لنگر آهنی در  دریا و به کام مرگ بیندازند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;در  حدود سال 868 پس از میلاد سن کیریل تعدادی استخوان انسان همراه با یک لنگر  پیدا کرد و اعتقاد داشت این استخوانها متلعق به سنت کلمنت هستند. پس آنها  را به رم برده تا در باسیلیکای سنت کلمنت در کنار استخوانهای سنت ایگناتیوس  قرار دهد.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;قدیسه اگنس اهل روم : او را به یک فاحشه خانه فرستاده و بعد دستور سوزاندنش را صادر کردند&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;روز عید او : 21 ژوئیه&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/-k_LDc-s-PuE/Tj-U1-WavII/AAAAAAAAFFA/I7A40lmw_W4/s1600/a96697_a458_Agnes-of-Rome.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://3.bp.blogspot.com/-k_LDc-s-PuE/Tj-U1-WavII/AAAAAAAAFFA/I7A40lmw_W4/s320/a96697_a458_Agnes-of-Rome.jpg" border="0" height="320" width="239" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;او را با نام قدیسه اینس ( یا سانتا اینز )  هم می‌شناسند، &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Agnes_of_Rome"&gt;قدیسه اگنس &lt;/a&gt;عضو  یکی از خانواده‌ها‌ی اشرافی روم در سال 291 به دنیا آمد و در یک خانواده  مسیحی بزرگ شد. او در سن 12 سالگی دوره امپراطوری روم شرقی امپراطور  دیوکلتیان در 20 ژوئیه سال 304 شهید شد. پدر و مادرش کافر و بت‌پرست بودند،  اما او از دایه و پرستارش که خیلی بهش نزدیک بود در مورد مسیح و انجیل  شنیده بود.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;فوکوس  پسر سمپریونیوس یکی از حکمرانان رومی‌الاصل از عاشقان ثروتمند اگنس بود.  او هدایای گران قیمت مثل جواهرات برای اگنس می‌خرید. اما اگنش اظهار عشق او  را رد کرده و می‌گفت : «من همسر فرد محبوبی هستم بسیار بزرگتر و قدرتمندتر  از تو.»&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;فوکوس  تحقیر شده بعدها فهمید که اگنس مسیحی شده و این موضوع را به اطلاع پدرش  رساند. سمپریونیوس در مورد کیش و مذهب اگنس از او سئوال کرد و اگنس خیلی  راحت و علنا به ایمانش به مسیح اعتراف کرد. پس دستور داد که اگنس را به  معبد وستا برده تا او برای خدایان قربانی بدهد، اما اگنس سرسختانه با  هرگونه سازش با خدایان پیش از مسیحیت مخالفت کرد.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;و  در آخر تهدید به مرگ هم روی او تاثیر نگذاشت (ب رخی منابع می‌گویند که  قانون روم در آن زمان اجازه اعدام دختران باکره را صادر نمی‌کرد ) بنابراین  به جای این کار باید عفت و پاکدامنی او مورد تهدید قرار می‌گرفت. به همین  دلیل اگنس را برهنه کرده و به زور به خیابانها کشانده و به فاحشه خانه  بردند. در همین حین در حالیکه اگنس در حال دعا خواندن بود به طرز معجزه  آسایی موهایش شروع به بلند شدن کرده و مثل محافظی برای نجابتش تمام بدنش را  پوشاند. طبق این افسانه او در فاحشه خانه هم ترتیبی داد که باکره باقی  بماند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;بعد  از این جریان او را به جرم فاحشه بودن دستگیر کرده و دست بسته برای  سوزاندن به سمت چوبه دار بردند، ولی پشته‌ها‌ی چوب آتش نمی‌گرفت و پس از آن  جلاد شمشیرش را بیرون کشیده و سر او را از تنش جدا کرد ( یا در گلوی وی  فرو برد ). به خاطر اینکه اگنس هم بسیار جوان و هم معصوم بود، این اتفاق  حتی مردم بت پرست تشنه به خون حاضر در جمعیت را هم شگفت زده کرد. بنابراین  مرگ او موج جدید از همدلی و همفکری بین مسیحیان به وجود آورد و نیز باعث شد  تعداد زیادی به دین مسیحیت ایمان بیاورند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;قدیس سباستین : او دو بار شهید شد&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-utpG3CWFKqs/Tj-Uo4qOeiI/AAAAAAAAFEs/HbpxPFN7F6k/s1600/a96697_a458_saint-sebastian.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://1.bp.blogspot.com/-utpG3CWFKqs/Tj-Uo4qOeiI/AAAAAAAAFEs/HbpxPFN7F6k/s320/a96697_a458_saint-sebastian.jpg" border="0" height="320" width="220" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;قدیسهای بسیار کمی ‌در طول تاریخ مانند &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Saint_Sebastian"&gt;قدیس سباستین&lt;/a&gt;  دارای قدرت و نیروی فوق‌العاده بودند که حتی در تخیل هنرمندان نیز  نمی‌گنجد. او مامور اجرایی ارتش امپراطوری روم و نیز فرمانده نیروهای   امنیتی تحت نظر امپراتور دیوکلتیان در قرن سوم بعد از میلاد بود. در  دوره‌ای که امپراطور مسیحیان را شکنجه می‌داد، سباستین زندانیان مسیحی را  دلداری داده و با استفاده از موضوع زندان سربازان و یکی از حاکمین را به  دین مسیحیت دعوت کرد. بعد از مشخص شدن خیانت او دیوکلتیان به تیراندازان  دستور داد به سویش تیر پرتاب کنند. اما او از این حادثه جان سالم به درد  برد و بعد از بهبود یافتن دوباره به سوی دیوکلتیان که دستور مرگش را صادر  کرده بازگشت تا موعظه اش کند. او بعدا سال 288 بعد از میلاد در روم شکنجه و  به شهادت رسید. &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;چون  سباستین خودش فکر می‌کرد که با همان تیرها کشته شده و وجود خارجی ندارد و  بعدها که دوباره توسط همان امپراطوری که دستور تیراندازی به او را صادر  کرده بود کشته شد، بعضی اوقات می‌گویند که قدیس سباستین دو بار به شهادت  رسیده است.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;قدیسه کاترین : دستور داده شد که بدنش را با چرخ خرد و متلاشی کنند&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;روز عید او : 25 نوامبر&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-ZC2BSaFotxU/Tj-UqLVU4WI/AAAAAAAAFEw/MHag4BGt3Ec/s1600/a96697_a458_st-catherine.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://1.bp.blogspot.com/-ZC2BSaFotxU/Tj-UqLVU4WI/AAAAAAAAFEw/MHag4BGt3Ec/s320/a96697_a458_st-catherine.jpg" border="0" height="181" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Catherine_of_Alexandria"&gt;قدیسه کاترین&lt;/a&gt;  اهل اسکندریه دختر کوستوس حاکم اسکندریه بود. او بعد از اینکه چیزهایی در  مورد مسیحیت و غسل تعمید شنید تصمیم گرفت مسیحی شود. گفته شده که او  امپراطور روم یعنی ماکسنتیوس امپراطور آن دوره را ملاقات کرده و سعی داشت  که او را متقاعد کند که در کارهایش و آزار و اذیت کردن مسیحیان اشتباه  رفتار می‌کند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;او  در دعوت کردن همسر امپراطور به دین مسیحیت موفق شد و باعث شد تعداد زیادی  از مردان عاقلی که امپراطور برای بحث کردن با او فرستاده بود به دین مسیحیت  ایمان بیاورند، که بعدا تمام آن مردان نیز به شهادت رسیدند. منتها بعد از  اینکه امپراطور احساس کرد در بحث و مجادله با کاترین شکست خورده او را به  زندان انداخت و وقتی هم دید مردم برای دیدن او می‌آیند دستور داد با چرخهای  کشنده او را بکشند. ( این چرخ همانطوری که انتظار می‌رفت چرخ یک گاری بزرگ  چوبی با پره‌ها‌ی زیاد شعاعی بود، اما همیشه از یک چرخ استفاده نمی‌شد. در  برخی موارد فرد محکوم را به زیر چرخ انداخته و بعد با یک چماق یا گزر آهنی  او را مجروح می‌کردند و نیز شکافهایی در چرخ وجود داشت که به چماق امکان  عبور و حرکت می‌داد ). در افسانه ای گفته شده که چرخ به محض تماس پیدا کردن  با بدن او شکست و بنابراین او را گردن زدند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;با همه این احوال به دلیل کم بودن اطلاعات تاریخی، شواهد خیلی کمی‌ برای تایید کردن چنین افسانه‌ها‌یی وجود دارد.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="  ;font-family:'B Traffic';font-size:x-large;color:#b45f06;"   &gt;&lt;b&gt;قدیسه سیمفوروسا : او را به رودخانه انداخته و بعد 7 فرزندش را کشتند&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;روز عید او : 18 جولای&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-pqWlPeLMQr8/Tj-Ut2r6LPI/AAAAAAAAFE4/MOhT2aVJats/s1600/a96697_a458_symphorosa.jpg" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img src="http://4.bp.blogspot.com/-pqWlPeLMQr8/Tj-Ut2r6LPI/AAAAAAAAFE4/MOhT2aVJats/s320/a96697_a458_symphorosa.jpg" border="0" height="166" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Symphorosa"&gt;سیمفوروسا&lt;/a&gt;  بیوه ژتولیوس و مادر 7 فرزند در تیبور زندگی می‌کرد. وقتی که امپراطور‌  ها‌دریان ساختن کاخ باشکوهش در تیبور را تمام کرد و تصمیم به پیشکش کردن  قربانی گرفت، این جواب را از خدایان دریافت کرد : «زن بیوه سیمفوروسا و  پسرهایش با کمک گرفتن از خدایشان مایه آزار و اذیت ما شده‌اند. اگر او و  پسرهایش را قربانی کنی، ما بهت قول می‌دهیم که تمام چیزهایی که می‌خواهی را  بهت بدهیم.»&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;پس  وقتی تلاشهای امپراطور برای راضی کردن سیمفوروسا و پسرهایش برای قربانی  شدن در پیشگاه خدایان به ثمر نرسید، دستور داد که او را به معبد هرکول  آورده و بعد از شکنجه‌ها‌ی فراوان و با بستن یک تخته سنگ به گردنش او را به  رودخانه انداختند. روز بعد امپراطور 7 پسرش را احضار کرده و دستور داد که  آنها را به هفت تیرکی که دور معبد هرکول برای آنها افراشته بود بستند. پس  هر کدام از آنها را به نوعی آزار داده و به قتل رساند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" ;font-family:'B Traffic';font-size:large;"  &gt;&lt;b&gt;گلوی  کریسینس، سینه ژولیان و قلب نمسیوس را شکافتند. پریمیتیووس از ناحیه ناف،  ژاستینوس از ناحیه کمر و استراکتیوس ( استاکتیوس ) از ناحیه پهلو مورد آسیب  و جراحت واقع شده و بدن ایوجنیوس را از بالا به پایین شکافته و به دو نیم  کردند. و در آخر هم اجساد آنها را در یک گودال یا خندق عمیق انداختند.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-5051449126104824935?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/5051449126104824935/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=5051449126104824935' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5051449126104824935'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5051449126104824935'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/08/blog-post.html' title='نمونه‌هایی‌ از وحشتناکترین جفاها در قرون اولیه مسیحیت'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/-1NvEWq3yPy4/Tj-Ufw5-77I/AAAAAAAAFEg/-alVqabU1tc/s72-c/a96697_a458_hippolytus2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-2512149705553250226</id><published>2011-04-02T01:52:00.004-04:00</published><updated>2011-04-02T01:58:50.721-04:00</updated><title type='text'>انجیل و قرآن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2011/04/110401_l09_mazar_demo_unama.shtml"&gt;با یک وحشیگری کامل ۸ نفر انسان بیگناه را کشتند&lt;/a&gt; ,,,&lt;a href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1428:-qq-&amp;amp;catid=34:editor-picks&amp;amp;Itemid=283"&gt;چون یک جلد قرآن  را در جایی‌ دیگر آتش زده ان&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1428:-qq-&amp;amp;catid=34:editor-picks&amp;amp;Itemid=283"&gt;د &lt;/a&gt;,,, &lt;a href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1334:-q-q-&amp;amp;catid=34:editor-picks&amp;amp;Itemid=283"&gt;ولی‌ سپاه پاسداران ایران صدها جلد انجیل  را آتش زد کسی‌ صداش در نیامد.&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-2512149705553250226?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/2512149705553250226/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=2512149705553250226' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2512149705553250226'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2512149705553250226'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/04/blog-post.html' title='انجیل و قرآن'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-7720554909829933679</id><published>2011-03-31T07:55:00.002-04:00</published><updated>2011-03-31T08:00:53.839-04:00</updated><title type='text'>قطع انگشتان پاهای دو تن از پناهجویان نوكیش مسیحی درتركیه + عكس</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1489:1390-01-11-09-20-18&amp;amp;catid=34:editor-picks&amp;amp;Itemid=283"&gt;&lt;img style="display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center; cursor: pointer; width: 129px; height: 173px;" src="http://4.bp.blogspot.com/-5EGtjQSzZvs/TZRr-R8sg6I/AAAAAAAAAT8/79TRKtUBprs/s400/2-chr-hospital-turkey.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5590211755187667874" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span&gt;برای دیدن ادامه مطلب روی عکس کلیک کنید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-7720554909829933679?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/7720554909829933679/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=7720554909829933679' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/7720554909829933679'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/7720554909829933679'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/03/blog-post_31.html' title='قطع انگشتان پاهای دو تن از پناهجویان نوكیش مسیحی درتركیه + عكس'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/-5EGtjQSzZvs/TZRr-R8sg6I/AAAAAAAAAT8/79TRKtUBprs/s72-c/2-chr-hospital-turkey.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-1492648067166100339</id><published>2011-03-14T01:59:00.001-04:00</published><updated>2011-03-14T02:00:41.559-04:00</updated><title type='text'>عوامل جمهوری اسلامی باردیگرانجیل ها را به آتش كشیدند!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;به نقل از گزارشگران آژانس خبری مسیحیان ایران " محبت نیوز" روز سه شنبه مورخ ۱۹ بهمن ماه ۱۳۸۹ اداره بازرسی و كشف كالای قاچاق با همكاری سپاه پاسداران استان آذربایجانغربی شهرستان سلماس ، در اقدامی بیش از ۳۰۰ جلد كتاب مقدس مسیحیان را بهمراه برخی دیگر از كالاهای قاچاق مكشوفه نظیر مشروبات الكلی و ... كه پیش از این توسط ماموران امنیتی در نوار مرزی كشور كشف و ضبط شده بود را طی مراسمی در روستای " دریشك " به آتش كشیدند.&lt;a href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=1334:-q-q-&amp;amp;catid=34:editor-picks&amp;amp;Itemid=283"&gt;&lt;span&gt;&lt;span style=";font-size:180%;" &gt;&lt;b&gt;ادامه خبر ...&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-1492648067166100339?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/1492648067166100339/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=1492648067166100339' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1492648067166100339'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1492648067166100339'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='عوامل جمهوری اسلامی باردیگرانجیل ها را به آتش كشیدند!'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-3201721703191871180</id><published>2011-01-27T15:35:00.002-05:00</published><updated>2011-01-27T15:45:05.618-05:00</updated><title type='text'>قلم به دستان مزدور ارمنی در خدمت رژیم آخوندی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=957%3Aqq-&amp;amp;catid=34%3Aeditor-picks&amp;amp;Itemid=283"&gt;قلم به دستان مزدور ارمنی در خدمت رژیم آخوندی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-3201721703191871180?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/3201721703191871180/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=3201721703191871180' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3201721703191871180'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3201721703191871180'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/01/blog-post_27.html' title='قلم به دستان مزدور ارمنی در خدمت رژیم آخوندی'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-5042604851794658433</id><published>2011-01-26T01:47:00.001-05:00</published><updated>2011-01-26T01:49:02.147-05:00</updated><title type='text'>اعتراف یك مسئول امنیتی؛ افزایش گرایش به مسیحیت در استان سمنان‏</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=942:1389-11-05-14-18-12&amp;catid=52:iranianchristian&amp;Itemid=282"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;اعتراف یك مسئول امنیتی؛ افزایش گرایش به مسیحیت در استان سمنان‏&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-5042604851794658433?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/5042604851794658433/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=5042604851794658433' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5042604851794658433'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5042604851794658433'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/01/blog-post_26.html' title='اعتراف یك مسئول امنیتی؛ افزایش گرایش به مسیحیت در استان سمنان‏'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-1988032915481597109</id><published>2011-01-23T15:41:00.003-05:00</published><updated>2011-01-23T15:44:57.480-05:00</updated><title type='text'>علمای مسلمان دانمارك حمله به مسيحيان را حرام اعلام كردند !</title><content type='html'>,&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;a href="http://www.mohabatnews.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=920:1389-11-02-21-17-11&amp;catid=72:religionsaislam&amp;Itemid=282"&gt;علمای مسلمان دانمارك حمله به مسيحيان را حرام اعلام كردند !&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;,&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-1988032915481597109?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/1988032915481597109/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=1988032915481597109' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1988032915481597109'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1988032915481597109'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/01/blog-post_23.html' title='علمای مسلمان دانمارك حمله به مسيحيان را حرام اعلام كردند !'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-2653669008833038844</id><published>2011-01-17T04:48:00.005-05:00</published><updated>2011-01-17T05:04:00.415-05:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عیسی مسیح ، نجات ، صلیب ، مسیح در ایران ، ایرانیان مسیحی‌ ، کلام خدا ، راه صلیب ، کتاب مقدس رایگان'/><title type='text'>کارهای عجیب او</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TTQRynjI2OI/AAAAAAAAAOk/oKuyNqpgcCc/s1600/weistling-refuge-strength.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 379px; height: 400px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TTQRynjI2OI/AAAAAAAAAOk/oKuyNqpgcCc/s400/weistling-refuge-strength.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5563091001016899810" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز یکشنبه قبل از اینکه به کلیسا برم خیلی‌ ناراحت بودم ، در روزهای اخیر اکثر خبرها از نقاط مختلف دنیا در مورد ظلم و ستمی و فشاری هست که به ایمانداران به مسیح دارد میشود.بمبگذاری در کلیساهای مصر و عراق ، بازداشت ۷۰ تن‌ از ایمانداران در ایران و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستی‌ تعریف میکرد که فرزند ۱۴ ساله یک خانواده‌ی ایماندار به مسیح را فقط به خاطره ایمانش سوزانده اند و همهٔ بدن این دختر ۱۴ ساله سوخته و در وضعیت بدی خود را به ترکیه رسانیده اند...و این خواهر ۱۴ ساله هر روز درد شدیدی میکشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کلیسا که آمدم هنوز در این افکار بودم، تا اینکه با دوستی‌ مشغول صحبت شدیم ، این دوستمان گویا چند سالی‌ هست که به کلیسا میاید ولی‌ هنوز نجات را دریافت نکرده و هنوز در شک و تردید است .ایشان تعریف میکنند که من آمدم در این کلیسا حقیقت را بیابم ولی‌ حقیقت اینجا هم نیست و ادامه دادند که سالها در ایران به تعلیم روح خود پرداخته اند و قادر هستند که یک تلفن یا هر اشیأ خراب شده را با تمرکز درست کنند و این را ربط میداد به موضوعی که در کلیسا دیده بود که در اثر روح القدس بسیاری برای مدت کوتاهی از حال می‌رفتند،،،وقتی‌ اینها را با آب او‌ تاب تعریف میکرد نمی‌دانستم چه جوابی‌ برایش بدهم که نه از من دور شود و نه حرفی‌ بزنم که حرف او نیز منطقی‌ به نظر آید..برای لحظه‌ای از خداوند خواستم که او با ایشان سخن بگوید ..و من جوابی‌ که به او دادم این بود: گفتم دوست من حقیقت را اگر در میان مردم بگردی پیدا نخواهی کرد ، حقیقت اصلی‌ همان خود خداوند و کلام اوست و ادامه دادم این کار بسیار عجیب و جالبی‌ است که میتوانید یه تلفن یا هر چیزی را با تمرکز درست کنید و قبول می‌کنم شما قادر هستید با همان تمرکز من را هم بیهوش کنید ولی‌ آیا قادر هستید قلب سیاه و گناهکار من را نیز درست بکنید؟؟آیا میتوانید با آن تمرکز مسیر زندگی‌ من را از گناه به پاکی‌ تغییر دهید؟؟آیا میتوانید من را از مرگ نجات دهید؟؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای لحظه‌ای صورت تغییر یافتهٔ او را دیدم، مثل این بود که به بن بستی رسیده باشد...آمد تا بحث را ادامه دهد که من اجازه گرفتم و صحبت را تمام کردم ، و هنوز در فکر آن دختر ۱۴ سال به طبقه پائین رفتم ، همیشه از شبانم شهادتهای نیکو شنیده ام، امروز هم منتظر بودم که کاری زیبایی‌ از خداوند برایم بگوید شاید تسکینی باشد بر شنیدن خبر آن خواهر ۱۴ ساله، که همان موقع ابرهیم آمد و شبانم از کار عجیبی‌ که خداوند در زندگی‌ ابراهیم انجام داده بود برایم صحبت کرد..ابراهیم یک آقای ۳۵ ساله به نظر میاید همراه با پسر کوچکش به اینجا آماده و مادر زاد کر و لال بوده است .. شبانم ادامه دادند که هفتهٔ قبل برای ابراهیم در کلیسا دعا کردند و برای او از خداوند شفا خواسته اند و در حین دعا یکی‌ از گوشهای او به صداها عکس‌العمل نشان داده است .. ابراهیم اکنون کم هم باشد میشنود و با این شنوایی شروع به یادگیری صحبت کردن هم کرده است ... هللویاه بر خداوند .. شکر به نام او ، شکر به کارهای عجیب او ..واقعا که کارهای او نیکو و عجیب است ..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او همیشه کارهای عجیب می‌کند و ایمان دارم که در زندگی‌ آن دوستی‌ که در تردید هست و با منطق‌های خود در جنگ هست هم کار عجیبی‌ خواهد کرد .. ایمان دارم خداوند از آن دوست و ابراهیم و آن دختر ۱۴ ساله شاهدانی نیکو خواهد سخت و آنها را برای کار عظیم خود به کار خواهد گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیض عیسی مسیح خداوند با شما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آمین&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-2653669008833038844?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/2653669008833038844/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=2653669008833038844' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2653669008833038844'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2653669008833038844'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/01/blog-post_17.html' title='کارهای عجیب او'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TTQRynjI2OI/AAAAAAAAAOk/oKuyNqpgcCc/s72-c/weistling-refuge-strength.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-8120651396259006858</id><published>2011-01-14T05:29:00.002-05:00</published><updated>2011-01-14T05:33:10.606-05:00</updated><title type='text'>عیسای مسیح از زبان شمعون قیروانی</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TTAmX_TykFI/AAAAAAAAAOc/oZuMB3rGVdE/s1600/passion-of-the-christ-screenshot-2.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 263px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TTAmX_TykFI/AAAAAAAAAOc/oZuMB3rGVdE/s400/passion-of-the-christ-screenshot-2.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5561987733375848530" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من، به سوی کشتزارها می رفتم که او را دیدم. صلیبش را بر دوش گرفته و انبوه مردمان در پی اش روان بودند.&lt;br /&gt;آنگاه، من دوش به دوش او راه رفتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری که بر گرفته بود، بارها او را باز می ایستاند، زیرا که بدنش از توان فرو افتاده بود&lt;br /&gt;آنگاه یک سرباز رومی به سوی من آمد و گفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیا ! تو نیرومند و توانایی. صلیب این مرد را ببر&lt;br /&gt;زمانی که این سخنان را شنیدم، قلبم تپید و از سپاس مالامال شدم.&lt;br /&gt;من صلیب او را به دوش گرفتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صلیبی سنگین، زیرا که از چوب سپیدارهایی که باران زمستانی آنها را خیسانده بود، ساخته شده بود.&lt;br /&gt;و عیسا به من نگریست. عرق از پیشانی اش بر ریش او فرو می ریخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او دیگر بار به من نگاه کرد و گفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا توهم از این جام خواهی نوشید؟ به راستی تو نیز در پایان زمان با من&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جرعه ای از آن خواهی نوشید&lt;br /&gt;چون چنین گفت، دستش را بر روی آن شانۀ من که آزاد بود نهاد و با هم به سوی جُلجُتا روانه شدیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی اکنون من دیگر سنگینی صلیب را حس نمی کردم. من تنها دست او را حس می کردم که مانند بال پرنده ای&lt;br /&gt;بود که بر شانۀ من است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپس، ما به بالای تپه رسیدیم و در آنجا او را به صلیب کشیدند.&lt;br /&gt;و آنگاه بود که من سنگینی درخت را حس کردم.&lt;br /&gt;آن زمان که میخ ها را به دست ها و پاهایش می کوبیدند، هیچ نگفت و آوایی از وی برنیامد.&lt;br /&gt;و دست ها و پاهایش در زیر چکش به لرزه در نیامدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوییا ! دست ها و پاهایش مرده بودند و تنها زمانی زندگی باز می یافتند که در خون شست و شو می کردند.&lt;br /&gt;چنین پنداشتی که او میخ ها را همچون شاهزاده ای که عصای شهریاری را می جوید، پذیرا گشته بود و میخواست تا اوج ها برافراشته شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دل من بر وی شفقت نیاورد. زیرا از شگفتی آکنده بودم.&lt;br /&gt;اکنون مردی که من صلیبش را بر دوش کشیده بودم، خود صلیب من گشته بود&lt;br /&gt;اگر دیگر بار به من بگویند&lt;br /&gt;صلیب این مرد را ببر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من آن را تا پایان راه خویش که به گور می انجامد، بر دوش خواهم گرفت.&lt;br /&gt;اینک، سال ها سپری شده است و من هنوز هرگاه از کشتزارهای کرت بندی شده می گذرم و یا در آن لحظه های&lt;br /&gt;خواب آلودۀ پیش از به بستر رفتن، همواره به آن مرد محبوب می اندیشم .&lt;br /&gt;و دست بالدار او را بر شانۀ خویش حس می کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از جبران خلیل جبران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-8120651396259006858?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/8120651396259006858/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=8120651396259006858' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8120651396259006858'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8120651396259006858'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/01/blog-post_14.html' title='عیسای مسیح از زبان شمعون قیروانی'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TTAmX_TykFI/AAAAAAAAAOc/oZuMB3rGVdE/s72-c/passion-of-the-christ-screenshot-2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-3534597429657415209</id><published>2011-01-08T13:41:00.001-05:00</published><updated>2011-01-08T13:44:50.136-05:00</updated><title type='text'>ایران همچنان مقام دوم در لیست کشورهای  جفا کننده به مسیحیان است.</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خطرناک ترین کشور ها برای مسیحیان به یقین کشور های اسلامی هستند.در لیست 2011 کشور های جفا کننده بر مسیحیان، جمهوری اسلامی همچنان مقام خود را در رتبه دوم جهان حفظ كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران "محبت نیوز" به نقل از سازمان "درهای باز" (سازمانی که حامی کلیسا های جفا دیده در سراسر جهان است) ، کره شمالی برای نهمین سال متوالی مکان نخست این جدول را به خود اختصاص داد. اما هشت کشور دیگر از این لیست کشورهایی با اکثریت مسلمان هستند. ایران ، افغانستان ، عربستان سعودی و سومالی نیز به ترتیب در رده های دوم تا پنجم جای گرفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر "کارل مولر" رئیس و مدیر اجرایی سازمان "درهای باز" گفت: جفا بر مسیحیان در مکان هایی مثل عراق رشد قابل توجهی داشته است بطوری که عراق با پرشی 9 پله ای از رتبه هفدهم به رتبه هشتم این لیست انتقال یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مولر گفت: جهش 9 پله ای عراق در این لیست بیشتر بخاطر این است که جامعه مسحیان این کشور مورد هدف تندرو های اسلامی در نزاع های حزبی قرار گرفته اند. القاعده امسال در وبسایت خود بیان کرد که مسیحیان هدف های بحق جهاد کنندگان هستند. ما قلع و قمع کردن مسیحیان در سراسر عراق را "مذهب کشی" می نامیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بلافاصله پس از اینکه این لیست منتشر شد ، دولت اوباما گفت: افزایش حملات علیه مسیحیان در آفریقا و خاورمیانه بسیار نگران کننده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دپارتمان دولتی ایالات متحده حملات اخیر به مسیحیان و کلیسا های عراق ، مصر و نیجریه را محکوم کرد و از دول این کشور ها خواست تا عاملان این حملات را مجازات کنند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-3534597429657415209?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/3534597429657415209/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=3534597429657415209' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3534597429657415209'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3534597429657415209'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/01/blog-post_4801.html' title='ایران همچنان مقام دوم در لیست کشورهای  جفا کننده به مسیحیان است.'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-3020814449121235535</id><published>2011-01-08T05:10:00.002-05:00</published><updated>2011-01-08T05:12:32.845-05:00</updated><title type='text'>ای پدر آسمانی</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TSg4ftY_9NI/AAAAAAAAAN8/WFfZFI6F-DE/s1600/%25D8%25AF%25D8%25B9%25D8%25A7.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 398px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TSg4ftY_9NI/AAAAAAAAAN8/WFfZFI6F-DE/s400/%25D8%25AF%25D8%25B9%25D8%25A7.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5559755857400427730" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;         «ای پدر ما كه در آسمانی...»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         بله؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         قطع نكن دارم دعا مي كنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         ولی تو مرا صدا كردی!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         صدا كردم! من تو را صدا نكردم، من فقط داشتم دعا می كردم. «ای پدر ما كه در آسمانی»؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         مي بيني! باز هم تكرار كردی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         چه چيزی را تكرار كردم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         تو مرا صدا كردی. گفتی: «ای پدر ما كه در آسمانی...» همين جا هستم، چی شده؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         ولي من نميخواستم چيز خاصي بگويم. فقط داشتم دعاي روزانه خودم را ميخواندم. من هميشه دعاي ربانی را ميخوانم و بعد از آن احساس خوبي به من دست ميدهد. انگار كه تكليف خودم را انجام داده ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         باشد، ادامه بده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         «نام تو مقدس باد»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         صبر كن، با اين جمله مي خواهي به چه چيزي اشاره كني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         با كدام جمله؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         با جمله :«نام تو مقدس باد».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         خوب يعني...اوه...نمی دانم! از كجا بايد بدانم؟ اين فقط يك قسمت از دعا است. ولی واقعا چه معنی ميتواند داشته باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         يعني« تكريم يافته»، «مقدس»،«پرجلال»...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         ببين! اگر اين طور باشد، پس چقدر پر معنی است! قبلا هرگز به معني كلمه «مقدس» فكر نكرده بودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         «ملكوت تو بيايد. اراده تو چنانكه در آسمان است، بر زمين نيز كرده شود.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         آيا حقيقتاً اين طور فكر مي كني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         البته، چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         با اين جمله می خواهی چه كار كني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         چه كار كنم؟...فكر نميكنم كاری بخواهم انجام بدهم. فقط، فكر ميكنم كه چفدر عالی بود اگر ميتوانستی بر تمام امور اين جهان تسلط داشته باشی همان طور كه آن بالا داری.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         آيا... روی تو اين تسلط را دارم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         خوب... من به كليسا ميروم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         من اين را از تو سؤال نكردم. پس اين عادت طمع ورزی ات؟ و اخلاق بدت؟ خودت بهتر ميداني كه در اين زمينه چقدر مشكل داری. و حتی، اين شيوه خودخواهانه ات در خرج كردن پولت، فقط برای خودت...و كتاب هايی كه ميخوانی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         چرا اين را فقط به من مي گويي؟ خوب ميداني كه از بعضي از اعضاي كليسا بدتر نيستم...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         مرا ببخش. فكر ميكردم براي برقراري اراده ام دعا ميكردی. اگر قرار باشد به اينجا برسد بايد با كسانی آغاز شود كه براي آن دعا مي كنند. مثلا افرادی مانند تو...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         خوب باشد. فكر ميكنم كه در زندگی ام عادت های بدي دارم. حالا كه صحبت ميكنی، من هم ميتوانم به چندتاي  ديگر از آنها اشاره كنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         من هم همين طور...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         تا به حال اينفدر جدي به اين مساله فكر نكرده بودم ولی دوست دارم كه بعضي چيزها را در زندگي خودم حذف كنم...مي دانی، دوست دارم حقيقتاً آزاد باشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         خوب، مي توانيم اينجا به نتيجه برسيم. ما با هم كار خواهيم كرد. تو و من مي توانيم پيروزي هاي فراواني بدست بياوريم! من به تو افتخار مي كنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         خداوند گوش كن، حالا بايد تمامش كنم. بيشتر از هميشه وقت گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         « نان كفاف ما را امروز به ما بده.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         تو بايد كمتر غذا بخوری؛ گاهی وقتها زياده روی ميكنی. هر روز به اندازه همان روز!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         ولي خداوند من فقط به وظيفه مسيحی خودم عمل ميكردم. حالا تو يكدفعه ظاهر شدی و مرا به ياد تمام ضعفهايم می اندازی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         دعا كردن چيز خطر ناكی است. آيا ميدانی كه می توانی خودت را تبديل يافته ببينی؟ اين چيزی است كه سعی ميكنم در تو به انجام برسانم. تو مرا صدا كردی، و من اينجا هستم. برای عقب گرد خيلی دير شده است. به دعايت ادامه بده. قسمت بعدی دعايت برايم جالب لست. شروع كن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         مي ترسم ادامه بدهم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         ترس؟ از چی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         می دانم چه خواهی گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-          شروع كن و خواهي ديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         « و قرض های ما را ببخش چنانكه ما نيز قرض داران خود را مي بخشيم».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         پس فرانسوا چه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         مطمئن بودم. ميدانستم كه به او اشاره ميكنی. ولی، او در مورد من دروغهای زيادی گفت. او از من پول زيادی كشيد و هيچ وقت هم به من پس نداد. ولي من قسم خوردم كه پولهايم را پس بگيرم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         ولی دعای تو! پس دعايی كه كردی چه مي شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         به چيزی كه می گفتم فكر نمي كردم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         لااقل آدم راستگويی هستی . چيز زياد جالبی نيست كه يك كينه در قلب حمل كنيم، اين حس كينه كه در قلبت است. اين طور فكر نميكنی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         نه چيز جالبی نيست، ولی موقعی كه اين كار را تمام كنم احساس بهتری خواهم داشت. برای او درس خوبی دارم، او از اينكه اين كار را با من كرده پشيمان خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         تو احساس بهتري نخواهي داشت؛ برعكس، انتقام چيز شيريني نيست. به خودت نگاه كن كه از همين حالا چقدر بدبختي ! ولی من مي توانم اين را عوض كنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         مي توانی؟ چطور؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         او را ببخش. و من تو را خواهم بخشيد. گناهان فرانسوا مشكل خودش خواهد بود و نه مشكل تو. ممكن است پولت را از دست بدهی ولی قلبت را حفظ می كنی. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         ولي خداوند، نمي توانم او را ببخشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         پس من هم نمي توانم تو را ببخشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         مي بينم...تو هميشه راست مي گويي. بيشتر مايل هستم كه با تو در اتحاد باشم تا انتقام بگيرم...خداوند، او را مي بخشم. و نزد تو دعا مي كنم كه او طريق درست را بيابد. فكر مي كنم كه انسان بدبختي است، ولي مي دانم كه او را به  طريقي مي تواني به نزد خودت بياوري.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         رسيدم. حالا چه احساسي داري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         هومممم...نه بد، بلكه خوب. مي داني، فكر مي كنم كه براي اولين بار بدون عصبانيت و ناراحتي  خواهم خوابيد. شايد خستگي من  از كم خوابي ناشي نمي شد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         دعايت را تمام نكردي...ادامه بده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         اوه، باشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         «ما را در آزمايش مياور، بلكه از شرير ما را رهايي ده».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         خوب، خوب... اين كار را خواهم كرد. ولي يك نصيحت كوچك: به جاهايی كه ممكن است وسوسه بشوی نرو.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         چه می خواهی بگويی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         از فيلم هاي غير اخلاقي كه در تو وسوسه ايجاد مي كنند پرهيز كن، همين طور از گوش كردن به صحبت هاي بي ادبانه. خودت را در موقعيت هاي ناخوشايند قرار نده. بعضي از ارتباطات دوستانه ات را عوض كن. بعضي از به اصطلاح دوستانت براي تو دامي پهن كرده اند كه به زودي گرفتار آن خواهي شد. مواظب باش كه در آن نيافتي. بنظر مي رسد كه دارند تفريح مي كنند، ولي در مورد تو، نابودي خواهد بود. از من  به عنوان آخرين ابزار استفاده نكن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         نمي فهم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         البته كه مي فهمي. تو بارها اين كار را بامن كرده اي. وقتي در موقعيت خطرناكي هستي، مشكلاتي داري؛ به من با خواهش و گريه متوسل مي شوي : « خداوند به من كمك كن كه از اين مشكل بيرون بيايم ، به تو قول مي دهم كه اين كار را تكرار نكنم». يادت مي يايد كه چه «حق سكوت» (شانتاژ) از من ميگرفتی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         بله خداوند...و حقيقتا شرمنده هستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         چه چيز يادت آمده؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         خوب، آن روزي كه زن همسايه مرا ديده بود كه به «بار» ميرفتم در حاليكه به زنم گفته بودم كه به مغازه ميروم. و يادم مي يايد كه بهت گفتم:«اگر او به زنم نگويد كجا رفته بودم. به تو قول مي دهم كه هر يكشنبه به كليسا بروم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         او چيزي نگفت ولي تو به كليسا نرفتي مگه نه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         متأسفم خداوند. خيلي پشيمانم. تا امروز فكر مي كردم كه اگر دعاي روزانه ام را انجام بدهم، راحت خواهم بود. انتظار نداشتم كه امروز اينطور بشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         دعايت را تمام كن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         بله خداوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         «زيرا ملكوت و قوت و جلال تا ابدالابد از آن تو است، آمين&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-          آيا مي داني چه كسي به من جلال خداهد داد؟ چه چيزي مرا خوشحال خواهد كرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         نه ولي دوست دارم بدانم. مي خواهم تو را خشنود كنم. متوجه شدم كه هر كاري در زنديگي ام انجام دادم، ولي مي خواهم تو مرا راهنمايي كني. اينطوري خيلي پر جلال خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         تو به سؤال من جواب دادی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         واقعاً!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         بله، چيزي كه مرا جلال مي دهد، داشتن كساني است كه با تمام وجودشان مرا دوست داشته باشند، مثل تو. حالا كه از گناهان كهنه پرده برداشته شد و از بين رفتند، حالا كمي مشكل است كه بگويم چه كاری با هم انجام خواهيم داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         خداوند، ببينيم كه تو چه كاري مي خواهي با من انجام بدهي، هر چه كه هست قبول دارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         بله ببينيم...&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-3020814449121235535?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/3020814449121235535/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=3020814449121235535' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3020814449121235535'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3020814449121235535'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/01/blog-post_08.html' title='ای پدر آسمانی'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TSg4ftY_9NI/AAAAAAAAAN8/WFfZFI6F-DE/s72-c/%25D8%25AF%25D8%25B9%25D8%25A7.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-689379945668417269</id><published>2011-01-05T10:46:00.003-05:00</published><updated>2011-01-05T11:09:14.247-05:00</updated><title type='text'>سخنی با وزیر اطلاعات ایران `اقای مصلحی  `</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TSSXSRjXgDI/AAAAAAAAAN0/cc12RU6ucOE/s1600/091124130853_moslehi226-a.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 226px; height: 170px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TSSXSRjXgDI/AAAAAAAAAN0/cc12RU6ucOE/s400/091124130853_moslehi226-a.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5558734180287217714" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران نسبت &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/09/100924_l38_iran_islam_moslehi.shtml"&gt;به رواج مسیحیت هشدار داده&lt;/a&gt; و گفته که «نخبگان حوزوی» هدف سرویس های اطلاعاتی غربی قرار گرفته و برایشان تله گذاشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای مصلحی به رواج مسیحیت در میان "شیعیان معتقد" و "قدرت تخریبی آنها" هشدار داد. و گفت: "امروزه بسیاری از افرادی که به تازگی مسیحی شده اند، روزی مخلصین اهل بیت و شیعه های معتقد بودند و دشمنان با روش های علمی آنها را به ترکیه کشانده و برای آنها مراسم غسل تعمید گذاشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عنوان یک مسیحی‌(که قبلا هیچگونه اخلاصی در مذهب ندیده‌ام) سخن کوتاهی با ایشان دارم :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای مصلحی ، وزیر اطلاعات ایران، بنده اعلام می‌کنم قبلا از شیعیان مخلص بودیم ولی‌ وقتی‌ نجات واقعی‌ و محبت عیسی را شناختم قلبم را تمام و کمال و بدون هیچگونه فشار خارجی‌ و بدون هیچگونه روش علمی از سوی نیروهای خارجی‌،تسلیم خداوندم عیسی مسیح کردم.و برای شما نیز در دعا هستم تا روزی خداوند زندگی‌ شما را نیز همچون من که روزگاری در جهل و بطالت و در مذهب ولی‌ در بیخدایی بودم تغییر دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;``وا به اعتراف خود میگوئید که مسیحیت در میان نخبگان حوزوی و شیعیان مخلص رواج پیدا کرده است..... `` آقای مصلحی اگر کمی‌ بیندیشید، معجزه خداوند را خیلی‌ نزدیک خواهید دید، این ربطی‌ به روشهای به قول شما علمی‌ خارجیها ندارد،همهٔ اینها کسانی‌ هستند که خداوند تک تک آنها را می‌خواند و آنها صدای خداوند و نجات دهندهٔ خود عیسی را میشنوند .خداوند ما کارهای عجیب می‌کند،خداوند ما تک تک ما‌ها را از جاهای مختلف صدا می‌کند و با محبت خود نجات را شامل ما می‌کند.حوزوی،پاسدار،بی‌خدا،سیاهپوست یا سفید پست،فقیر یا ثروتمند...ما همه فرزندان او هستیم و همگی‌ در ایمان به او یک خانواده هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و لطفا دست بردارید از این کلمه خارجیها و بیگانگان و...تا کی‌ می‌خواهید همه چیز را گردن این خارجیها بندازید.و باور بدارید آرامشی که در مسیح به دست آوردم ذره‌ای در آن مذهب پر از اخلاص شما ندیدم.و شما را هم به خانواده خداوند و زانو زدن در برابر عیسی خداوند دعوت می‌کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهرام قهرمانی - ترکیه&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-689379945668417269?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/689379945668417269/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=689379945668417269' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/689379945668417269'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/689379945668417269'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/01/blog-post_05.html' title='سخنی با وزیر اطلاعات ایران `اقای مصلحی  `'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TSSXSRjXgDI/AAAAAAAAAN0/cc12RU6ucOE/s72-c/091124130853_moslehi226-a.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-8117075889443656833</id><published>2011-01-04T16:01:00.001-05:00</published><updated>2011-01-04T16:02:35.523-05:00</updated><title type='text'>استاندار تهران: با مسیحیان تبشیری به شدت برخورد می‌شود</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TSOK4WscSkI/AAAAAAAAANs/0rDQQNS_Gmc/s1600/okuz.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 300px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TSOK4WscSkI/AAAAAAAAANs/0rDQQNS_Gmc/s400/okuz.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5558439065874614850" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرتضی تمدن، استاندار تهران با مقایسه مسیحیان تبشیری با وهابیت و طالبان، از آئین آنها با عنوان یک «جریان منحرف و فاسد»‌ در مسیحیت نام برده و از بازداشت رهبرانشان و نیز برخورد شدیدتر با آنها خبر داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، مرتضی تمدن روز سه‌شنبه گفته است که «انواع و اقسام فرق کاذب، انحرافی و فاسد در حوزه اعتقادی ما دندان تیز کرده‌اند» و در برخی مناطق فعالیت می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی همچنین اظهار داشته است: «یکی از این جریان‌ها، جریان فاسد و منحرفی است که افکار خود را تحت لوای فعالیت‌های تبشیری و از طریق محافل فرهنگی که در انگلیس دایر است ترویج می‌دهد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استاندار تهران همچنین با مرتبط دانستن «فعالیت‌های تبشیری» در ایران با «تهاجم نظامی و فرهنگی انگلستان» به ایران از برخورد با مبشران مسیحی در استان تهران خبر داده و گفته است:‌ «سران این جریان در استان تهران به دام افتاده‌اند و شمار بیشتری نیز در آینده نزدیک دستگیر خواهند شد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسیحیان تبشیری پیرو کلیسای اوانجلیک، شاخه‌ای از پروتستان هستند و عقاید مذهبی خود را میان غیرمسیحیان تبلیغ می‌کنند. کلیسای اوانجلیک در کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا، برزیل، کره جنوبی، آلمان و ونزوئلا پیروان زیادی دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر چند قانون اساسی جمهوری اسلامی، آئین مسیحیت را به رسمیت شناخته است، اما در سال‌های گذشته مقام‌های جمهوری اسلامی محدودیت‌های گسترده‌ای را برای اقلیت‌های مذهبی و به ویژه مسیحیان در ایران اعمال کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به بازداشت شماری از کشیشان مسیحی و محاکمه آنان اشاره کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حدود یک ماه پیش گزارش‌هایی درباره صدور حکم اعدام برای یوسف ندرخانی، یک کشیش نوکیش مسیحی، از سوی دادگاهی در شهر رشت منتشر شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ندرخانی که از حدود ۱۵ ماه پیش در زندان به سر می‌برد، از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی متهم شده است که از دین اسلام خارج شده و به مسیحیت روی آورده و در سال‌های گذشته برای آئین مسیحیت تبلیغ کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیشتر نیز گزارش‌هایی دیگری در باره احتمال صدور حکم اعدام برای یک کشیش نوکیش دیگر به نام بهروز خانجانی،‌ در شیراز منتشر شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این میان مرتضی تمدن،‌ استاندار تهران مسیحیان تبشیری را با طالبان و وهابیت مقایسه کرده و گفته است: «آنان مانند جریان طالبان و وهابیت که به عنوان یک آفت خود را در دین اسلام جا زده‌اند، به نام مسیحیت و به پشتوانه انگلیس حرکتی را طراحی کرده‌اند، اما با یاری خدا توطئه آنها به سرعت شناسایی و ضربات اولیه به آنان وارد شد.»&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-8117075889443656833?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/8117075889443656833/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=8117075889443656833' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8117075889443656833'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8117075889443656833'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2011/01/blog-post.html' title='استاندار تهران: با مسیحیان تبشیری به شدت برخورد می‌شود'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TSOK4WscSkI/AAAAAAAAANs/0rDQQNS_Gmc/s72-c/okuz.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-4689705744881644333</id><published>2010-12-29T06:01:00.002-05:00</published><updated>2010-12-29T06:08:56.332-05:00</updated><title type='text'>بازداشت سازمان يافته جمعی از مسيحيان فارسی زبان در تهران</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TRsWwZI6g6I/AAAAAAAAANM/mLRmhbjZpmM/s1600/ewin-e1b9d.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 300px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TRsWwZI6g6I/AAAAAAAAANM/mLRmhbjZpmM/s400/ewin-e1b9d.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5556059585929446306" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;در روزهای مصادف با جشن های کريسمس تولد عيسی مسيح و سال نو ميلادی ماموران امنيتی اطلاعات در اقدامی سازمان يافته اقدام به بازداشت جمعی از نوکيشان مسيحی ساکن تهران نمودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا به اطلاع ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران"هرانا" روز يکشنبه ۵ دی ماه ۱۳۸۹ همزمان با ايام شادی و سرور مسيحيان جهان که در کليساها بمناسبت سالروز ميلاد عيسی مسيح به دعا و شکر گزاری می پردازند و در آخرين روزهای پايانی سال نو مسيحی، ماموران امنيتی در اقدامی هماهنگ و از پيش تعيين شده جمعی از نوکيشان مسيحی ساکن تهران را بطور جداگانه در منازل شان بازداشت نمودند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر پايه گزارش"محبت نيوز" ماموران پس از ورود به منازل اين افراد ضمن بازداشت آنان اقدام به بازرسی و تفتيش کامل خانه های آنان نموده اند که در اين راستا برخی از وسايل شخصی از قبيل کامپيوترهای اين افراد را نيز ضبط و با خود برده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خصوص تعداد بازداشت شدگان گزارش شده که برخی از اين افراد بهمراه اعضای خانواده خود بوده اند که تاکنون تعداد بازداشت شدگان را تا ۱۰ نفر گزارش کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنين برخی منابع خبری در تهران گزارش دادند که ماموران امنيتی پس از بازداشت اين شهروندان مسيحی اتهام اين افراد را به خانواده های آنان ، تغيير دين (ارتداد) ، ترويج مسيحيت و ارتباط با سازمانهای مسيحی خارج از کشور اعلام نمودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارش گرديده افراد بازداشت شده پس از دستگيری به مکانهای نامعلومی انتقال داده شدند که برخی از اين افراد تا کنون توانستند در تماسی بسيار کوتاه از سلامت خود خانواده هايشان را با خبر سازند و ظاهرا قادر نبودند تا توضيح بيشتری در مورد وضعيت خود به خانواده هايشان بدهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخی خبرها حکايت ار آن دارد که ماموران امنيتی پس از شناسايی قبلی اين افراد همچنان در صدد هستند تا افرادی را که مرتبط با اين بازداشت شدگان هستند را تحت تعقيب قرار دهند که تاکنون موفق به بازداشت آنها نشده و يا اين افراد در حال حاضر متواری هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفته می شود موج حملات جديد از سوی ماموران امنيتی در برخورد با نوکيشان مسيحی در داخل ايران و همزمانی آن با اعياد کريسمس تولد عيسی مسيح که از روزهای با شکوه و روحانی برای مسيحيان جهان بويژه ايرانيان مسيحی می باشد آغاز گرديده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-4689705744881644333?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/4689705744881644333/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=4689705744881644333' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/4689705744881644333'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/4689705744881644333'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2010/12/blog-post_29.html' title='بازداشت سازمان يافته جمعی از مسيحيان فارسی زبان در تهران'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TRsWwZI6g6I/AAAAAAAAANM/mLRmhbjZpmM/s72-c/ewin-e1b9d.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-588576109727134727</id><published>2010-12-15T06:36:00.000-05:00</published><updated>2010-12-15T06:37:39.133-05:00</updated><title type='text'>روزه در مسيحيت به چه صورتی است؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای جواب به اين سؤال می‌توان گفت که ما در مسيحيت تابع احکام مذهبی نيستيم، به همين علت، روزه مسيحی در زمان و تحت قوانين مذهبی خاصی صورت نمی‌گيرد. ايمانداران مسيحی آزاد هستند که در هر زمان، با هدايت روح خدا، بطور انفرادی يا دستجمعی، برای يک روز يا روزهای متعدد، و يا حتی برای چند ساعت، روزه بگيرند. ضمناً در روزه مسيحی می‌توان از يک يا چند وعده غذا صرف ‌نظر کرد و يا حتی از خوردن بعضی مواد غذائی خودداری نمود. هدف اصلی روزه مسيحی اينست که با فروتنی به خدا تقرب جوئيم و هدايتهای او را بطلبيم و اوقاتی را در دعا و مناجات در حضور او بسر ببريم. کلام خدا در کتاب اشعياء نبی فصل پنجاه و هشتم، آيات شش تا نه می‌فرمايد: "مگر روزه‌ای که من می‌پسندم اين نيست که بندهای شرارت را بگشاييد و گره‌های يوغ را باز کنيد و مظلومان را آزاد سازيد و هر يوغ را بشکنيد؟ مگر اين نيست که نان خود را به گرسنگان تقسيم نمايی و فقيران رانده شده را به خانه خود بیاوری و چون برهنه را ببينی او را بپوشانی و خود را از آنانی که از گوشت تو می‌باشند مخفی نسازی؟ آنگاه نور تو مثل فجر طالع خواهد شد و صحت تو بزودی خواهد روييد و عدالت تو پيش تو خواهد خراميد و جلال خداوند ساقه تو خواهد بود. آنگاه دعا خواهی کرد و خداوند تو را اجابت خواهد فرمود و استغاثه خواهی نمود و او خواهد گفت که اينک حاضر هستم".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد روزه مسيحی، لازم است بدانيم که بمنظور صواب و رياضت، و يا بدست آوردن دل خدا و نجات از گناه، بجا آورده نمی‌شود زيرا با ريخته شدن خون مسيح بر صليب و مرگ و دفن و قيام او از مردگان، نجات از گناه و طريق راه يافتن انسان به حضور خدا، مهيا گرديده است. پس چرا روزه می‌گيريم و از خوردن و يا نوشيدن پرهيز می‌کنيم؟ مختصراً، بعضی از دلايل روحانی روزه مسيحی را با شما در ميان می‌گذاريم. روزه کمک می‌کند که:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;١- دل ما در حضور خدا نرم و فروتن باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;٢- به صدا و هدايت و حضور خدا حساس باشيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;٣- نفس سرکش ما ضعيف و سرکوب باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;٤- پرستش و دعای مسيحی ما قویتر و مؤثرتر باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و بألاخره، روزه مسيحی کمک می‌کند که ياد بگيريم از خودخواهی انسانی دوری نموده و ازخودگذشتگی داشته باشيم، و بيشتر قدر و ارزش فداکاری عظيم و کفاره بی‌نظير عيسی مسيح را درک کنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد روزه مسيحی، به اين نکته هم بايد توجه داشت که از هرگونه ظاهرسازی و ريا و خودنمائی بايستی به دور باشد. خداوند و منجی ما عيسی مسيح به شاگردان خود فرمود: "وقتی روزه می‌گيريد مانند رياکاران، خودتان را افسرده نشان ندهيد. آنان قيافه‌های خود را تغيير می‌دهند تا روزه ‌دار بودن خود را به رخ ديگران بکشند. يقين بدانيد که آنها اجر خود را يافته‌اند! اما تو وقتی روزه می‌گيری به سرت روغن بزن و صورت خود را بشوی تا مردم از روزه تو باخبر نشوند بلکه فقط پدر تو که در نهان است آنرا بداند و پدری که هيچ چيز از نظر او پنهان نيست اجر تو را خواهد داد" (انجيل شريف، متی فصل ششم، آيات شانزده تا هجده).&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-588576109727134727?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/588576109727134727/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=588576109727134727' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/588576109727134727'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/588576109727134727'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2010/12/blog-post_15.html' title='روزه در مسيحيت به چه صورتی است؟'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-3505109783835492732</id><published>2010-12-02T02:37:00.003-05:00</published><updated>2010-12-02T02:44:28.507-05:00</updated><title type='text'>حکم اعدام کشیش مسیحی یوسف ندرخانی ابلاغ شد</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TPdOVtwPSvI/AAAAAAAAAMs/mb0FsvtSi7k/s1600/picture-2.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 270px; height: 400px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TPdOVtwPSvI/AAAAAAAAAMs/mb0FsvtSi7k/s400/picture-2.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5545987601096198898" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TPdOP1h4dGI/AAAAAAAAAMk/LYYjhKCpi4c/s1600/picture-1.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 265px; height: 400px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TPdOP1h4dGI/AAAAAAAAAMk/LYYjhKCpi4c/s400/picture-1.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5545987500104250466" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;هفته گذشته حکم اعدام یوسف ندرخانی ، کشیش کلیسای ایران در حالی‌ ابلاغ شد که جریانات امنیتی تا کنون نسبت به ابلاغ این حکم ممانعت به عمل آورده اند.در این راستا و در ادامه پی گیریهای خبرنگار رهانا  در مورد آخرین وضعیت این کشیش محکوم به اعدام ،شیرین خانجانی خواهر اسقف بهروز خانجانی در  مصاحبه ای اختصاصی با رهانا ، سامانه خبری خانه حقوق بشر ایران به سوالهای این خبرگزاری جواب داد.&lt;br /&gt;لطفا از آخرین وضعیت  آقایان یوسف ندرخانی و بهروز صادق خانجانی و نیز شرایط و محل نگهداریشان بفرمایید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برادرم بهروز خانجانی اکنون در زندان ارتش شیراز در بازداشت بسر میبرند و تا زمانی که زیر نظر نیروهای وزارت اطلاعات در بازداشت بسر میبردند تحت شکنجه و بد رفتاری شدید نیروهای  وزارت اطلاعات بودند.&lt;br /&gt;لطفا مختصری از چگونگی بازداشت آقای خانجانی شرح دهید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از دستگیری مسیحیان فارس زبان در شیراز و همچنین دستگیری بعضی از مسئولین کلیسای ایران،اداره اطلاعات شیراز برای مذاکره در مورد آزادی دستگیر شدگان از بهروز دعوت کرد که به اداره اطلاعات شیراز مراجعه کند تا به ازای این کار مسیحیانی که در بند بودند آزاد شوند و بهروز با توجه به اینکه در بین بازداشت شدگان تعدادی خانم نو کیش مسیحی وجود داشت، شرط ودعوت وزارت اطلاعات را پذیرفت و به اداره اطلاعات شیراز مراجعه کرد که این ایام مقارن با اوج درگیریهای خیابانی بعد انتخابات سال ۸۸ بود که بهروز در آن زمان تازه از خارج به ایران امده و در تهران ساکن شده بود،که بعد از مراجعه به آنجا بازداشت شد.&lt;br /&gt;آیا تا کنون جلسه یا دادگاهی برای رسیدگی  به پرونده تشکیل شده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیر،بنا به آخرین اطلاعی که در دست داریم فعلا هیچ  جلسه رسیدگی برای پرونده ایشان نشکیل نشده ،اما وکیل ایشان موفق به دریافت مجوز قرار ملاقات حضوری با وی شده اند و چند بار هم با ایشان ملاقات داشته اند.&lt;br /&gt;وی  چه مدتی را با توجه به عدم رسیدگی قضایی به پرونده  در بازداشت  موقت بسر برده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایشان حدود ۱۰ ماه است که در بازداشت موقت و حالت بلاتکلیفی بسر میبرند و در این مدت فشارهای روحی و روانی و جسمی شدیدی بر ایشان وارد شده است و اعتراض خانواده به این موضوع همچنان ادامه دارد.وی همچنین حدود دو ماه پس از دستگیری و مقارن با عید نوروز به قید وثیقه ۲۰۰ میلیونی مدتی آزاد شدند اما با سپری شدن ۲ ماه از آزادیشان قرار وثیقه ایشان لغو شد و دوباره توسط سربازان گمنام امام زمان دستگیر شدند.&lt;br /&gt;در رابطه با ملاقاتها و تماسهای خانواده تان با او توضیح دهید.آیا در این مدت موفق به ملاقات یا تماسهای تلفنی  شده اید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در طی این مدت اجازه هیچگونه تماس تلفنی با منزل و اقوام درجه یک خود نداشته و تنها همسر ایشان هر دو هفته یکبار اجازه ملاقات با ایشان دارند.&lt;br /&gt;خانواده تان برای آزادی او به چه مراجع و نهادهایی  مراجعه کرده اند وآیا این تلاشها  نتیجه ای در بر داشته است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خود بهروز در دوران آزادی موقتش  به مراجع دولتی و قضایی مراجعه  و با ارائه دفاعیه ای که وضعیت مسیحیان فارس را شرح میداد به دفاع از خود ومسیحیان دیگر پرداخته بود البته این متن دفاعیه  به استناد به مواد قانونی و مندرج در قانون اساسی و نیز قانون مدنی ایران نوشته شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای بهروز خانجانی دو رگه هستند و از طریق خانواده مادری ام در خارج از کشور مراتب اعتراض به دستگیری بهروز بارها و بارها به سفارت ایران در کشور مادریمان ابراز شده است اما سفارت ایران دستگیری چنین شخصی را بر مبنای توهین واقدام علیه امنیت ملی توجیه میکند.در کل، جمهوری اسلامی ایران سعی کرده که دستگیری مسیحیان فارس زبان ساکن در ایران را سیاسی و امنیتی جلوه بدهد.&lt;br /&gt;از وضعیت آقای ندرخانی لطفا بگویید؟او بنا به اطلاع ،حکم اعدامشان را دریافت کرده ،گرچه این حکم پیش تر صادر شده بود اما به وی و کیلش ابلاغ نشده بود، توضیحی از وضعیت او بعد از دریافت حکم اعدام بفرمایید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله ،ایشان  حکمشان را دریافت کرده اند،حکم اعدام ایشان بر مبنای ارتداد صادر و به صورت کتبی نیز به ایشان ابلاغ شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعلا ایشان در زندان لاکان رشت بسر میبرند و وکیل ایشان در خواست فرجام داده اند و حکم ایشان برای تایید به دیوان عالی ارجاع داده شده است .ایشان نسبتا از روحیه خوبی برخوردارند که باعث تشویق و دلگرمی همه ما در بیرون هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از همسر ایشان شنیدیم که حالشان خوب است و خدا  را شکر که بر هدف خودشان ایستادگی دارند با اینکه حتی از ایشان خواسته بودند که به ظاهر اعتراف کند وبرای حفظ جانش تظاهر به رجوع به اسلام کند اما آقای ندرخانی قبول نکرده اند و بر عقیده خود پا بر جا هستند.و همسر ایشان در این مدت نیز ملاقاتهایی با ایشان داشته اند و باعث تقویت روحیه ایشان در داخل زندان میشوند.&lt;br /&gt;وکیل ایشان چه مدتی است که حکم آقای ندرخانی را دریافت کرده و چه اقداماتی در راستای عدم اجرای حکم و تبرئه آقای ندرخانی انجام  داده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حدود یک هفته پیش حکم اعدام آقای ندرخانی به دست وکیل ایشان رسیده است و ایشان از همان روز اقدام به اعتراض نسبت یه این رای کرده و تقاضای فرجام کرده اند.اما در شرایط فعلی و با در نظر گرفتن اوضاع داخلی ایران،نیروهای فعال داخلی خودشان در خطر بسر میبرند و وکلا به نحوی تحت فشار و تهدید وارعاب نیروهای امنیتی بسر میبرند که هر لحظه احتمال دستگیری آنها وجود دارد و کاری بیشتر از این نمیتوان از وکلا انتظار داشت.&lt;br /&gt;شما و جامعه مسیحیت چه انتظاری از جامعه جهانی در رابطه با احکام صادره اعدام در خصوص اقلیت های قومی و بخصوص حکم صادره آقای ندرخانی دارند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه بین الملل از شنیدن چنین حکمی برآشفته شد، اما سوال من اینجاست که چطور افرادی که ادعا میکنند روحانی هستند و با عالم بالا ارتباط دارند میتوانند چنین حکمی را صادر کنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا خودشان باعث این مسئله نیستند که جوانان و مردم از پوشش دینی آنها متنفر شده باشند؟&lt;br /&gt;جهانیان به وقایع ایران به دقت مینگرند و کسی نسبت به این احکام و نقض حقوق بشر در ایران بی تفاوت نیست و نخواهد بود و همه این احکام صادره که به واسطه  اوهامات و اتهامات واهی صادر شده پیامی برای همه مردم آزاده  جهان دارد که آنان این پیام ها را دریافت میکنند.&lt;br /&gt;آیا به نظر شما این اتهامات و احکام صادره در مورد مسیحیان دارای منشا قانونی و شرعی هست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هیچ عنوان،چرا که از نظر فقه وشرع اسلامی نیز در این مورد دو دستگی و اختلاف وجود دارد مثلا طبق نظر و جواب کتبی آیت الله منتظری به سوال یکی از مسیحیان در مورد مصادیق ارتداد ایشان در جواب فرمودند:” ایمان به پیامبر یکی از چهار کتاب آسمانی که به یگانگی خداوند ایمان و اذهان دارند بلا مانع است وحکم ارتداد در مورد آنان صدق نمی کند بنابراین حکم ارتداد در مورد کسی که مسیحی میشود مطابقت نمی کند.”&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاوه بر این دلیل،ادله دیگری نیز وجود دارد که گرایش به دین مسیحیت مشمول حکم ارتداد نمیشود،برای مثال نمونه های تاریخی صدر اسلام و گرایش تعدادی از مسلمانان به دین مسیحیت در هنگام هجرت پیامبر اسلام به حبشه،که پیامبر هرگز به آنها حکم ارتداد نداد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ضمن آقای یوسف ندرخانی در ۱۹ سالگی مسیحی شده، یعنی سنی که سن قانونی انتخاب دینش بود و هنوز اسلام را به عنوان دین رسمی زندگیش انتخاب نکرده بود که به مسیحیت روی آورده و مسیحی شده اند،یعنی طبق بخش دیگری از قانون شرعی ایشان در سن بلوغ حق داشتند غیر از دین اسلام به هر دین و عقیده دیگری گرایش داشته باشند، پس طرح  موضوع  ارتداد در مورد ایشان نمیتواند درست باشدو هر طوری که بخواهیم حساب کنیم حکم ایشان کاملا غیر شرعی و غیر قانونی و غیر انسانی است.&lt;br /&gt;بنده وقتی حکم اعدام آقای ندرخانی را مطالعه میکردم متوجه نکته ای شدم که با گفته های شما تناقض دارند چرا که در حکم ایشان در جایی ذکر شده که ایشان اقرار کرده است به این که، از سن بلوغ ( ۱۵ سالگی)  تا ۱۹ سالگی اسلام اوردند و بعدا از اسلام خروج کرده اند،آیا شما که  از نزدیکان ایشان بودید این گفته منتسب به آقای ندرخانی را با توجه به شناخت نزدیکتان از ایشان قبول دارید؟آیا واقعا ایشان دورانی از زندگی خود در بعد از بلوغ را مسلمان بوده اند و آیا بنظر شما این اقرار میتواند واقعی و مورد استناد باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیر،این گفته به هیچ وجه صحت ندارد و ایشان هرگز مسلمان نشده اند ،اما به فرض محال اگر هم واقعیت داشته باشد طبق قانون بین الملل ،ایشان زیر سن قانونی تصمیم گیری بودند و تصمیم نهایی اشان را در سن ۱۹ سالگی گرفته اند و این دلیل موجهی برای صدور حکم ارتداد و اعدام نمیتواند باشد.&lt;br /&gt;تاریخ صدور حکم ۲۱ شهریور ماه بوده و تاریخ ابلاغ حکم به وکلای آقای ندرخانی طبق گفته شما یک هفته(۱/۹/۸۹) پیش بوده است، به نظر شما این فاصله زمانی به چه علت بوده و تعلل سیستم قضایی در ابلاغ حکم صادره چه دلیلی میتوانسته داشته باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من دو علت دارد اولی ایجاد ترس در بین مسیحیان داخل ایران و دومی ترس خود عوامل صادر کننده از ابلاغ چنین حکمی بصورت کتبی،توجه داشته باشید حکم ارتداد کاملا بی معنی میباشد و قانونگذار چنین بندی در نظر نگرفتهاست.وقتی که در نظر قانونگذار تفتیش عقاید ممنوع میباشد،آقایون وارد حیطه خصوصی زندگی یوسف ندرخانی شده اند و عقیده ایشان را تفتیش کرده اند و حکم بی سابقه و بی معنی داده اند که اجرای آن گرفتن زندگی ایشان را در پی خواهد داشت.بنابراین چنین حرکت غیر قانونی بزرگی هم به شجاعت نیاز داشت و هم به زمان.&lt;br /&gt;و سخن آخر از زبان شما و توضیحاتی که شاید لازم باشد ارائه بدهید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنظرم باید فراموش نکنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچنان ببینیم تک تک اتفاقاتی که در این سالیان افتاد و بیاد داشته باشیم آنها را، بخصوص این سالی که گذشت را،و خونهایی که ریخته شدند را، و فراموش نکنیم چون آنها منتاج  گذر زمان هستند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-3505109783835492732?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/3505109783835492732/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=3505109783835492732' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3505109783835492732'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3505109783835492732'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title='حکم اعدام کشیش مسیحی یوسف ندرخانی ابلاغ شد'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TPdOVtwPSvI/AAAAAAAAAMs/mb0FsvtSi7k/s72-c/picture-2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-1431389880722798784</id><published>2010-10-31T15:31:00.002-04:00</published><updated>2010-10-31T15:31:53.142-04:00</updated><title type='text'>میدان آزادی تهران</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3EIiE_PyI/AAAAAAAAAKY/M9HHKELwICQ/s1600/222222222222222222222222.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 221px; height: 400px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3EIiE_PyI/AAAAAAAAAKY/M9HHKELwICQ/s400/222222222222222222222222.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5534295167973932834" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;هیچ تا بحال دقت کردین شکل میدان آزادی تهران به شکل صلیب است&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-1431389880722798784?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/1431389880722798784/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=1431389880722798784' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1431389880722798784'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1431389880722798784'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2010/10/blog-post.html' title='میدان آزادی تهران'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3EIiE_PyI/AAAAAAAAAKY/M9HHKELwICQ/s72-c/222222222222222222222222.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-5601550442828655710</id><published>2010-03-13T09:45:00.001-05:00</published><updated>2010-03-13T09:46:40.220-05:00</updated><title type='text'>ابراز نگرانی ایالات متحده از «آزار مداوم» اقلیت‌های مذهبی در ایران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وزارت امور خارجه ایالات متحده، روز جمعه در بیانیه‌ای نگرانی فزاینده خود را نسبت به «آزار مداوم» پیروان اقلیت‌های مذهبی در ایران ابراز کرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بیانیه که روز جمعه و از سوی فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، انتشار یافت، تصریح شده است که در هفته‌های گذشته، دستكم ۲۵ تن از پیروان بهائیت در ایران دستگیر شده‌آند دستگير كرده و نزدیک به به ۶۰ نفر از بهائیان تنها به دليل باورهاى مذهبى خود همچنان در زندان به سر مى‌برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بیانیه همچنین افزوده است که شماری از رهبران بهائیان در ایران در حالی که به وکلای خود دسترسی ندارند، در حال محاکمه به اتهام جاسوسی هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای کراولی همچنین افزوده است که مقام‌های ایرانی همچنین چندین نفر از شهروندان مسیحی را بازداشت کرده‌اند که برخی از آنها بدون ارائه هیچ دلیلی همچنان در زندان به سر می‌برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بیانیه تأکید کرده است که ایالات متحده به طور فزاینده از آزار مداوم بهائیان و دیگر اقلیت‌های مذهبی در ایران نگران است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیانیه سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در مورد رفتار نگران کننده مقام‌های ایران در قبال اقلیت‌های مذهبی در حالی منتشر می‌شود که ایالات متحده روز پنجشنبه در گزارش سالانه خود درباره وضعيت حقوق بشر در جهان در سال ۲۰۰۹، اعلام کرد که کارنامه ضعیف ايران در رعایت حقوق بشر به ویژه پس از انتخابات رياست جمهوری رو به انحطاط گذاشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمريکا در سال ۲۰۰۹ در خصوص ايران تصريح شده بود که جمهوری اسلامی ايران به شدت به محدود کردن آزادی های مذهبی به ويژه عليه بهاييان و مسيحيان ادامه داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر اساس این گزارش حکومت ايران به شدت حقوق فردی برای تغيير مسالمت آميز دولت از طريق انتخابات عالادنه و آزاد را محدود کرده و فقدان «آزادی بيان و مشارکت» نیز همچنان از مسائل موجود در ايران ارزيابی شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وزارت امور خارجه آمریکا در گزارش  وضعیت حقوق بشر در سال ۲۰۰۸  نیز به شدت از ایران انتقاد کرده و نوشته بود:  دولت ايران روندهای دمکراتيک را «به شدت محدود» کرده است، نيروهای امنيتی «به خشونت از جمله شکنجه با انگيزه سياسی» متوسل می‌شوند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاوه بر فشار بر اقلیت‌های مذهبی، در سال جاری تحدید آزادی بیان و تجمعات، تا آنجا پیش رفت که گزارش‌ها حاکی از کشته شدن دست کم ۷۰ نفر و بازداشت بیش از چهار هزار نفر در جریان سرکوب خشونت‌بار اعتراض‌های مسالمت‌آمیز به نتایج انتخابات خرداد ماه ۸۸ توسط نیروهای امنیتی است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-5601550442828655710?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/5601550442828655710/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=5601550442828655710' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5601550442828655710'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5601550442828655710'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2010/03/blog-post_13.html' title='ابراز نگرانی ایالات متحده از «آزار مداوم» اقلیت‌های مذهبی در ایران'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-1614688912460999415</id><published>2010-03-10T06:03:00.000-05:00</published><updated>2010-03-10T06:04:21.655-05:00</updated><title type='text'>ایران جز 10 کشور خطرناک برای مسیحیان</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/S5d8r5C8MQI/AAAAAAAAAJY/ORRmpgK3FSI/s1600-h/image-63412-galleryV9-flau.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 216px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/S5d8r5C8MQI/AAAAAAAAAJY/ORRmpgK3FSI/s400/image-63412-galleryV9-flau.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5446959367817277698" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-1614688912460999415?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/1614688912460999415/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=1614688912460999415' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1614688912460999415'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1614688912460999415'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2010/03/10.html' title='ایران جز 10 کشور خطرناک برای مسیحیان'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/S5d8r5C8MQI/AAAAAAAAAJY/ORRmpgK3FSI/s72-c/image-63412-galleryV9-flau.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-2263821706853348348</id><published>2010-03-10T06:01:00.001-05:00</published><updated>2010-03-10T06:03:16.508-05:00</updated><title type='text'>شکنجه ویلسون عیسوی، كشيش كليساى آشورى</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادلين نازنين می گوید همسرش، ويلسون عيسوى كشيش كليساى آشورى «پنطيكاستى» در كرمانشاه، كه تقريباَ يكماه است در بازداشت بسر مى برد،  شكنجه شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قانع قبادى، شبان(كشيش) كليساى «پنطيكاستى» كرمانشاه كه هم اكنون در آلمان بسر مى برد در اين باره به راديو فردا گفت: «خانم نازنين كه يكبار موفق به ملاقات با كشيش عيسوى شده است، وضعيت كشيش عيسوى را اسف بار خوانده و از آثار شكنجه بر روى صورت وى خبرداد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقاى قبادى افزود: « كشيش ويلسون عيسوى روز ۱۳ بهمن ماه كه براى ديدار يكى از دوستان خود به شاهين شهر در استان اصفهان رفته بود توسط مأموران امنيتى بازداشت شد. وى هم اكنون در بازداشتگاهى در حومه شهر اصفهان بسر مى برد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وى همچنين گفت:« پيش از اين نيز نيروهاى امنيتى در تاريخ ۱۳ دى ماه ۱۳۸۸ با يورش به خانه كشيش عيسوى در كرمانشاه پس از تفتيش منزل وى كليه لوازمات شخصى و كتاب كشيش عيسوى را ضبط كرده بودند. بدنبال آن نيروهاى امنيتى كليساى قديمى «پنطيكاستى» آشورى را در كرمانشاه پلمب كردند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سويى ديگر وب سايت فارسى زبان مسيحيان به نقل از خانم مادلين نازنين گفت مسئولين بازداشتگاه اتهام كشيش عيسوى «دادن غسل تعميد و مسيحى كردن مسلمانان» عنوان كرده و از احتمال حكم اعدام براى كشيش عيسوى سخن گفته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقاى قبادى كه خود از شاگردان كشيش ويلسون عيسوى است به راديو فردا گفت، كشيش عيسوى بارها از سوى مقامات امنيتى مورد آزار و اذيت بوده و بارها بازداشت موقت شده است اما اين اولين باري است كه وی بطور جدى و طولانى بازداشت شده است. آقای قبادی همچنين اضافه كرد که كشيش ويلسون عيسوى فعاليت هاى مذهبى خود را در ترويج مسيحيت به رغم فشارهاى نيروهاى امنيتى همواره ادامه مى داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقاى قبادى همچنين از تعطيلى كليساى آشورى در شهرآرا تهران در اثر فشارها و تحديدات نيروهاى امنيتى خبر داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طى چند روز اخير نيز نيروهاى امنيتى ريحانه آقاجرى و حميد شفيعى از نو كشيشان مسيحى را در اصفهان بازداشت كردهو به نقطه نامعلومى برده اند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-2263821706853348348?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/2263821706853348348/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=2263821706853348348' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2263821706853348348'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2263821706853348348'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='شکنجه ویلسون عیسوی، كشيش كليساى آشورى'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-6826988592989775175</id><published>2009-11-20T03:32:00.002-05:00</published><updated>2009-11-20T03:38:19.342-05:00</updated><title type='text'>مريم رستم‌پور و مرضيه اميری‌زاده، دو زندانی مسيحی آزاد شدند</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SwZVdHTpEnI/AAAAAAAAAI0/npInzJsE29U/s1600/maryam-and-mazrieh---2thinner.gif"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 119px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SwZVdHTpEnI/AAAAAAAAAI0/npInzJsE29U/s400/maryam-and-mazrieh---2thinner.gif" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5406102361370858098" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کميته گزارشگران حقوق بشر - امروز ۲۷ آبان‌ماه، مريم رستم‌پور و مرضيه اميری‌زاده، دو زندانی مسيحی پس از تحمل ۲۵۹ روز حبس، تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شدند&lt;br /&gt;اين دو زن زندانی در ۱۵ اسفند‌ماه ۸۷ در منزل شخصی‌شان بازداشت شده و به زندان اوين منتقل شدند. دادگاه آنان در تاريخ ۱۸ مرداد ۸۸ در حالی برگزار شد که دادستان تهران برای آنان حکم "ارتداد" را توصيه نموده بود. گفتنی است در جلسه دادگاه اين دو شهروند مسيحی قاضی حداد از آنان خواسته بود تا عقايد خود را به صورت کتبی و شفاهی منکر شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لازم به ذکر است مريم و مرضيه در طول دوران بازداشت، با بيماری و مشکلات فروان روبرو بوده‌اند. مرضيه دچار درد شديد در ناحيه ستون فقرات و همچنين عفونت دندان و سردرد‌های شديد بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازداشت و آزار اقليت‌های مذهبی در ايران در حالی صورت می‌پذيرد که بر اساس ماده ۱۸ اعلاميه جهانی حقوق بشر «هرکس حق دارد ازآزادی انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيين‌ها چه به تنهايی و چه به‌صورت جمعی نيز می‌گردد.» همچنين اصل ۲۳ قانون اساسی تفتيش عقايد را ممنوع نموده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-6826988592989775175?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/6826988592989775175/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=6826988592989775175' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/6826988592989775175'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/6826988592989775175'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='مريم رستم‌پور و مرضيه اميری‌زاده، دو زندانی مسيحی آزاد شدند'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SwZVdHTpEnI/AAAAAAAAAI0/npInzJsE29U/s72-c/maryam-and-mazrieh---2thinner.gif' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-3893943984805294903</id><published>2009-04-20T03:31:00.000-04:00</published><updated>2009-04-20T03:34:18.912-04:00</updated><title type='text'>جویندگان حقیقت</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SewlYBlpVgI/AAAAAAAAAFs/A9Nu1WxkpnU/s1600-h/3%2520kings%2520web.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5326673553945875970" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 250px; CURSOR: hand; HEIGHT: 357px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SewlYBlpVgI/AAAAAAAAAFs/A9Nu1WxkpnU/s400/3%2520kings%2520web.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;خداوند در تاریخ کتاب‌مقدس همیشه نسبت به ایرانیان عزیز نظر لطف و تفقد خاصی داشته است. برای نمونه نام کوروش اولین پادشاه ایران ۱۱ بار در کتاب‌مقدس با عزت و حرمت آمده است. خداوند ۱۵۰ سال قبل از تولد کوروش در اشعیا باب ۴۵ آیات ۳-۱ کوروش را مسیح یا برگزیده خود می‌نامد و او را برای آزادی قوم بنی‌اسرائیل از اسارت بابلیان به‌کار می‌برد.&lt;br /&gt;همین طور ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، در زمان داریوش پادشاه، خدا اجازه داد که دانیال نبی که یکی از اسرای یهودی بود به مقام نخست‌وزیری برسد تا از طریق این پیامبر بزرگ و نخست‌وزیر حکیم و مدبر، جلال و شکوه خود را به ایران و ایرانیان بشناساند.&lt;br /&gt;همچنین خداوند در زمان اخشوروش پادشاه، ملکه استر را که یک دختر معمولی یهودی بود در ایران عزیز به‌کار می‌برد، و او مانعِ اجرای بلایی عظیم یعنی توطئه قتل‌عام یهودیان توسط هامانِ شریر می‌شود (در این مورد لطفاً به کتاب استر مراجعه کنید). مقبره استر و مُردخای در همدان و مقبره دانیال نبی در شوش قرار دارد که هر دو از شهرهای ایران هستند.&lt;br /&gt;نه تنها در عهدعتیق بلکه در عهدجدید نیز خداوند لطف خود را از ایرانیان دریغ نمی‌کند. برای نمونه در زمانی که روح‌القدس در روز پنطیکاست بر شاگردان مسیح نازل شد، نوشته شده است که از پارتیان و مادیان و عیلامیان که اقوامی ایرانی بودند در آنجا حضور داشتند. این اقوام شاهد نزول پرجلال روح‌القدس بودند و می‌شنیدند که چطور ایمانداران خدا را به زبان مادری خودشان پرستش می‌کنند (اعمال ۲‏:‏‏‏۹‏-۱۱‏). مقبره یکی از ۱۲ حواری مسیح به‌نام تدی یا طاطه‌وس در استان آذربایجان غربی نزدیک شهر ماکو قرار دارد. این مکان یکی از زیارتگاه‌های بزرگ ارامنه نیز می‌باشد.&lt;br /&gt;ولی از همۀ اینها با شکوه‌تر اینکه در روزهای تولد عیسی مسیح شاهد برکت بسیار بزرگتری برای ایرانیان هستیم. خدا افتخاری بزرگتر از افتخارات دیگر به ما ایرانیان عطا کرده است، بدین معنا که اجازه داده است یک یا دو نفر از اولین کسانی که نجات‌دهنده عزیزمان را به‌هنگام میلاد او ملاقات‌ کردند، ایرانی باشند.&lt;br /&gt;جالب این است که قبل از اینکه یهودیان مذهبی که خود را قوم برگزیده خدا می‌دانستند عیسی مسیح را زیارت بکنند، ایرانی‌ها او را ملاقات کردند.&lt;br /&gt;داستان ملاقات مجوسیان یا ستاره‌شناسان از عیسای نوزاد در انجیل متی ۲:‌‏۱-۱۱ نقل شده است و درس‌های مبارکی در این روزهای میلاد برای ما دارد.&lt;br /&gt;همانطور که می‌دانید به‌هنگام تولد عیسی مسیح از یک طرف شبانان فقیر، بی‌سواد و گمنام بشارت تولد مسیح را از فرشتگان شنیدند و برای ملاقات او به آخور رفتند، و از طرف دیگر ستاره‌شناسانِ دانشمند و باسواد و دولتمند که افراد صاحب‌منصبی نیز بودند به ملاقات عیسی مسیح می‌آیند تا معلوم شود که عیسی مسیح برای همۀ قشرها و گروه‌ها و طبقات اجتماعی و ملل مختلف به این جهان آمده است و برای همۀ آنها پیام خاصی دارد.&lt;br /&gt;هم شبانان ساده‌دل و گمنام و فقیر و بیسواد و هم مجوسیان معروف و ثروتمند و دانشمند به ملاقات این نوزاد آسمانی نیاز داشتند. بر طبق شواهد تاریخی، ایران نیز مانند مصر، هند، و یونان یکی از مراکز مهم ستار‌ه‌شناسی در دنیای آن روزگار بود و اخترشناسان و دانشمندانِ علم نجوم در تابستان‌ها مرکز کارشان در شهر همدان قرار داشت و در طول زمستان به‌علت صاف بودن آسمان در شهر شوش به تحقیقات علمی خود می‌پرداختند.&lt;br /&gt;حال باید این سؤال را از خود بپرسیم که ملاقات مجوسیان از عیسی برای ما چه پیامی دارد؟&lt;br /&gt;۱- مجوسیان فوق‌العاده تشنه و مشتاق ملاقات این نوزاد و پادشاه آسمانی بودند.&lt;br /&gt;ظاهراً مجوسیان بر اساس مطالعه اعداد ۲۴:‌‏۱۷ در عهدعتیق متوجه این پیشگویی شده بودند که: «ستاره‌ای از یهودا طلوع کند و عصایی (پادشاهی) از اسرائیل خواهد برخاست.»&lt;br /&gt;پس بر اساس کلام خدا منتظر ظهور این پادشاه آسمانی بودند. وقتی متوجه شدند که ستاره مخصوص این پادشاه در آسمان نمایان شده است، با وسایل مسافرتی آن زمان که احتمالاً شتر یا اسب بود فرسنگ‌ها راه طولانی را تا هفته‌ها طی کردند. به‌نظر می‌آید که آنها در طول شب‌ سفر می‌کردند تا بتوانند حرکت ستاره را دنبال بکنند، و در طول روز استراحت می‌نمودند. واقعاً متحمل شدن این همه زحمت مسافرت و سختی راه آن هم از سوی این علمای بزرگ برای چه بود؟ برای این بود که آنها حق‌جو و تشنه و مشتاق ملاقات با پادشاه آسمانی بودند. آنها با اشتیاق در جستجوی طفل می‌گشتند. دقت کنید به سؤال تکان‌دهندۀ آنها که قصر هیرودیس را در اورشلیم به لرزه درآورد. این سؤال بیانگر فریاد اشتیاق آنها برای ملاقات با مولود آسمانی بود:&lt;br /&gt;«کجاست آن مولود که پادشاه یهود است؟ زیرا که ستاره او را در مشرق دیده‌ایم و برای پرستش او آمده‌ایم.» (متی ۲:۲).&lt;br /&gt;مجوسیان برای دیدن این مولود آسمانی و شاه شاهان که از ملکوت اعلی به میان ما انسان‌های خاکی آمده بود حاضر بودند هر بهایی بپردازند. این طفل ارزش و لیاقت آن را داشت که برای ملاقات و پرستش او هر زحمتی را تقبل بکنند. جالب است که با اینکه اورشلیم یعنی مرکز مذهبی یهودیان فقط ۶ فرسنگ یعنی ۳۶ کیلومتر با بیت‌لحم فاصله داشت، اما هیچ کدام از رهبران و علمای مذهبی اورشلیم لایق شمرده نشدند که این نوزاد آسمانی را ملاقات بکنند. علت اصلی این بود که آنها در انتظار این منجی نبودند و او را نمی‌جستند، و حال آنکه مجوسیانِ تشنه و جوینده، هزاران کیلومتر را با اشتیاق قلبی طی کرده بودند و به همین دلیل موفق به ملاقات عیسی مسیح شدند.&lt;br /&gt;حقیقتاً که جوینده یابنده است. خداوند در کلامش می‌فرماید «هر که مرا به تمامی دل و جان خود جستجو کند، مرا خواهد یافت» (ارمیا ۲۹:‏۱۳). برخلاف تصور رایج، دعوت عیسی مسیح برای عموم مردم نیست، بلکه برای همۀ انسان‌های تشنه و جوینده است. عیسی فرمود «هر که تشنه است نزد من آید و بنوشد» (یوحنا ۷:‏۳۷). چرا حقیقت شناخت مسیح بر بسیاری از دوستان آشکار نمی‌شود؟ چون طالب و جویای شناخت حقیقت نیستند. مسیح به یهودیان بی‌ایمان گفت: «نمی‌خواهید نزد من آیید تا حیات یابید. اگر کسی بخواهد ارادۀ خدا را به‌عمل آورد او خواهد دانست که تعلیم من از جانب خدا هست یا نه» (یوحنا ۵:‏۴ و ۷:‏۱۷). اگر بنده تشنه نباشم و میلی به خوردن آب نداشته باشم، ولی شما در دهان من یک قیف بگذارید و یک بُشکه آب در شکم من خالی کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ روشن است که آبی که منشأ حیات است سبب مرگ من می‌شود. آب وقتی لذت‌بخش و دلچسب و گواراست که من برای نوشیدن آن عطش داشته باشم.&lt;br /&gt;دوستان عزیز صمیمانه به این سؤالات پاسخ دهید: آیا واقعاً تشنه شناخت حقیقت هستید؟ آیا قلباً جوینده راه نجات و رستگاری هستید؟ آیا با تمام وجود مایل هستید نجات‌دهندۀ جهان را بشناسید؟ آیا عمیقاً راغب هستید این پادشاه آسمانی را که برای رستگاری شما از گناهان‌تان به این جهان آمده است ملاقات کنید؟&lt;br /&gt;اولین شرط پاسخ به این سؤالات این است که تشنه وجود او و ملاقات با او باشید. نمونه‌ای از این نوع تشنگی را در داود نبی می‌بینیم:&lt;br /&gt;«چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد. جان من تشنۀ خداست، تشنۀ خدای حی که کی بیایم به حضور او حاضر شوم» (مزمور ۴۲:‏۱-۲).&lt;br /&gt;مطمئن باشید که برای اینگونه تشنگان، وعده این است که آب حیات به‌جهت رفع عطش آنها فراهم خواهد شد: «خوشابه‌حال گرسنگان و تشنگان عدالت زیرا ایشان سیر خواهند شد» (متی ۵:‏۶).&lt;br /&gt;۲- پیام دومی که مجوسیان دانشمند به ما می‌آموزند درس فروتنی و افتادگی است.&lt;br /&gt;مجوسیان از تحقیقات خود دربارۀ ستاره متوجه شده بودند که این ستارۀ درخشان در آسمان سرزمین یهودیه در میان قوم اسرائیل طلوع خواهد کرد، ولی دقیقاً نمی‌دانستند این واقعه در کجای یهودیه رخ خواهد داد. به گمان آنها این مولود آسمانی که شاه‌ شاهان نامیده می‌شد به احتمال زیاد باید در پایتخت مذهبی، سیاسی و تجاری قوم یهود یعنی در اورشلیم مقدس که معبد بزرگ یهودیان نیز در آنجا بود به‌دنیا می‌آمد و به‌همین خاطر نیز او را در اورشلیم جستجو می‌کردند. این مجوسیان احتمالاً انتظار داشتند تولد شاه ‌شاهان در یکی از قصرهای باشکوه اورشلیم در جلال و عظمت دنیوی و با حضور همۀ بزرگان و روسای مذهبی، علمی و سیاسی صورت بگیرد. ولی معیار آنان با برنامه و روش الهی کاملاً فرق داشت. در حقیقت معیار آنان معیار اشتباهی بود که ریشه در عقل و منطق انسانی داشت. آنها به‌هیچ وجه باور نمی‌کردند که این ستاره آسمانی جلال خود را در فقیرترین شهر یهودیه یعنی در دهکدۀ گمنامی به‌نام بیت‌لحم، آن هم در آخوری پست و کثیف در بین گاوان و گوسفندان نمایان سازد. به‌علاوه مادر طفل نیز دختر گمنام و ساده و فقیری به‌نام مریم بود که خدا افتخار تولد طفل را به او عطا کرده بود.&lt;br /&gt;اما خدا مجوسیان را فروتن ساخت و معیارها و ارزش‌های آنها را عوض کرد و به آنها فهماند که جلال این پادشاه آسمانی از نوع دیگری است. آنان برای دیدار این مولود می‌بایست فروتن می‌شدند و از غرور و جاه و جلال خود پایین می‌آمدند. آنها باید از معیار الهی پیروی می‌کردند که براساس آن: «هر که خود را برافرازد پست گردد و هر کس خویشتن را فروتن سازد سرافرازی یابد» (لوقا ۱۸:‏۱۴).&lt;br /&gt;دوستان عزیز روش خدا امروز نیز دقیقاً چون زمان گذشته است. تنها کسانی که در حضور خدا متواضع شوند و روش فروتنانه او را بپذیرند استحقاق دیدار مولود آسمانی را خواهند داشت.&lt;br /&gt;شرط ملاقات با پادشاهِ پادشاهان این است که از معیارهای متکبرانۀ خود دست برداریم و در حضور او فروتن شده، تابع روش او بشویم. در آن صورت است که افتخار دیدن مولود آسمانی نصیب ما نیز خواهد شد. درست است که خدای ما خدایی عظیم، قادر مطلق، پرجلال و بزرگ است، ولی این خدای عظیم با بزرگانی که به عظمت و جلال و علم و ثروت خود فخر می‌کنند کاری ندارد بلکه خودش را به افراد فروتن و کوچک و حقیر که حاضرند در حضور او خوار ‌شوند و از تخت غرور خود پایین بیایند ظاهر می‌سازد.&lt;br /&gt;مزمور ۱۱۳:‏۳-۸ بیانگر این حقیقت است. سراینده مزمور در این قسمت می‌گوید که با اینکه خداوند بر جمیع امت‌ها متعال است و جلال وی فوق آسمان‌هاست و هیچ کس مانند او متعال و بی‌همتا نیست، ولی همین خدای بزرگ و پرجلال، بر آسمان‌ها و بر زمین نظر می‌افکند تا شخص فروتن و مسکین را از خاک بلند کند و فقیر را از مزبله برافراشته، او را با بزرگان بنشاند، یعنی با بزرگان قوم خویش. امروز هم روش و شرط ملاقات خدا با انسان‌ها همان روش و شرط گذشته است. آیا شما نیز حاضرید برای ملاقات این موجود آسمانی ولو اینکه مانند مجوسیانْ دانشمند و ثروتمند و صاحب‌منصب باشید، خود را در حضور او فروتن کنید و در برابرش به زانو افتاده، او را که لایق پرستش است سجده کنید؟ این همان کاری بود که مجوسیان کردند: «و به خانه درآمده، طفل را با مادرش مریم یافتند و به روی در افتاده، او را پرستش کردند» (متی ۲:‏۱۱).&lt;br /&gt;بنده شخص فوق‌العاده مغروری را می‌شناسم که سال‌ها پیش به کلیسای تهران آمد. در حین موعظه من، ایشان با سر افراشته و چهره‌ای که علائم تمسخر و تحقیر در صورتش کاملاً مشهود بود به موعظه بنده گوش می‌داد. ولی هر دو دقیقه یک بار در گوش دوستی که کنار او نشسته بود مطلبی می‌گفت و هر دو با هم می‌خندیدند. بنده در وسط موعظه باری در قلبم ایجاد شد و موعظه را قطع کرده، به جماعت گفتم: «همه در دعا باشیم تا روح‌القدس مردم را نسبت به گناه مجاب بکند.» پس از دعای جدی، خداوند در همان شب در قلب این مرد کار کرد و او برای توبه به جلوی منبر آمد. این شخص با اشک و آه توبه نمود و سپس در شهادت خود گفت: «من در حین جلسه فکر می‌کردم که حکیم‌ترین و فهمیده‌ترین شخص در بین جماعت کلیسا هستم. در واقع صرفاً به‌منظور تمسخر و تحقیر ایمانداران به کلیسا آمده بودم. ولی روح‌القدس طوری گناهان قبیح مرا بر من آشکار ساخت و چنان شکسته شدم که الان حاضرم بگویم: من کثیف‌ترین و بدترین و پست‌ترین انسان در بین شما هستم.»&lt;br /&gt;زندگی این مرد مغرور به‌کلی دگرگون شد و او تبدیل به یک انسان فروتن و مسکین در روح گردید.&lt;br /&gt;۳- درس سومی که مجوسیان دانشمند و دولتمند به ما می‌‌آموزند، وقف و تسلیم کامل و عملی در برابر پادشاه آسمانی است.&lt;br /&gt;آنها پرستش خود را نه تنها با زانو زدن و سجده کردن و اقرار ایمان‌شان اعلام نمودند، بلکه با اهدای هدایای فوق‌العاده گرانبها و با مفهوم، تقدیم کامل خود را به این منجی عالم اعلام داشتند.&lt;br /&gt;مفسرین مسیحی، هدایای تقدیمی‌ای را که مجوسیان نزد عیسی آوردند اینگونه تفسیر کرده‌اند:&lt;br /&gt;طلا: علامت پادشاهی ابدی عیسی مسیح است.&lt;br /&gt;کندر: علامت انتشار عطر خوشبوی مسیح است که در تمام دنیا منتشر شده و عالم‌گیر است.&lt;br /&gt;مر: این عطر تلخ و گرانبها علامت رنج‌ و صلیب مسیح است، چون این مولود به این جهان آمده بود تا به جهت گناهان ما مصلوب شود.&lt;br /&gt;ظاهراً خدا پیشاپیش تولد این فرزند آسمانی و مفاهیم آن را برای این مجوسیان آشکار کرده بود. تقدیم هدایای گرانبها همراه با پرستش مولود نشان می‌دهد که این مجوسیان قلب و وجود خود را به مسیح تقدیم کرده بودند. به همین خاطر است که عیسی می‌فرماید هر جا گنج تو است، دل تو نیز آنجا است.&lt;br /&gt;بین قلب‌ و جیبِ‌ ما ارتباط نزدیکی وجود دارد. کسی که قلبش را به خداوند داده با شادمانی حاضر است اموالش را نیز برای او بدهد. امروز هم پیام کریسمس برای ما این است که ما نیز مثل مجوسیان، قلب‌ و تمامیت وجود خود یعنی هر آنچه که هستیم و داریم را به او تقدیم نماییم. تنها او این لیاقت را دارد که پادشاه و حاکم بر قلب‌های ما باشد.&lt;br /&gt;دعای پولس برای کلیسای افسس و همۀ مؤمنین این بود: که مسیح به‌وساطت ایمان در دل‌های ما ساکن شود (افسسیان ۳:‏۱۷).&lt;br /&gt;اگر ما قلب‌ خود یعنی فکر و احساسات و اراده‌مان را واقعاً به او تقدیم کنیم، در آن صورت قادر خواهیم بود که پول، وقت‌، استعدادها، انرژی، توقعات‌ و اعضای بدن‌مان را نیز با کمال میل به او تقدیم نماییم. عبادت معقول و واقعی و موردپسند خدا نیز مطابق آنچه در رومیان ۱۲:‏۱ آمده است عبارت است از اینکه تمامیت وجود خود را به خداوند تقدیم کنیم.&lt;br /&gt;پس بیایید با وقف کامل خود به خدا، او را به‌طور شایسته عبادت کنیم. او لیاقت آن را دارد که بهترین‌های خود را به پایش بریزیم و هیچ چیز زندگی را از او دریغ نکنیم.&lt;br /&gt;۴- و اما چهارمین و آخرین پیامی که در این روزهای مبارک میلاد از مجوسیان می‌آموزیم، تغییر و دگرگونی‌ای است که در پی ملاقات با عیسی مسیح در زندگی آنها ایجاد شد.&lt;br /&gt;«و چون در خواب وحی به ایشان رسید که به نزد هیرودیس بازگشت نکنند، پس از راه دیگر به وطن خویش مراجعت کردند» (۲:‏۱۲).&lt;br /&gt;از متن داستان متوجه می‌شویم که هیرودیس ریاکار به دروغ و فریب به آنها گفته بود که مایل است پس از ملاقات مجوسیان با طفل، و پس از آنکه مطمئن شد چنین طفلی براستی متولد شده است، خود نیز برای پرستش او روانه بیت‌لحم شود. البته قصد هیرودیس به‌هیچ وجه پرستش طفل نبود، بلکه او قصد کشتن طفل را داشت زیرا نمی‌توانست وجود پادشاهی غیر از خودش را تحمل کند. به‌علاوه هدف و مفهوم پادشاهی عیسی را نیز درک نکرده بود. بنابراین بر طبق قرار قبلی، مجوسیان می‌بایست پس از ملاقات عیسی به‌حضور هیرودیس می‌رفتند تا او را از این واقعه مطمئن سازند. ولی آنان پس از ملاقات با عیسی، به‌واسطه الهامی که در خواب یافته بودند، دیگر نزد هیرودیس برنگشتند. به‌عبارت دیگر، آنان از راهی که آمده بودند برنگشتند، بلکه از راهی جدید به وطن خود مراجعت نمودند. مسیر زندگی آنها پس از ملاقات با عیسی تغییر کرد. این است نتیجۀ ملاقات با عیسی مسیح و این است یکی از اهداف مهم میلاد.&lt;br /&gt;کلام خدا به‌طور کاملاً واضح می‌فرماید: «پس اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه‌ای است. چیزهای کهنه درگذشت. اینک همه چیز تازه شده است» (دوم قرنتیان ۵:‏۱۷).&lt;br /&gt;قطعاً مجوسیان پس از دیدنِ عیسی دیگر آن انسان‌های سابق نبودند، بلکه معجزه تولد تازه در زندگی آنها به‌وقوع پیوست.&lt;br /&gt;عیسی مسیح می‌فرماید: «من آمده‌ام تا شما حیات بیابید و آن را زیادتر به‌دست آورید» (یوحنا ۱۰:‏۱۰).&lt;br /&gt;بزرگ‌ترین معجزه عیسی مسیح در زندگی انسان‌ها این است که آنها را تبدیل به انسان‌های جدید کند. زندگی تازه در اصطلاح انجیل "تولد تازه" نام دارد و معنی آن به‌دست آوردن ذهن و قلبی تازه است.&lt;br /&gt;این "تولد تازه" در کتاب‌مقدس به این صورت توصیف شده است: «و دل تازه به شما خواهم داد و روح تازه در اندرون شما خواهم نهاد و دل سنگی را از وجود شما دور کرده، دل گوشتین به شما خواهم داد. روح خود را در اندرون شما خواهم نهاد و شما را به فرامین خود سالک خواهم کرد تا افکار مرا نگاه داشته باشید» (حزقیال ۳۶:‏۲۶ و ۲۷).&lt;br /&gt;تنها کسی که می‌تواند انسان را از درون عوض کند و هویت تازه‌ای به او ببخشد، عیسای خداوند است. دوستان عزیز، عیسی مسیح به این جهان آمد تا به شما نه یک مذهب جدید، یا فرقه و مکتب جدید، بلکه تولدی جدید ببخشد که در حقیقت همان زندگی جدید است.&lt;br /&gt;آخور کثیفی که عیسی مسیح در آنجا به‌دنیا آمد، سمبل قلب ناپاک ما انسان‌ها است. بیایید اجازه بدهیم که او در این قلب کثیف ما که بی‌شباهت به آن آخور نیست به‌دنیا بیاید، تا آنجا را تمیز کرده، قلب تازه‌ای به ما عطا فرماید.&lt;br /&gt;تجسم خدای متبارک در زندگی همه ما مبارک باشد.&lt;br /&gt;آمین&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-3893943984805294903?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/3893943984805294903/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=3893943984805294903' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3893943984805294903'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3893943984805294903'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2009/04/blog-post_20.html' title='جویندگان حقیقت'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SewlYBlpVgI/AAAAAAAAAFs/A9Nu1WxkpnU/s72-c/3%2520kings%2520web.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-2161071480086797900</id><published>2009-04-20T03:28:00.001-04:00</published><updated>2009-04-20T03:29:48.541-04:00</updated><title type='text'>عید پاک</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SewkVV_m2UI/AAAAAAAAAFk/2Nh3sd6P3Og/s1600-h/easterweb.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5326672408372238658" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 250px; CURSOR: hand; HEIGHT: 351px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SewkVV_m2UI/AAAAAAAAAFk/2Nh3sd6P3Og/s400/easterweb.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان است. روز یکشنبه برای اولین بار از سوی شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی رسماً به‌عنوان روز قیام مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را جایگزین روز شنبه یا "شبات" کردند که مطابق شریعت یهود، روز استراحت مذهبی یهودیان بود.&lt;br /&gt;قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن ‌گرفته می‌شود. بد نیست ببینیم در پسِ عنوان و تاریخ این عید که در بین ایرانیان به عید پاک و در دنیای انگلیسی‌زبان به "ایستر" معروف است، چه سنتی نهفته است.&lt;br /&gt;عنوان "پاک" برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، ربطی به "پاکی" و "تمییزی" ندارد، بلکه ترجمه فرانسویِ عید قیام است. واژه فرانسوی "پاک" نیز خود از واژه لاتین "پاسخا" (Paskha) مشتق شده است که ریشه‌اش همان واژه عبریِ "پسَح"، مهمترین عید یهودیان است. علت این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفته‌ای اتفاق افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به‌ یادبود خروج قوم یهود از اسارت مصر قربانی می‌کردند. درست همانطور که در شبِ واقعۀ پسح خون بره که بر سر درِ منازل قوم خدا پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید، در واقعه صلیب و قیام مسیح نیز خونِ بره خدا سبب رهایی و رستگاریِ قوم جدید خدا ‌شد ….&lt;br /&gt;و اما در این مورد که واژه انگلیسیِ Easter از کجا آمده است دو نظر وجود دارد. برخی از محققین آن را برگرفته از لغت Easter می‌دانند که نامِ الهۀ نور یا بهار در میان اقوام آنگلوساکسون بود. آنگلوساکسون‌ها این الهه را مظهرِ نورِ در حال تزاید می‌دانستند که نویددهندۀ رسیدن بهار و آغاز سال بود. به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی به‌نام Ester وجود دارد که در آن مردم تخم‌مرغ‌های قرمز رنگ به نشانۀ تولد دوباره به یکدیگر می‌دهند. برخی دیگر معتقدند که عنوان Easter از لغتِ Eostarun در زبان قدیمی آلمان به معنی "فجر" یا "سپیده‌دم" آمده است. شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی "سفید" نیز هست. جالب است که عید قیام از دیرباز روزی "سفید" دانسته می‌شد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین بار غسل تعمید می‌گرفتند، به مناسبت جشن قیام مسیح جامه‌هایی سفید می‌پوشیدند ….&lt;br /&gt;مسیحیان معتقد به کتاب‌مقدس، رستاخیز مسیح را آغازگر خلقت تازه می‌دانند زیرا خدا در پی آن است که همۀ آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت کرده تا در این پروژۀ نوسازی با او همکاری کنند.&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-2161071480086797900?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/2161071480086797900/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=2161071480086797900' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2161071480086797900'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2161071480086797900'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2009/04/blog-post.html' title='عید پاک'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SewkVV_m2UI/AAAAAAAAAFk/2Nh3sd6P3Og/s72-c/easterweb.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-7008392141029515670</id><published>2009-01-21T04:30:00.000-05:00</published><updated>2009-01-21T04:34:26.313-05:00</updated><title type='text'>تأملی در زمینه موعظه بالای کوه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;فصل هفتم متی ظاهراً از چندین پاراگراف مستقل تشکیل یافته است. رشته ارتباطی که در طول این فصل دیده می‌شود، رشته روابط است. منطقی به نظر می‌رسد که عیسی پس از توصیف خصائل فرد مسیحی، و نفوذ و عدالت و دینداری و هدف و جاه‌طلبی او، سرانجام توجه خود را بر روابط او معطوف دارد. چرا که ضد فرهنگ مسیحی نه امری فردگرایانه، بلکه امری مربوط به جامعه است. بدینسان در فصل هفتم متی شرحی ارائه شده از شبکۀ روابطی که ما در مقام پیروان عیسی به آن سوق داده می‌شویم. اینها را می‌توان به‌شرح زیر برشمرد:&lt;br /&gt;۱- رابطه با برادرمان که در چشمش ممکن است خسی را تشخیص دهیم، و مسئولیم که به او کمک کنیم، نه اینکه محکومش سازیم (۱-۵)&lt;br /&gt;۲- رابطه با گروهی که به گونه‌ای تکان‌دهنده "سگ" و "گراز" خوانده شده‌اند. درست است که آنان انسان هستند، اما خوی حیوانی ایشان چنان است که به ما امر شده که انجیل خدا را با ایشان در میان نگذاریم (۶).&lt;br /&gt;۳- رابطه با پدر آسمانی‌مان که در دعا نزد او می‌آییم، با این اطمینان که به ما جز "چیزهای نیکو" نخواهد داد (۷-۱۱).&lt;br /&gt;۴- رابطه بطور کلی با همه کس:" قانون طلائی" باید راهنمای طرز برخورد و رفتار ما با آنان باشد (۱۲).&lt;br /&gt;۵- با همسفران خود در این سفر روحانی که همراه ما در این راه باریک سلوک می‌نمایند (۱۳-۱۴).&lt;br /&gt;۶- رابطه با انبیای دروغین که ایشان را باید تشخیص دهیم و از آنان برحذر باشیم (۱۵-۲۰).&lt;br /&gt;۷- رابطه با خداوندمان عیسی که متعهدیم که به تعالیمش توجه کنیم و از آنها اطاعت نماییم (۲۱-۲۷).&lt;br /&gt;۱- برخورد ما با برادرمان (۱-۵)&lt;br /&gt;"حکم مکنید تا بر شما حکم نشود. زیرا بدان طریقی که حکم خواهد شد و بدان پیمانه‌ای که پیمایید برای شما خواهند پیمود و چون است که خس را در چشم برادر خود می‌بینی و چوبی را که در چشم خود داری نمی‌یابی؟ یا چگونه به برادر خود می‌گویی:"اجازت ده تا خس را از چشمت بیرون کنم" و اینک چوب در چشم تو است؟ ای ریاکار، اول چوب را از چشم خود بیرون کن، آنگاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی!"&lt;br /&gt;یک فرد مسیحی چگونه باید با عضوی که رفتار نادرستی داشته است، برخورد کند؟ آیا عیسی دستور‌العملی در خصوص اعمال انضباط در درون جامعه خود دارد؟ آری، در چنین موقعیتی او دو راه را منع می‌کند و سپس راه سومی را توصیه می‌کند، راهی بهتر و "مسیحی‌تر".&lt;br /&gt;الف) فرد مسیحی نباید داور باشد (۲،۱)&lt;br /&gt;این فرمایش عیسی که "حکم نکنید تا بر شما حکم نشود"، بسیار مشهور است اما بسیار هم مورد سوتفاهم واقع شده است. حکم خداوند ما مبتنی بر "داوری نکردن" را نمی‌توان همچون حکمی تلقی کرد در خصوص به تعلق در‌آوردن قوه نقادانه خود در ارتباطمان با سایرین و بستن چشمانمان بر روی خطاهای ایشان (گویی متوجه آنها نمی‌شویم)، و اجتناب از هرگونه انتقاد و تشخیص میان راست و ناراست، و نیکی و بدی.&lt;br /&gt;پس منظور عیسی از حکم مکنید چه بود؟ پاسخش در یک کلمه این است:"عیب‌جویی". عیب‌جویی گناهی است مرکب، شامل چندین جز ناخوشایند. عیب‌جو بودن بدین معنی است که شخص خود را در مقام ایرادگیر قرار می‌دهد و به این ترتیب مدعی صلاحیت و اختیار قضاوت کردن بر همنوعان خود می‌باشد. نکته ساده اما حیاتی این است که انسان خدا نیست. هیچ بشری صلاحیت ندارد داور و قاضی همنوعان خود باشد، چرا که به دلهای یکدیگر دسترسی نداریم و قادر به ارزیابی انگیزه‌های یکدیگر نمی‌باشیم. عیب‌جو بودن یعنی اینکه با گستاخی بر روز داوری سبقت جستن و غصب کردن حق و امتیاز "داور الهی"، و در واقع تلاش برای بازی کردن نقش خدا.&lt;br /&gt;ما نه فقط داور و قاضی نیستیم، بلکه خودمان در میان داوری شوندگان می‌باشیم و اگر این جسارت را به خود بدهیم که دیگران را داوری کنیم، خودمان با سختگیری بیشتری داوری خواهیم شد. اگر در مسند قاضی بنشینیم، نمی‌توانیم بهانه بیاوریم که از قاضی که مدعی اعمالش هستیم، بی‌خبریم. اگر از نشستن بر مسند قضاوت لذت می‌بریم، نباید تعجب کنیم که در جایگاه متهمین نیز قرار بگیریم. بطور خلاصه، دستور مبنی بر حکم نکردن مستلزم نابینا شدن نیست، بلکه حکمی است برای بزرگواری. عیسی نمی‌گوید که دیگر انسان نباشیم (با متوقف کردن قوای نقادانه‌مان که کمک می‌کند تا از حیوانات متمایز باشیم)، بلکه می‌خواهد از جاه‌طلبی گستاخانه برای خدا بودن دست بشوییم (با قرار دادن خودمان در مقام داور و قاضی).&lt;br /&gt;ب) شخص مسیحی نباید ریاکار باشد (۳و۴)&lt;br /&gt;پیشتر عیسی ریاکاری ما را در ارتباطمان با خدا مطرح ساخت، یعنی به جا آوردن دینداری‌مان در مقابل مردم تا ما را ببینند؛ اینک او ریاکاری‌مان را در رابطه‌مان با دیگران مطرح می‌سازد، یعنی دخالت در اشتباهات ایشان و در همان حال، کوتاهی در رسیدگی به خطاهای بسیار جدی‌تر خودمان. این نیز دلیل دیگری است برای اجتناب از داوری کردن دیگران، زیرا ما نه فقط انسانهای خطاکاری هستیم (و نه خدا)، بلکه انسانهای سقوط کرده نیز می‌باشیم. سقوط سبب شده که همه ما گناهکار باشیم. لذا مطلقاً در موقعیتی نیستیم که به داوری و قضاوت بر همنوعان گناهکار خود بنشینیم؛ ما صلاحیت مسند قضاوت را نداریم.&lt;br /&gt;تصویر کسی که در تلاش است که با یک عمل جراحی ظریف، ذره خاکی را از چشم دوستش بیرون آورد، در حالیکه الوار بزرگی در چشم خودش دیدش را کاملاً مسدود می‌سازد، تا حد نهایت مضحک است. این گرایش زیانبار در ما هست که اشتباهات دیگران را بزرگ بنماییم و جدیت اشتباهات خود را کوچک. در مورد خودمان نگرشی مثبت داریم و در مورد دیگری نگرشی بدبینانه. لذا عبارت "ای ریاکار" (۵) در اینجا عبارتی است کلیدی. به علاوه، این نوع ریاکاری ناخوشایند‌ترین نوع آن است زیرا عملی به ظاهر مهرآمیز (بیرون آوردن ذره‌ای آشغال از چشم کسی) وسیله‌ای می‌شود برای مباهات کردن به خویشتن.&lt;br /&gt;به جای آن، آنچه که باید انجام دهیم این است که در مورد خودمان معیاری دست کم به همان اندازه سخت و نقادانه را به کار ببریم که برای دیگران به کار می‌بریم. اگر نخست الوار را از چشم خودمان بیرون بیاوریم، واضح‌تر خواهیم دید تا ذره چوب را از چشم برادرمان بیرون کنیم.&lt;br /&gt;ج) شخص مسیحی باید یک برادر باشد (۵)&lt;br /&gt;بعضی تصور می‌کنند که در این گفته، عیسی ما را از عمل کردن همچون چشم‌پزشک اخلاقی یا روحانی و نیز از دخالت در امور مربوط به چشمان دیگران منع می‌کند، و می‌گوید که به جای آن به فکر کارهای خود باشیم، چنین نیست. این واقعیت که عیب‌جویی و ریاکاری برای ما منع شده، ما را از مسئولیت برادری نسبت به دیگران مبرا نمی‌سازد. برعکس، عیسی بعداً در جایی دیگر تعلیم می‌دهد که اگر برادرمان در حق ما خطایی کند، نخستین وظیفه ما (گرچه اغلب نادیده گرفته می‌شود) این است: "برو و او را میان خود و او در خلوت الزام کن" (متی ۱۸:‏۱۵).&lt;br /&gt;همان وظیفه در اینجا نیز بر دوش ما گذارده شده است. درست است که در برخی شرایط، ما از دخالت کردن منع شده‌ایم، یعنی زمانی که جسم خارجی بزرگتری در چشم خودمان می‌باشد که هنوز بیرونش نیاورده‌ایم. اما در سایر شرایط عیسی واقعاً به ما حکم می‌کند که برادر خود را توبیخ و اصلاح کنیم. وقتی مشکل خود را حل کردیم، آنگاه به روشنی قادر به دیدن خواهیم بود تا مشکل چشم او را نیز برطرف سازیم. هرچه نباشد، ذره‌ای آشغال در چشم او به درستی جسمی "خارجی" خوانده شده است. جای آن در آنجا نیست. آن جسم همیشه بیگانه است و معمولاً دردناک، گاه نیز خطرناک. وا گذاشتن آن در آنجا و عدم تلاش برای بیرون آوردنش، نمی‌تواند با محبت برادرانه سازگار باشد.&lt;br /&gt;۲- برخورد ما با "سگان" و "گرازان" (۶)&lt;br /&gt;"آنچه مقدس است به سگان مدهید و نه مرواریدهای خود را پیش گرازان اندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته، شما را بدرند."&lt;br /&gt;در وهله اول چنین کلماتی از سوی عیسی تکان‌دهنده می‌نماید، خاصه در موعظه بالای کوه، و آن هم بلافاصله پس از دعوت او به برخورداری از رفتاری برادرانه و سازنده. اما عیسی به صراحت گفتار مشهور بود (لوقا ۱۳:‏۳۲؛ متی ۲۳:‏۲۷، ۳۳). در اینجا او تأکید می‌کند که بعضی از انسانها هستند که مانند حیوانات عمل می‌کنند، بنابراین می‌توان آنان را به درستی "سگ" و "گراز" نامید.&lt;br /&gt;حال این "سگان" و "گرازان" چه کسانی هستند؟ عیسی با اطلاق چنین نامهایی به ایشان، مشخص می‌سازد که آنان نه فقط بیشتر حیوانند تا انسان، بلکه حیواناتی هستند با عادات کثیف. یک یهودی هرگز خوراک "مقدس" را به سگهای نجس نمی‌داد (شاید خوراکی که قبلاً برای خدا قربانی کرده بود). همچنین هیچگاه به این فکر نمی‌افتاد که مروارید را پیش گرازها بیندازد. آنها نه فقط نجس بودند، بلکه ممکن بود که مروارید را با فندق و یا نخود اشتباه بگیرند و بکوشند آن را بخورند و بعد، وقتی دیدند که خوردنی نیست، آن را لگدمال کنند و به کسی که آن را داده است حمله‌ور شوند.&lt;br /&gt;اما اگر تصویر یا مثل روشن است، معنایش چیست؟ چیز "مقدس" چیست و " مروارید‌ها" چه می‌باشند؟ به جاست که آن را مربوط بدانیم به "مرواریدهای گرانبها" در مثلی که در متی ۱۳:‏۴۵-۴۶ بیان فرموده است؛ در آنجا، مروارید گرانبها اشاره دارد به ملکوت خدا یا نجات، و در حالت کلی‌تر، به انجیل. اما با اینحال نمی‌توانیم از این نکته این نتیجه احتمالی را بگیریم که عیسی ما را از بشارت انجیل به بی‌ایمانان منع می‌کند. چنین فرضی در حکم معکوس کردن تمامی عهدجدید می‌شود و نقض فرمان "مأموریت بزرگ" مبنی بر اینکه برویم و همه امت‌ها را شاگرد سازیم (فرمانی که انجیل متی را به پایان می‌برد).&lt;br /&gt;لذا "سگان" و "گرازان" باید کسانی باشند که فرصتی وافر برای شنیدن و دریافت مژده انجیل داشته‌اند، اما با قاطعیت، و حتی با گستاخی، آن را رد کرده‌اند.&lt;br /&gt;واقعیت این است که اصرار بیش از حد در ارائه انجیل به چنین افراد، دعوت آنان به رد آن با اهانت و حتی کفر می‌باشد. عیسی پیش از فرستادن آن دوازده شاگرد به نخستین مأموریتشان، در توصیه‌هایی که به ایشان می‌داد، همین اصل را در مورد خدمت آنان به کار برد (متی ۱۰:‏۱۴ و لوقا ۱۰:‏۱۰، ۱۱). پولس رسول نیز از همین اصل در خدمتش پیروی کرد (اعمال ۱۳:‏۴۴-۵۱؛ ۵:۱۸،۶؛ ۲۸:‏۱۷-۲۸).&lt;br /&gt;بنابراین، شهادت مسیحی و موعظه بشارتی ما نباید کاملاً بدون تشخیص انجام شود. اگر کسانی فرصت بسیار برای شنیدن حقیقت داشته‌اند ولی به آن واکنش مثبت نشان نمی‌دهند، اگر با لجاجت به مسیح پشت می‌کنند، و اگر (به عبارتی دیگر) خود را در نقش "سگان" و "گرازان" قرار می‌دهند، نباید بی‌وقفه به بشارت خود ادامه دهیم، زیرا این چنین اجازه می‌دهیم که انجیل خدا زیر پایشان لگدمال شود و ارزشش را از دست بدهد. اما در عین حال رها کردن مردم نیز اقدامی است بسیار جدی.&lt;br /&gt;من شخصاً در تجربه خودم فقط یک یا دو مورد را به یاد دارم که احساس کرده‌ام که برداشتن چنین گامی درست است. این تعلیم عیسی فقط برای موقعیت‌های استثنایی است؛ وظیفه عادی مسیحی ما این است که با مردم شکیبایی و پشتکار داشته باشیم، همانگونه که خدا نیز با ما شکیبایی و پشتکار داشته است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-7008392141029515670?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/7008392141029515670/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=7008392141029515670' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/7008392141029515670'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/7008392141029515670'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2009/01/blog-post.html' title='تأملی در زمینه موعظه بالای کوه'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-6214690605185831251</id><published>2008-12-26T03:08:00.001-05:00</published><updated>2008-12-26T03:11:45.491-05:00</updated><title type='text'>تاریخچه درخت کریسمس</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SVSRuRevhfI/AAAAAAAAAE8/62yLi-0CTGU/s1600-h/Christmas%2520Tree%2520In%2520S_Korea.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5284008486964790770" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 254px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SVSRuRevhfI/AAAAAAAAAE8/62yLi-0CTGU/s400/Christmas%2520Tree%2520In%2520S_Korea.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.&lt;br /&gt;به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.&lt;br /&gt;واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.&lt;br /&gt;بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.&lt;br /&gt;در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که اروپاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.&lt;br /&gt;در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.&lt;br /&gt;کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.&lt;br /&gt;در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.&lt;br /&gt;در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.&lt;br /&gt;تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-6214690605185831251?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/6214690605185831251/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=6214690605185831251' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/6214690605185831251'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/6214690605185831251'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/12/blog-post_26.html' title='تاریخچه درخت کریسمس'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SVSRuRevhfI/AAAAAAAAAE8/62yLi-0CTGU/s72-c/Christmas%2520Tree%2520In%2520S_Korea.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-684631413991001913</id><published>2008-12-26T02:59:00.000-05:00</published><updated>2008-12-26T03:08:11.049-05:00</updated><title type='text'>میلاد منجی عالم عیسی مسیح و سال جدید میلادی ۲۰۰۹ را به شما تبریک می‌گوییم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;شما را مژده اى نيكوست &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;كه امشب نور مى تابد &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;كه امشب آن مسيح آيد&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; فروغ زندگى در اوست&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; نجات مردمان با اوست&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; نماد عشق و ايمان و وفاداريست&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; مسيح امشب تولد يافت&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-684631413991001913?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/684631413991001913/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=684631413991001913' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/684631413991001913'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/684631413991001913'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/12/blog-post.html' title='میلاد منجی عالم عیسی مسیح و سال جدید میلادی ۲۰۰۹ را به شما تبریک می‌گوییم'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-2779090350554141626</id><published>2008-11-28T10:56:00.002-05:00</published><updated>2008-11-28T11:07:12.754-05:00</updated><title type='text'>واژگان مسیحی (۳)</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/STAXITHaUAI/AAAAAAAAAEs/cntyghsaP10/s1600-h/prayer.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5273740594988601346" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/STAXITHaUAI/AAAAAAAAAEs/cntyghsaP10/s400/prayer.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ایمان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;واژۀ ایمان در عهدعتیق با واژگان دیگری از جمله توکل، اعتماد و امید مترادف شده‌ است. عهدعتیق همچون عهدجدید مبنای رابطه با خدا را تکیه و اعتماد بر او می‌داند (مزمور ۳۷‌:۳، ۲۶‌:۱ و امثال ۳‌‌:۵‏‏). تکیه و اعتماد بر همۀ منابع خارج از خدا در عهدعتیق نکوهیده شده ‌است (امثال ۲۸‌:۲۶‏، حزقیال ۳۳‌:۱۳‏، هوشع ۱۰‌:‏۱۳، اشعیا ۴۲‌:۱۷). ارمیای نبی اعتماد بر بشر را به‌عنوان منبع امنیت به‌شدت محکوم می‌کند (ارمیا ۱۷‌:۱۵). مردان خدا در عهدعتیق اعتماد خود را نه بر خدایان، توانایی خود و یا قدرت صاحب‌منصبان می‌نهادند بلکه تنها بر خدا توکل می‌کردند و او را "صخره"، "قلعه"، "سپر" و "قوت نجات خود" قلمداد می‌کردند. در این راستا، ابراهیم از جایگاه ویژه‌ای در مقام ایمان برای یهودیان برخوردار است. او با اعتماد و توکل مثال‌زدنی خود نزد خدا پارسا شمرده شد (پیدایش ۱۵‌:۶) به‌گونه‌ای که نویسندگان عهدجدید به شرح و بسط ایمان ابراهیم پرداختند.&lt;br /&gt;در عهدجدید، ایمان از جایگاه کلیدی برخوردار است. واژۀ یونانی ایمان Pistis و فعل آن Pisteuō، بیش از ۲۴۰ بار وPistos صفت آن ۶۷ بار در سراسر عهدجدید به‌کار رفته‌اند. ایمان در عهدجدید به‏‌طور خاص معطوف به عمل نجات‌بخش خدا در عیسی‌ مسیح است (یوحنا ۳‌:۱۶ و اعمال رسولان ۱۶‌:۳۰). ایمان تنها پذیرش یک‌سری حقایق پیرامون خدا نیست، بلکه اعتماد و تسلیم قلبی به مکاشفۀ خدا در عیسی ‌مسیح است. ایمان در عهدجدید حالتی استمراری دارد به بیان دیگر شخص باید دائماً در وضعیت اعتماد و اتکا به خدا باشد. یکی دیگر از مفاهیم زیبای ایمان، بُعد جمعی و گروهی آن است. قوم خدا با یکدیگر عامل مولد ایمانند. در عهدجدید هر جا که خدا به میدان آمده، ایمان نقشی کلیدی را ایفا نموده‌ است. ایمان مجرای شفای الهی، اخراج دیوها، آمرزش گناهان، ریزش روح‌القدس، آغاز مأموریت کلیسا و معیار پذیرش در حضور خداست.&lt;br /&gt;نویسندۀ رسالۀ عبرانیان در باب ۱۱ قهرمانان ایمانی را به تصویر می‌کشد که علیرغم رنج و جفا به وفاداری خود ادامه دادند. یعقوب نیز به نفی ایمانی می‌‌پردازد که هیچ ارتباطی با زندگی و اعمال ما ندارد (یعقوب ۲‌:۲۴).&lt;br /&gt;بدون شک ایمان یکی از مهم‌ترین مفاهیم کتاب‌مقدس است. ایمان پرشی بدون قید و شرط به آغوش رحمت خداست. پرشی که در خلاء صورت نمی‌گیرد. پرشی که تاریخ گواه آن است که خدای تاریخ هرگز وفاداران خود را از آغوش گرمش محروم ننموده ‌است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عدالت یا پارسایی؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;کلمه‌ای که در ترجمۀ کتاب‌مقدس قدیمی فارسی "عدالت"، در ترجمۀ انجیل شریف "نیکی مطلق" و در ترجمۀ هزارۀ نو "پارسایی" ترجمه شده است، برگردان واژۀ عبری sedeq “صِدِق" در عهدعتیق و واژۀ یونانی dikaiosynei "دیکایوسونِی" در عهدجدید است. صفت فاعلی همین کلمه در ترجمه‌های نامبرده به ترتیب "عادل"، "نیک مطلق" و "پارسا" ترجمه شده است. کلمۀ "صِدِق" احتمالاً از ریشۀ عربی به‌معنی "مستقیم بودن" است و در نتیجه، مفهوم انطباق با یک مقیاس یا معیار را القاء می‌کند. اما این کلمه و مشتقات آن در کاربرد کتاب‌مقدسی معنای بسیار غنی‌تری دارد.&lt;br /&gt;یکی از اجزاء تشکیل‌دهندۀ معنای "صِدِق"، مفهوم "رابطه" است. "صِدِق" یعنی انطباق با معیاری که بر رابطۀ بین دو طرف حاکم است، خواه رابطۀ بین انسان با انسان، خواه رابطۀ انسان با خدا. پس هرگاه در عهدعتیق کلمۀ صِدِق (عدالت-پارسایی) در مورد انسان به‌کار رفته و به رابطۀ او با خدا اشاره دارد، مقصود زندگی مطابق معیاری است که بر رابطه و عهد خدا با قومش حاکم است. این معیار همانا مکاشفۀ ارادۀ خدا در تورات یا شریعت بود.&lt;br /&gt;هرگاه همین کلمه در مورد خدا به‌کار رفته، مقصود این است که یهوه خدای کتاب‌مقدس هرگز بوالهوسانه عمل نمی‌کند، بلکه همیشه به عهد خویش با قوم خود وفادار است و مطابق معیاری که خود برای رابطۀ فوق مقرر کرده است عمل می‌کند. یکی از تعهدات خدا در این عهد، حمایت از قوم به‌هنگام ضعف، خطر و یا حملۀ دشمنان بود. از همین رو کلمۀ "صِدِق" در بسیاری از موارد کاربردش در مورد خدا حاوی مفهوم دخالت و عمل نجات‌بخش او نسبت به قوم نیز هست. و این حتی در مورد زمانی که رابطۀ قوم با خود خدا به سبب گناه و عهدشکنی تیره می‌شود، صادق است. "صَدیق" بودن یهوه بدین معناست که او در جهت اصلاح، شفا و تجدید رابطۀ قوم با خود اقدام می‌کند.&lt;br /&gt;همۀ این مفاهیم در مورد معادل یونانی کلمۀ "صِدِق" در عهدجدید، یعنی "دیکایوسونی"، نیز صادق است، با این تفاوت که در عهدجدید معیاری که بر رابطۀ قوم با خدا حاکم است نه انجام شریعت موسی، بلکه ایمان به مسیح و پیروی از اوست. بنا بر این، چه در عهدعتیق و چه در عهدجدید، وقتی "صِدِق" یا "دیکایوسونی"، دربارۀ انسان به‌کار می‌رود، مقصود داشتن رابطۀ درست با خدا و زندگی مطابق معیاری است که خدا برای این رابطه تعیین کرده است. "صَدیق" یا "دیکایوس" کسی است که در رابطۀ درست با خدا بسر می‌برد و مطابق معیار حاکم بر این رابطه زندگی می‌کند. بنا بر عهدجدید، خصوصاً رسالات پولس، خدا کسانی را که مطابق معیار اعمال شریعت "دیکایوس" (عادل/پارسا) نیستند، "دیکایوس" می‌شمارد.&lt;br /&gt;آشکار است که کلمۀ "عدالت" و "عادل" که در ترجمۀ قدیمی فارسی برای بیان این مفهوم به‌کار رفته، معنای درست را القاء نمی‌کند. کلمۀ "عادل" هرچند در ریشه حاوی مفهوم "راست" و "درست" نیز هست، در فارسی امروزی به‌معنی "دادگر" و "با انصاف" به‌کار می‌رود و صفت قاضی یا پادشاه است، نه افراد معمولی.&lt;br /&gt;این با معنی کلمات فوق فاصلۀ زیادی دارد. هرچند مؤمنان قدیم‌الایمان که با کتاب‌مقدس قدیمی بزرگ شده و در کلیساها تعلیم گرفته‌اند، معنای خاص کتاب‌مقدسی را از کلمات فوق درک می‌کنند، برای نسل نوین فارسی‌زبانان مسیحی که ترجمۀ قدیمی را دشوار می‌یابند و با زبان و فرهنگ قدیمی‌تر کلیسا آشنا نیستند، کلمات "عادل" و "عدالت" به‌هیچ وجه معنی صحیح را القاء نمی‌کند. کلمۀ "نیکی مطلق" هم که در انجیل شریف به‌کار رفته، ساختگی است و می‌تواند کج‌فهمی به‌بار آورد.&lt;br /&gt;از همین رو در ترجمۀ هزارۀ نو کوشش به‌عمل آمد واژه‌های مناسبی جایگزین شود. یک واژۀ ممکن، "صالح" بود که معادل بسیار خوبی برای "صدیق" (عادل/پارسا) است، ولی در آن صورت، معادلی برای "صِدِق" (عدالت/پارسایی) نمی‌داشتیم. معادل ممکن دیگر، "درستکاری" و "درستکار" بود. اما این‌ها به‌دلیل تأکید بیش از حد بر عمل همیشه و همه جا مناسب نبودند.&lt;br /&gt;پس از بررسی بسیار، از دو واژۀ "پارسایی" و "پارسا" که از نظر حوزۀ معنایی به واژه‌های مورد نظر ما بسیار نزدیک‌اند سود جستیم. فرهنگ معین "پارسا" را چنین معنا کرده است: «آنکه از گناهان پرهیزد و به طاعت و عبادت و قناعت عمر گذارد؛ پرهیزکار، پاکدامن، زاهد، متقی، دیندار، متدین، مقدس.» به‌جرأت می‌توان گفت که "پارسایی" و "پارسا" معادل‌های نزدیکی برای واژه‌های مورد نظر در کتاب‌مقدس هستند. تنها ضعف آن‌ها نو بودن و نامأنوس بودن‌شان است که با استفادۀ هر چه بیشتر از میان خواهد رفت. ضعف دیگر آن است که نمی‌توان آن‌ها را در مورد خود خدا به‌کار برد. ولی همخوانی در این مورد چندان ضرورت ندارد و می‏‌توان از کلمات مناسب دیگر در مورد خدا سود جست. امید داریم با تشویق و استفادۀ هر چه بیشتر مسیحیان فارسی‌زبان خصوصاً رهبران کلیساها، دو واژۀ زیبای "پارسا" و "پارسایی" با گذشت زمان جای خود را در واژگان مسیحی بیابند و این گنجینه را غنا و زیبایی هرچه بیشتر بخشند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صلیب&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در عهدعتیق مجازات مرگ سنگسار بود اما گاه اجساد بر درختی باقی می‌ماندند تا برای متخلفین هشداری جدی باشد (یوشع ۱۰:‏۲۶ ، تثنیه ۲۱:‏۲۲-‏‏‏۲۳). یهودیان مرگ این اشخاص را به مثابۀ لعنت خدا بر زندگیشان می‌انگاشتند (غلاطیان ۳:‏۱۳) و جسد آنها می‌بایست پیش از غروب شب مدفون می‌شد (یوحنا ۱۹‏‌:۳۱). صلیب عیسی مطابق اشارات عهدجدید یادآور همان درختی است که در عهدعتیق سمبل لعنت و حقارت بود (اعمال ۵:‏۳۰، ۱۰:‏۳۹، اول پطرس ۲:‏۲۴).&lt;br /&gt;تاریخ گواه آن است که فینیقی‌ها و کارتاژها مجازات اعدام با صلیب را گاه اعمال می‌کردند اما این رومیان بودند که کاربرد گستردۀ آن را باب کردند. تنها بردگان و بدترین جنایتکاران به صلیب کشیده می‌شدند. مطابق سنت مسیحی، پطرس، رسول عیسی مسیح به شکل وارونه مصلوب شد که این واقعه با شواهد تاریخی دیگر همخوانی دارد.&lt;br /&gt;رومیان به سه شکل دار (صلیب) به پا می‌کردند. یکی T شکل است که برخی بر این باورند که سمبل یکی از خدایان بنام تموز است. دیگری X شکل است که برخی از حواریون مسیح را بر آن مصلوب کردند. اما نوع متداول آن شکل است که گزارشات اناجیل با آن مطابقت دارد (متی ۲۷:‏۳۷، مرقس ۱۵:‏۲۶، لوقا ۲۳:‏۳۸ و یوحنا ۱۹:‏۱۹-‏‏‏۲۲).&lt;br /&gt;در آن روزگار پس از آن که اتهام مجرم ثابت می‌شد، ابتدا او را به‌شدت شلاق می‌زدند. نوع شلاق و سنگینی ضربات به‌گونه‌ای بود که مجرم تا آستانۀ مرگ پیش می‌رفت. سپس او را مجبور می‌کردند که همانند یک برده صلیب خود را تا محل اعدام که همیشه خارج از شهر بود حمل کند و جرم او را نیز در این سفر دردناک با صدای بلند اعلام می‌کردند و همچنین به‌صورت مکتوب به همگان نشان می‌دادند. مرگ صلیب نتیجۀ درد و رنج تدریجی بود. گاه برای تسریع مرگ مجرمان، پاهای آنها را می‌شکستند (دو دزدی که با مسیح مصلوب شدند) اما این امر دربارۀ مسیح رخ نداد زیرا که او پیشتر جان داده بود. اما برای کسب اطمینان از مرگ و برای اینکه بتوانند مطابق سنت یهود جسد را قبل از سبت دفن کنند، نیزه‌ای در پهلوی او فرو کردند (یوحنا ۱۹:‏۳۱ به بعد).&lt;br /&gt;بدون شک مجازات اعدام با صلیب در زمرۀ دردناک‌ترین مرگ‌هایی است که به‌تصویر در می‌آید. اما اناجیل گزارش مفصلی از آن ارائه نمی‌دهند و تنها به این عبارت «او را مصلوب کردند»، بسنده می‌کنند. مطابق انجیل متی ۲۷:‏۳۴ مسیح از نوشیدن مایعی که قدری از درد او را می‌کاست پرهیز کرد چرا که می‌خواست هشیاری خود را تا به لحظۀ مرگ حفظ کند. همین امر او را کمک کرد تا به دزدی که با او مصلوب شده بود تسلی بخشد و همچنین آن هفت گفتار پایانی را بر صلیب بیان کند.&lt;br /&gt;نویسندگان عهدجدید نه از منظر باستان‌شناسی و یا تاریخی بلکه از نقطه نظر درک الهیاتی و نجات‌شناسانه به صلیب علاقه نشان می‌دهند. به‌صورت خلاصه صلیب را می‌توان انجیل نجات دانست زیرا که عیسی مسیح برای گناهان ما جان داد. صلیب عامل آشتی خدا با بشرست (دوم قرنتیان ۵:‏۱۹). ایدۀ برقراری صلح و آشتی‌ای که تمام کائنات را در بر می‌گیرد در رسالات افسسیان و کولسیان به‌چشم می‌خورد. صلیب دیوارهای جدایی نژادی و فرهنگی را از میان برمی‌دارد (افسسیان ۲:‏۱۴-‏‏‏۱۶). صلیب همچنین سمبل اتحاد ما با مسیح است (دوم قرنتیان ۵:‏۱۴)، اتحادی که همۀ ابعاد زندگی ما را در بر می‌گیرد. صلیب برای مؤمنان به مسیح طریق زندگی است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اَبّا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;..."اَبّا" واژه‌ای است آرامی، با حالتی تأکیدی، به معنی "پدر". این کلمه وارد زبان عبری شد و در تلمود بابلی مکرراً به‌کار رفت. در تلمود بابلی از این کلمه برای مخاطب قرار دادن پدر توسط فرزندش و نیز ربی‌ها استفاده شده است. این کلمه حالتی گرم و صمیمی را انتقال می‌داد و نیز حاکی از احترام فرزند به پدرش بود؛ اما در محافل یهودی، هیچ‌گاه برای مخاطب قرار دادن خدای متعال به‌کار نمی‌رفت.&lt;br /&gt;در عهدجدید، این کلمه سه‌بار به‌کار رفته است، و در یونانی عیناً حرف نویسی شده است؛ در هر سه مورد، حالتی ندایی دارد برای خطاب خدا، و معادل یونانی‌اش نیز در کنارش آمده است ("اَبّا - پدر" - مرقس ۱۴:‏۳۶؛ رومیان ۸:‏۱۵؛ غلاطیان ۴:‏۶).&lt;br /&gt;به‌نظر می‌رسد که این اصطلاح دو کلمه‌ای در کلیساهای یونانی زبان متداول بوده است و احتمالاً در آیین‌های نیایشی به‌کار می‌رفته است. (دعای ربانی در شکل آرامی‌اش احتمالاً با "اَبّا" آغاز می‌شده است).&lt;br /&gt;این کلمه را قاعدتاً عیسی برای نخستین‌بار برای خدا به‌کار برد و به شاگردانش نیز اجازه داد که چنین کنند. پولس در کاربرد آن نمادی از فرزندخواندگی مسیحیان در مقام پسران خدا و برخورداری از روح‌القدس را می‌بیند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شادی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;شادی چه در عهدعتیق و چه در عهدجدید معرف وضعیتی است فراتر از عواطف صرف که در آن خداوند سرچشمۀ همۀ نیکویی‌ها و خوشی‌ها قلمداد می‌شود (مزمور ۱۶:‏۱۱، فیلیپیان ۴:‏۴ و رومیان ۱۵:‏۱۳). به یک معنا، شادی توشۀ زندگی مسیحی بر زمین (اول پطرس ۱:‏۸) و همچنین به یاد آورندۀ کیفیت حیات جاودانی است که شخص مسیحی در پادشاهی خدا از آن برخوردار خواهد بود (مکاشفه ۱۹:‏۷).&lt;br /&gt;در عهدعتیق شادی با کل حیات ملی و مذهبی قوم اسرائیل ارتباط داشت. آن هنگام که قوم در رابطۀ مبتنی به عهد خود با یهوه بسر می‌بردند، شادی جزء لاینفک زندگی آنها بود. جشن‌ها و اعیاد گوناگون همگی گواه آن بودند که زیستن با یهوه سرشار از شادی و طراوت است. به‌قول مزمورنگار خوشا به‌حال آنانی که یهوه خدای ایشان است.&lt;br /&gt;شادی تمامی ابعاد حیات قوم اسرائیل را در بر می‌گرفت، چه آن هنگام که برای عبادت به معبد می‌رفتند (مزمور ۴۲:‏۴، مزمور ۸۱:‏۱-۳) و چه زمانی که به شکلی خودجوش شادی خود را ابراز می‌کردند (مزمور ۸:‏۱۶). باید اذعان داشت که در یهودیت متأخرتر، (منظور نزدیک به تجسم خدا در مسیح) شادی در پرتو وقایع روزهای آخر تعریف می‌شد.&lt;br /&gt;در عهدجدید و به‌خصوص در اناجیل هم‌نظر، شادی ثمرۀ اعلان آغاز پادشاهی خداست. در بدو تولد عیسی مسیح (لوقا ۲:‏۱۰) و همچنین ورود مظفرانۀ او به اورشلیم (مرقس ۱۱:‏۹ به بعد، لوقا ۱۹:‏۳۷) و همچنین پس از رستاخیز مسیح (متی ۲۸:‏۸)، شادی کیفیتی لاینقطع است که در سرتاسر خدمت مسیح که همانا منادی پادشاهی خدا بود دیده می‌شود. در انجیل یوحنا، عیسی شادی خود را به دیگران ارزانی می‌دارد (یوحنا ۱۱:‏۱۵ و ۲۴:‏۱۶). در اعمال رسولان، شادی خصلت بارز کلیسای اولیه بود زیرا که آنان به‌وضوح شاهد اعمال عجیب و عظیم خدا در عرصه‌های مختلف بودند (اعمال رسولان ۱۳:‏۵۲، ۸:‏۸، ۱۵:‏۳). پولس رسول واژۀ شادی را در رابطه با سه واقعیت به‌کار می‌برد. نخست زمانی که شخص به مسیح ایمان می‌آورد و در ایمان خود رشد می‌کرد (اول تسالونیکیان ۲:‏۱۹ به بعد و فیلیپیان ۲:‏۲). دوم، هنگامی که به‌خاطر ایمان به مسیح و رشد کلیسای او رنج را بر خود هموار می‌کنیم (کولسیان ۱:‏۲۴ و دوم قرنتیان ۶:‏۱۰). و سوم یادآوری این نکته که شادی ثمرۀ عمل روح خداست و از این رو بادوام و پویاست (غلاطیان ۵:‏۲۲).&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ادامه دارد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-2779090350554141626?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/2779090350554141626/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=2779090350554141626' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2779090350554141626'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2779090350554141626'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/11/blog-post_28.html' title='واژگان مسیحی (۳)'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/STAXITHaUAI/AAAAAAAAAEs/cntyghsaP10/s72-c/prayer.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-3591438543585141531</id><published>2008-11-26T04:25:00.004-05:00</published><updated>2008-11-26T04:36:04.007-05:00</updated><title type='text'>واژگان مسیحی (۲)</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SS0YfESPInI/AAAAAAAAAEk/4_jHsMkbHZ8/s1600-h/naghdandisheh-modermasihiat4_w150_h150_LetterBox_q100_resized.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5272897660725961330" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 117px; CURSOR: hand; HEIGHT: 150px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SS0YfESPInI/AAAAAAAAAEk/4_jHsMkbHZ8/s400/naghdandisheh-modermasihiat4_w150_h150_LetterBox_q100_resized.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اطاعت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ریشه‌های عبری و یونانی این واژه در بردارندۀ مفهوم گوش سپردن و یا شنیدنی توأم با توجه به یک مرجع مقتدر است. عهدعتیق مکرراً بر شنیدن صدای خدا و سرسپردگی از آن تأکید می‌ورزد (مزمور ۸۱:‏۱۱ و ارمیا ۷:‏۲۴-‏۲۸). از این‌رو، نااطاعتی به معنای بستن گوش بر آوای الهی است. آوایی که انسان را به‌سوی در پیش گرفتن طریقی خاص در زندگی دعوت می‌کند تا همسو با مقاصد الهی به پیش رود. آدم اول به صدای خدا گوش جان نداد و سقوط بشر را به‌بار آورد، حال آنکه آدم دوم با شنیدن پیوستۀ ندای الهی سرنوشت دیگری را برای نسل بشر رقم زد (رومیان ۵:‏۱۹، اول قرنتیان ۱۵:‏۲۲). عیسای مسیح تا پای جان فرمان خدا را به‌پیش برد (فیلیپیان ۲:‏۸، عبرانیان ۵:‏۸ و ۱۰:‏۵-‏۱۰) و رفاقت با خدا را برای همه آنانی که به او ایمان آوردند به‌ارمغان آورد (رومیان ۵:‏۱۵-‏۱۹).&lt;br /&gt;واژه‌های ایمان و اطاعت در اناجیل مترادفند (اعمال رسولان ۶:‏۷، رومیان ۶:‏۱۷، عبرانیان ۵:‏۹ و اول پطرس ۱:‏۲۲). به بیان دیگر، بی‌ایمانی، نااطاعتی قلمداد می‌گردد (رومیان ۱۰:‏۱۶، دوم تسالونیکیان ۱:‏۸، اول پطرس ۲:‏۸).&lt;br /&gt;اطاعت مسیحی به‌معنای شبیه شدن به خدا از نظر اخلاقی است (اول پطرس ۱:‏۵ به بعد). اطاعت مسیحی یعنی سرمشق‌‌گیری از محبت و افتادگی مسیح (فیلیپیان ۲:‏۵ به بعد، افسسیان ۴:‏۳۲-‏۵:‏۲). در واقع اطاعت واکنش شخص نسبت به فیض سرشار الهی است (رومیان ۱۲:‏۱ به بعد).&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خویشتنداری&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;این واژه در بردارندۀ تسلط بر واکنش‌های عاطفی است. برای مثال، یوسف در رویارویی با برادرانش احساسات خود را کنترل نمود (پیدایش ‏۴۳:‏۳۱). یکی از گروه‌های یهودی‌تبار به‌نام اِسن‌ها، حتی از ازدواج نیز پرهیز می‌کردند. در قرن اول، خویشتنداری، به‌عنوان طریقی برای پاک زیستن از لحاظ جنسی قلمداد می‌شد.&lt;br /&gt;به‌واقع، بی‌عفتی نتیجۀ عدم به عنان کشیدن نیازهای روانی و فیزیکی فرد بود. عهدجدید، روح‌القدس را عنوان نیروی محرکه پاک زیستن و تسلط بر خود معرفی می‌کند (غلاطیان ‏۵:‏۲۲-۲۳). عامل محرکۀ دیگری که به خویشتنداری می‌انجامد، ایمانی است که به معرفت خدا ختم می‌شود (دوم پطرس ‏۱:‏۶). این واژه در عهدجدید، در برخی موارد به‌همراه کلمۀ دینداری ذکر شده است. از این رو می‌توان نتیجه گرفت که خویشتنداری یکی از ویژگی‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی خداپسند قلمداد می‌شود (تیتوس ‏۲:‏۲و‏۱۲). در فرایند تقدیس، برخورداری از خویشتنداری فرد را در جادۀ تقدس به پیش می‌برد (اول پطرس ‏۱:‏۱۳، ‏۵:‏۸ و اول قرنتیان ‏۹:‏۲۵). در واقع خویشتنداری، سرمشق‌گیری از مولای ما مسیحیان است که راهبر ما در مسیر ایثار و فداکاری برای دیگران است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;بسیاری از متفکرین دنیامدار عهد باستان، امید را فضلیت قلمداد نمی‌کردند بلکه آن را صرفاً توهمی ناپایدار می‌دانستند که به زندگی نیروی مثبت کاذب زودگذری می‌بخشید. پولس رسول چنین مردمانی را بی‌امید می‌نامد (افسسیان ۲:‏۱۲ و اول تسالونیکیان ۴:‏۱۳) زیرا که آنان خدا را از زندگی خود خارج کرده‌ بودند. مفهوم امید در کتاب‌مقدس برآیند عملکرد خدایی است که در تداوم با معنای حیات بشر حضور فعال دارد. چنین عملکردی وابسته به‌عمل انسان و شرایط او نیست بلکه تماماً معطوف به وعده‌های الهی است. برای نمونه هیچ عاملی نمی‌توانست ابراهیم و ساره را در کهن‌سالگی به ازدیاد نسل امیدوار کند. اما ایمان ابراهیم به خدایی که هیچ امری نزد او محال نیست و نیستی را به هستی می‌خواند سبب شد تا او در "امید" ناامیدی را به کنار بزند (رومیان ۴:‏۱۸).&lt;br /&gt;در کتاب‌مقدس چشم‌انداز عمل خدا در گذشته و مشاهده عمل او در مسیح در زمان حال، اساس اطمینان برای تداوم کار خدا در آینده را به‌تصویر می‌کشد (دوم قرنتیان ۱:‏۱۰). به بیان دیگر، بهترین‌ها در راهند. در تعلیم عیسی مسیح، اشارات غیرمستقیمی به مقولۀ امید وجود دارد. او به شاگردانش فرمود، نگران آینده نباشند چرا که آیندۀ آن‌ها در دستان خدای مهربانی است که دوست‌شان دارد. رستاخیز مسیح از مردگان، امید شاگردان را احیایی بنیادین کرد. خدایی که مسیحیان نزد او دعا می‌کنند "خدای امید" نام دارد که قادر است شخص مؤمن را سرشار از شادی، آرامش و امید کند (رومیان ۱۵:‏۱۳). برخورداری از چنین امیدی، مؤمن را توانا می‌سازد تا از شادی‌های زودگذر و فانی چشم شسته (عبرانیان ۱۳:‏۱۴)، ره تقدس در پیش گیرد (اول یوحنا ۳:‏۲ و ۳) و با روحیه‌ای مثبت سختی‌ها را به‌جان بخرد. پرواضح است که چنین امیدی رابطۀ تنگاتنگی با ایمان دارد. قهرمانان ایمان باب یازدهم رساله عبرانیان به‌واقع قهرمانان امید نیز هستند. در عهدجدید بارها سه واژۀ ایمان، امید و محبت با هم ذکر می‌شوند (اول قرنتیان ۱۳:‏۱۳، اول تسالونیکیان ۱:‏۳، غلاطیان ۵:‏۵ و ۶، عبرانیان ۶:‏۱۰-۱۲ و اول پطرس ۱:‏۲۱ و ۲۲). امیدی که با محبت عجین است عاری از هر گونه خودخواهی است. بلی، ایمان، امید و محبت اصل زندگی یک مسیحی است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کفاره&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در فرهنگ فارسی معین واژۀ کفاره چنین تعریف شده است: «عملی که با انجام آن گناه پاک می‌شود». این کلمه در کتاب‌مقدس فارسی برای بیان طریقی به‌کار برده شده که خدا برای رفع و آمرزش گناه انسان فراهم آورده است. کلام خدا به‌وضوح بر جهان‌شمول بودن گناه، وخامت وضع بشر و ناتوانایی انسان در مقابله با گناه تأکید می‌ورزد (رومیان ۳‏:۲۳، مرقس ۱۰‏:۱۸، اول پادشاهان ۸‏:۴۶، مزمور ۱۴‏:۳، اشعیا ۵۹‏:۲، کولسیان ۱‏:۲۱ و امثال ۱۵‏:۲۹). از این‌رو، لزوم کفاره بدیهی به‌نظر می‌رسد.&lt;br /&gt;در عهدعتیق، نظام قربانی به‌عنوان طریقی که آشتی بین خدا و قومش را مجدداً برقرار می‌گردانید، عمل می‌کرد (لاویان ۱۷‏:۱۱). لازم به تذکر است که قربانی‌ها خود معرف فیض الهی بودند زیرا که مجازات گناه، مرگ گناهکار بود (حزقیال ۱۸‏:۲۰) اما رحمت خدا، قربانی دیگری را به‌جای شخص خطاکار می‌پذیرفت. لزوم گذراندن این قربانی به‌خوبی گواه آن است که واکنش خدای قدوس نسبت به گناه به حدی شدید است که بدون ریختن خون آمرزشی را نمی‌توان متصور شد (عبرانیان ۹‏:۲۲). عهدجدید، مرگ مسیح را به‌عنوان طریق پاک شدن گناه و برقراری مجدد پیوند میان خدا و انسان معرفی می‌کند. مرگی که نتیجۀ محبت خدا نسبت به بشر است (رومیان ۵‏:۸، یوحنا ۳‏:۱۶ و عبرانیان ۲‏:۹). مرگی که برای گناه و به‌جای ما است (رومیان ۴‏:۲۵، متی ۲۶‏:۲۸، عبرانیان ۱‏:۳، افسسیان ۵‏:۲، دوم قرنتیان ۵‏:۱۴ و ۲۱، اشعیا ۵۳، مرقس ۱۰‏:۴۵ و اول تیموتاوس ۲‏:۶).&lt;br /&gt;زندگی و مرگ مسیح، معرف آن است که خدا مصرانه و جانبازانه در پی بدست آوردن دل پرآشوب و دردمند بشر است. خدا خود بهای آشتی را پرداخت و منتظر است تا انسان دستِ دراز شده به‌سوی او را بفشارد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;لطف الهی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;فیض و لطف الهی مفاهیم دیگری نیز از جمله بخشش، نجات، تجربۀ حیات، توبه و محبت خدا را در بر می‌گیرد. واژۀ عبری آن به معنای "وفاداری" و یا "محبت پابرجای"، محبوب به محبوبۀ خویش است. لطفی که محبوبه شایستگی دریافت آن را ندارد زیرا که همیشه علیه محبوب خود طغیان کرده است اما دلدار برای عشق و لطف خود دلایلی دارد که دلداده از آن بی‌خبرست. لطف الهی همیشه فراتر از بایدهای اخلاقی و ضوابط مذهبی عمل کرده است (تثنیه ۷:‏۷ و ‏۸). در نوشته‌های انبیا قلب و روح تازه، ثمرۀ لطف خداست (حزقیال ۳۶:‏۲۶ ؛ ارمیا ۳۱:‏۳۱-۳۴).&lt;br /&gt;پاسخ طبیعی شخصی که از لطف الهی بهره‌مند می‌شود تجلی آن به دیگران است (تثنیه ۱۶:‏۱۱-۲۴:‏۱۹). لطف و فیضی که تنها اهل خانۀ خدا را در بر نمی‌گیرد بلکه جهان‌شمول است. عیسای مسیح در مَثَل سامریِ نیکو به شاگردان خود آموخت که در نمایاندن لطف و فیض الهی حتی از چارچوب‌های اعتقادی خود خارج شوند و به آنانی که به اصطلاح در زمرۀ "بیگانگان" قلمداد می‌شوند رحمت و لطف نشان دهند.&lt;br /&gt;تجلی لطف الهی در گفتار، پندار و کردار تحقق می‌یابد. اگر در گفتار، و یا حتی در پندار ادعای برخورداری از لطف الهی را داریم اما در عمل و کردار آن را نشان نمی‌دهیم، کلام خدا اصالت چنین لطفی را زیر سؤال می‌برد (اول یوحنا ۳:‏۱۷ و ‏۱۸).&lt;br /&gt;ایمان، واکنش انسان به لطف الهی است (رومیان ۵:‏۲ و ۱۰:‏۹ ؛ افسسیان ۲:‏۸) که خود را با نشان دادن محبت به دیگران به اثبات می‌رساند (غلاطیان ۵:‏۶). تار و پود مذهب کتاب‌مقدس ریشه در لطف و بزرگواری خدا دارد و بدون آن در واقع انجیل و خبر خوشی وجود ندارد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ادامه دارد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-3591438543585141531?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/3591438543585141531/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=3591438543585141531' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3591438543585141531'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3591438543585141531'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/11/blog-post_26.html' title='واژگان مسیحی (۲)'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SS0YfESPInI/AAAAAAAAAEk/4_jHsMkbHZ8/s72-c/naghdandisheh-modermasihiat4_w150_h150_LetterBox_q100_resized.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-8115655844620769243</id><published>2008-11-24T01:22:00.003-05:00</published><updated>2008-11-24T01:42:28.102-05:00</updated><title type='text'>واژگان مسیحی (۱)</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SSpMtizu_XI/AAAAAAAAAEc/PUyLk-ly7ro/s1600-h/new%2520creationweb.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5272110659112205682" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 319px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SSpMtizu_XI/AAAAAAAAAEc/PUyLk-ly7ro/s400/new%2520creationweb.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خلقت تازه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واژۀ احیا در عهدجدید و عهدعتیق به دو معنای مختلف اما مرتبط به هم بکار رفته است. این واژه در عهدجدید، یک بار به‌صورت اسم و سه بار به‌صورت فعل بکار رفته و در هر چهار مورد به احیای نهایی خلقت اشاره دارد (برای نمونه نگاه کنید به اعمال رسولان ۳:‏۲۱). اما مفهوم احیا در واقع به نبوت‌های انبیای عهدعتیق برمی‌گردد، بخصوص به زمانی که قوم خدا در تبعید و به دور از سرزمین خود بسر می‌بردند. به‌عنوان مثال، ارمیای نبی زمانی را پیشگویی می‌کند که قوم اسرائیل در سرزمین بابل در تبعید هستند اما سپس به موطن خود باز می‌گردند (ارمیا ۲۷:‏۲۲). احیا برای انبیای عهدعتیق، بازگشت از تبعید قلمداد می‌شد. شبیه این نوع نبوت‌ها را می‌توان در نوشته‌های سایر انبیا از جمله حزقیال (حزقیال ۳۷)، اشعیا (اشعیا ۴۰-‏‏‏‏۵۵) و دانیال (دانیال ۹) نیز شاهد بود. از نگاه یهودیان، مفهوم احیا و بازگشت بیشتر جنبۀ مادی داشت. یهودیان زمانی را متصور می‌شدند که در آن پادشاه اسرائیل مانند آنچه در زمان داوود باب بود بار دیگر بر سایر ملل حکمرانی می‌کند و برکات مادی را بر اسرائیل جاری می‌سازد (حتی شاگردان مسیح نیز از احیا چنین تصوری داشتند: اعمال ۱:‏۶).&lt;br /&gt;ولی در عهدجدید در زندگی و خدمات عیسی مسیح و همچنین در تعالیم پولس رسول، می‌بینیم که احیا از حالت و معنای صرفاً مادیِ آن فراتر می‌رود و به تازه شدن دوبارۀ آفرینش اشاره می‌کند. احیا در عهدجدید فقط بازگشت جغرافیایی از سرزمینی چون مصر یا بابل نیست، بلکه منظور از این واژه، خروج و یا بازگشت از قدرت گناه است -‏‏‏ یعنی عامل اصلی‌ای که قوم خدا را همیشه به اسارت دشمنان برده است. عهدجدید زمانی را می‌بیند که ریشۀ همۀ اسارت‌ها یعنی همانا گناه خشکانده می‌شود و آفرینش دوباره به حالت اولیۀ عاری از گناه (یعنی عدن احیا شده) باز می‌گردد. برای مسیحیان، این احیا با تعلق پیدا کردن به عیسی مسیح و یکی شدن با او آغاز می‌گردد. روح خدا نیز در این روند احیا، به‌تدریج ما را از تمام عناصری که باعث می‌شود نسبت به خدا بیگانه شویم (یعنی از سرزمین اسارت)، آزاد می‌سازد تا با اشتیاق چشم‌انتظار روزی باشیم که همۀ خلقت کاملاً تازه و احیا گردد (رومیان ۸:‏۱۸-‏‏‏‏۲۵).&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عید هفته‌ها&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;عید هفته‌ها که احتمالاً در پاییز جشن ‌گرفته می‌شد، در تقویم یهودیان از اعیاد مربوط به دروی محصول بود. این عید در روز پنجاهم (یا همان پنطیکاست)، یعنی هفت هفته پس از عید فصح برگزار می‌شد (لاویان ۲۳:‏۱۵ و ۱۶). قوم خدا در پنجاهمین روز پس از عید فصح موظف بودند دست به هیچ کاری نزنند و در عوض با یکدیگر جمع شده، برکت خدا را جشن بگیرند (لاویان ۲۳:‏۲۱). در جریان این جشن، کاهن دو قرص نان را به نشانۀ نوبر برکت خدا بلند می‌کرد و آنها را به حضور خدا تکان می‌داد، و قربانی‌های دیگری نیز برای خدا گذرانده می‌شد (لاویان ۲۳:‏۱۷-‏‏‏‏‏۲۰). همچنین در این روز، اسرائیلیان اجازه نداشتند کناره‌های مزارع خود را درو کنند تا افراد فقیر در میان قوم و نیز افراد غریبه بتوانند از باقیمانده محصول استفاده کنند و گرسنه نمانند.&lt;br /&gt;و اما این عید هفته‌ها که در اصل برای یهودیان عیدی مختص برداشتِ نوبر محصول بود، در ادبیات بین‌العهدین، یعنی متونی که علاوه بر کتب عهدعتیق برای یهودیان مرجع محسوب می‌شد و عمدتاً شامل تفاسیری بر تورات بود، بُعدی روحانی پیدا کرد و به‌عنوان سمبل اعطای شریعت در کوه سینا معرفی شد زیرا در این متون آمده بود که عید هفته‌ها مصادف است با سالگردِ اِعطای شریعت موسی توسط خدا (رجوع کنید به کتاب یوبیل، از کتبِ ادبیات بین‌العهدین، ۱:‏۱ و ۶:‏۱۷). این عید، یا به‌عبارت بهتر تفسیرِ روحانی از آن، در عهدجدید و بخصوص در اعمال رسولان فصل ۲ با واقعۀ پنطیکاست و نزول روح خدا بر شاگردان و پیروان عیسی همراه ‌گردید. درست همانطور که عید هفته‌ها، یعنی جشنِ نوبر محصول که پنجاه روز پس از عید فصح برگزار می‌شد نمایانگرِ برکات الهی خدا در آینده بود، حال در دوران عهدجدید نزول روح‌القدس در واقعۀ پنطیکاست (که آن هم تقریباً پنجاه روز پس از عید فصح و قربانی شدنِ بره خدا رخ داد) نوبرِ برکاتی است که خدا در آینده بر قوم خود جاری خواهد ساخت. همانگونه که موسی شریعت را از جانب خدا برای قوم اسرائیل آورد، حال در عهدجدید این شریعت توسط روح خدا بجای الواح سنگی بر قلب‌های مؤمنین مکتوب می‌شود. نزول روح‌القدس در واقعه پنطیکاست تحقق نبوت ارمیا (در ۳۱:‏۳۱‏‏-‏‏‏‏‏۳۴) و حزقیال (در ۳۶‏:‏۲۶) بود که پیشگویی کرده بودند خدا روزی شریعت خود را بر دل‌های ما خواهد نوشت. پولس نیز در رومیان ۸:‏۲۱ از روح خدا به‌عنوان نوبر برکات الهی یاد می‌کند که همچون بافه گندم جنبانیدنی در عید هفته‌هاست.&lt;br /&gt;یهودیان در عید هفته‌ها به‌یاد می‌آوردند که برکت بزرگ خدا در راه است و تجربۀ کنونی آنان از مواهب الهی در قیاس با برکات آینده بسیار ناچیز است. در عهدجدید نیز خدا با فرستادن روح خود بر شاگردان در واقعه پنطیکاست (تحقق نبوت یوئیل) یادآوری می‌کند که حصاد عظیم خدا که همانا جان‌های گمشده است در راه می‌باشد. جماعتی که در واقعه پنطیکاست حضور داشتند را می‌توان همچون نوبری دانست از خیلِ کثیری که در آینده به جمعِ حصاد الهی خواهند پیوست.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کریسمس&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;کریسمس به‌عنوان روز تولد مسیح، همه ساله در سراسر جهان مسیحیت جشن گرفته می‌شود. در این روز درختی تزیین می‌شود، دوستان و آشنایان به یکدیگر هدیه می‌دهند، بابانوئل با هدایای خود بچه‌ها را خوشحال می‌سازد و همه چیز نوید شادی و شعف می‌دهد. اگرچه روز کریسمس برای غالب مسیحیان مصادف با ۲۵ دسامبر است، اما کلیسای رسالتی ارامنه روز ششم ژانویه، و کلیسای ارتدکس شرق روز ۷ ژانویه را در این رابطه جشن می‌گیرند. باید اذعان داشت که تعیین تاریخ دقیق تولد مسیح امری است غیر ممکن.&lt;br /&gt;درباره ریشه این جشن، غالب محققان بر این باورند که رومیان در ایام زمستان سلسله جشن‌هایی داشتند به‌نام ساتورنالیا (Saturnalia) که در این ایام کار تعطیل می‌شد و همگان به جشن و سرور می‌پرداختند. حتی بردگان نیز در این جشن‌ها شرکت می‌کردند. نقطه اوج این جشن‌ها روز ۲۵ دسامبر بود و رومیان این روز را تحت عنوان "روز تولد خورشید فاتح" جشن می‌گرفتند. برخی از محققان بر این باورند که مسیحیان برای ترغیب رومیان مشرک به ایمان آوردن به مسیح، روز تولد مسیح را با روز جشن ملی رومیان منطبق ساختند. بر اساس این دیدگاه، مسیحیان رومیان را تشویق کردند که بجای پرستش خورشید (Sun Worship) "پسر" را بپرستند (Son Worship). ناگفته نماند که برخی از پدران کلیسا با جشن تولد عیسی مخالف بودند، که از آن جمله می‌توان به اریجن، ترتولیان و ایرنیوس اشاره کرد. در واقع باید گفت که مسیحیان از مفاهیم موجود در دنیای خود بهره جستند و از آن برای معرفی خدای خود استفاده کردند. بابانوئل و درخت کریسمس نیز در زمرۀ همین مفاهیم قرار دارند. برای مسیحیان، کریسمس صرفاً سمبلی است که به حقیقتِ بسیار مهم‌ترِ انسان شدن خدا در عیسی مسیح اشاره دارد. خدا به جهان خاکی آمد تا انسان و مخلوق خاکی را آسمانی کند. و چه بجاست که در ایامی که به‌طور سنتی در فرهنگ قدیم خورشید مورد پرستش واقع می‌شد، ظهور نور عالم یعنی پسر خدا جشن گرفته شود.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عید پاک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان است. روز یکشنبه برای اولین بار از سوی شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی رسماً به‌عنوان روز قیام مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را جایگزین روز شنبه یا "شبات" کردند که مطابق شریعت یهود، روز استراحت مذهبی یهودیان بود.&lt;br /&gt;قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن ‌گرفته می‌شود. بد نیست ببینیم در پسِ عنوان و تاریخ این عید که در بین ایرانیان به عید پاک و در دنیای انگلیسی‌زبان به "ایستر" معروف است، چه سنتی نهفته است.&lt;br /&gt;عنوان "پاک" برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، ربطی به "پاکی" و "تمییزی" ندارد، بلکه ترجمه فرانسویِ عید قیام است. واژه فرانسوی "پاک" نیز خود از واژه لاتین "پاسخا" (Paskha) مشتق شده است که ریشه‌اش همان واژه عبریِ "پسَح"، مهمترین عید یهودیان است. علت این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفته‌ای اتفاق افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به‌ یادبود خروج قوم یهود از اسارت مصر قربانی می‌کردند. درست همانطور که در شبِ واقعۀ پسح خون بره که بر سر درِ منازل قوم خدا پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید، در واقعه صلیب و قیام مسیح نیز خونِ بره خدا سبب رهایی و رستگاریِ قوم جدید خدا ‌شد ….&lt;br /&gt;و اما در این مورد که واژه انگلیسیِ Easter از کجا آمده است دو نظر وجود دارد. برخی از محققین آن را برگرفته از لغت Easter می‌دانند که نامِ الهۀ نور یا بهار در میان اقوام آنگلوساکسون بود. آنگلوساکسون‌ها این الهه را مظهرِ نورِ در حال تزاید می‌دانستند که نویددهندۀ رسیدن بهار و آغاز سال بود. به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی به‌نام Ester وجود دارد که در آن مردم تخم‌مرغ‌های قرمز رنگ به نشانۀ تولد دوباره به یکدیگر می‌دهند. برخی دیگر معتقدند که عنوان Easter از لغتِ Eostarun در زبان قدیمی آلمان به معنی "فجر" یا "سپیده‌دم" آمده است. شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی "سفید" نیز هست. جالب است که عید قیام از دیرباز روزی "سفید" دانسته می‌شد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین بار غسل تعمید می‌گرفتند، به مناسبت جشن قیام مسیح جامه‌هایی سفید می‌پوشیدند ….&lt;br /&gt;مسیحیان معتقد به کتاب‌مقدس، رستاخیز مسیح را آغازگر خلقت تازه می‌دانند زیرا خدا در پی آن است که همۀ آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت کرده تا در این پروژۀ نوسازی با او همکاری کنند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;یـوبیـل&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ریشه‌یابی واژه‌ یوبیل دشوار است. ظاهراً این کلمه در اصل از ریشۀ عبریِ "یوبِل" به‌معنی قوچ مشتق شده است، زیرا از شاخ قوچ در سال یوبیل به‌عنوان شیپور برای فراخوانی قوم خدا استفاده می‌شد. سال یوبیل پس از هفت دورۀ هفت ساله (سال‌های شبات)، در سال پنجاهم اعلام می‌شد. این سال به‌طور جامع در کتاب لاویان باب ۲۵ توضیح داده شده است.&lt;br /&gt;فلسفه اعلان سال یوبیل بر دو رُکنِ اقتصادی و الهیاتی استوار است. دلیلِ اقتصادی آن، حفظ نهاد خانواده و زمین بود. پس از آنکه قوم اسرائیل سرزمین کنعان را تصرف کردند، این سرزمین بر اساس تعداد طایفه‌های‌ این قوم بین‌شان تقسیم شد. زمین اساسی‌ترین سرمایه‌ای بود که می‌توانست به هر طایفه یا خاندان تعلق داشته باشد. اگر اهالیِ طایفه‌ای دچار قحطی می‌شدند، می‌بایست از طریق همین سرمایه، یعنی از طریق زمینی که در اختیار داشتند به یکدیگر کمک می‌کردند. افراد یک طایفه در صورت نیاز حتماً می‌بایست قطعه زمینِ خود را به فردی از همان طایفه که خویشاوندشان بود می‌فروختند، با این آگاهی که - بر اساس قانون یوبیل- در نهایت خواهند توانست پس از گذشت ۵۰ سال، خودشان یا فرزندان‌شان دوباره آن زمین را از خریدار پس بگیرند (لاویان ۲۵:‏۲۳). بدین ترتیب قانون یوبیل باعث حفظ وحدت و یکپارچگی در بین قوم می‌شد. در این سالِ پرفیض، قرض‌ها بخشوده می‌شد، بردگان آزاد می‌گشتند، و زمین -همانطور که توضیح دادیم- به مالکان اصلی آن بازگردانده می‌شد.&lt;br /&gt;و اما دلیلِ الهیاتی یوبیل، این واقعیت است که صاحب‌اختیار اصلی زمین و به‌عبارتی صاحب و مالکِ تمامِ هستی ما در نهایت خودِ خداست. خدا همچون پدری است که به فرزندان خود با گشاده‌دستی می‌بخشد. زمین هدیه پدر است به پسر خویش. بنابراین از قوم خدا انتظار می‌رفت که با نگریستن بر خدای بخشنده و باگذشت، از سخاوت و گذشتِ او درس بگیرند و آن‌ها نیز با گشاده‌دستی و ترحم بر بی‌بضاعتان نظر کنند.&lt;br /&gt;یوبیل مفهوم والایی است که پیشاپیش به مفهوم فیض مسیح اشاره دارد. هدف یوبیل احیا و آزادی بود و عیسی مسیح نیز در آغاز خدمت خود بر همین دو اصل تأکید ورزید (لوقا ۴:‏۱۶-۳۰). مسیح آمد تا نه فقط ما را از اسارت گناه آزاد کند، بلکه احیایی همه جانبه چه در بُعد اجتماعی و چه از لحاظ اقتصادی برای قوم خدا به ارمغان آورَد. کسی که به فیض مسیح گناهانش بخشیده می‌شود، باید این بخشش را در همۀ عرصه‌های زندگی در عمل به اجرا بگذارد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پرستش&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;واژۀ پرستش به‌معنای ابراز تشکر و قدرشناسی قلبی است. در عهدعتیق پرستش در قالب "حمد و ثنا"، "عرض حال"، "تقدیم قربانی"، "نذر کردن" (نه به‌معنای معامله با خدا بلکه ابرازِ عملی تشکر) و "کلاً تقدیم خود"، بیان می‌شد. عهدعتیق به‌کرات بر لزوم پرستشی تأکید می‌ورزید که در آن برگزاری مراسم و آیین جایگزین حالت وجودی شخصی نگردد. اگر فرد صادقانه با تمام قلب خود در حضور خدا حاضر نمی‌شد، پرستش او مقبول نبود (مزمور ۴۰:‏۶-۸؛ عاموس ۵:‏۲۱-۲۴). در واقع پرستش، پاسخ انسان به عملکرد سرشار از فیض و رحمت خداست.&lt;br /&gt;پرستش واکنش انسان به کنش خداست (عبرانیان ۱۳:‏۱۵ و انجیل مرقس ۱۰:‏۴۵) و هر چه این واکنش آگاهانه‌تر صورت گیرد، پرستش با محتواتر می‌گردد. عهدجدید نیز به‌صراحت تقدیم همۀ وجود و زندگی خود به خدا را پرستش قلمداد می‌کند (رومیان ۱۲:‏۱). به یک معنا، عملکرد غیر از آن در نقطۀ مقابل پرستش قرار می‌گیرد. عهدجدید نیز همچون عهدعتیق پرستشی که ما را نسبت به نیازهای نیازمندان بی‌تفاوت می‌کند، مزمت می‌نماید چرا که ابراز لطف و محبت به خدا می‌باید در خود شخص چنین رویکردهایی را نسبت به دیگران ایجاد کند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ادامه دارد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-8115655844620769243?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/8115655844620769243/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=8115655844620769243' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8115655844620769243'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8115655844620769243'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/11/blog-post_24.html' title='واژگان مسیحی (۱)'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SSpMtizu_XI/AAAAAAAAAEc/PUyLk-ly7ro/s72-c/new%2520creationweb.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-4443355820766203604</id><published>2008-11-23T01:20:00.000-05:00</published><updated>2008-11-23T01:28:06.711-05:00</updated><title type='text'>وقتی خدا انسان شد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;یک راز بزرگ! روزی در یک شهر  کوچک و محقر ٬ در مکانی تاریک و دور افتاده ٬ نوزادی چشم به جهان گشود. تولد او به جهان اعلام نشد ٬ مادرش یک زن معروف نبود ٬ و مسافرخانه ها هم جائی برای آنها نداشتند ٬ لذا خانواده او در آغل پناه گرفتند و آنجا بود که در ساعات تاریک شب ٬ زمانی که شهر به خواب فرورفته بود آن غریبه کوچک به دنیا آمد.&lt;br /&gt;اگر چه کسی متوجه حادثه خارق العادخ ای نشد ٬ ولی با به دنیا آمدن این طفل همه ناقوسهای آسمان به صدا درآمدند. یک ستاره جدید در آسمان شروع به درخشش کرد . فرشته ای شتابان پرواز کرده و این مژده مسرت بخش را که توام با شادی عظیمی بود به گوش دسته ای از شبانان رسانید ٬ انگاه نوری گرداگرد آنها را در بر گرفته و تاریکی شب را بیرون راند . سپس موجودات آسمانی بی شماری به فرشته ملحق شده و تسبیح کنان این سرود شادمانی را سردادند : " خدا را در اعلی علیین جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد!" ( لوقا ٢: ١۴ )&lt;br /&gt;پس از رفتن فرشتگان ٬ شبانان شتابان به بیت لحم رفتند تا نوزاد را ببینند . چند مجوسی نیز از مشرق زمین آمده و هدایای نفیسی به وی تقدیم کردند . آنگاه در زمانی کوتاه اضطرابی عظیم تمامی اورشایم را فرا گرفت ٬ حتی پادشاه نیز آشفته شد . تولد این کودک فقیر آسمان و زمین را تکان داده بود.&lt;br /&gt;این یک راز است ! یک راز بزرگ ! این نوزاد کسی غیر از خدای قادر مطلق ٬ خداوند و آفریننده آسمان و زمین نبود . او از یک باکره به دنیا آمد ٬ او در شکل انسان آمد تا در میان ما ساکن شود :" که اینک باکره آبستن شده پسری خواهد زائید و نام او را عمانوئیل خواهد خواند که تفسیرش این است : خدا با ما . " (متی ٢٣ : ١ ) فرشته آشکارا اعلام کرد که نوزاد چه کسی است ٬ وی گفت : " که امروز در شهر داود ٬ نجات دهنده ای که مسیح خداوند باشد متولد شد. " (لوقا : ١١ : ٢ )&lt;br /&gt;در عهد عتیق عبارات خداوند خدا ٬ خداوند یهوه ٬ خداوند خدای تو و غیره به کرات در رابطه با خدا به کار رفته اند. وحال فرشته ای اعلام می کند که این مولود بیت لحم ٬ مسیح خداوند است . با توجه به این که عهد عهد عتیق و عهد جدیدبه اتفاق می گویند که تنها یک خداوند وجود دارد ٬ شکی نیست که عیسی عهد جدید و خداوند خدای عهد عتیق یک خداوند هستند. آیات زیر با قاطعیت ثابت می کند که خداوند خدای عهد عتیق همان خداوند عیسی عهد جدید است :&lt;br /&gt;" خداوند یهوه که آسمانها را آفرید ... و زمین و نتایج آن را گسترانید ..." (اشعیا ۵ : ۴٢ ).&lt;br /&gt;خداوند عیسی آسمان را آفرید (کولسیان ١ : ١٢ - ١۶ و یوحنا ١ : ١ – ١٠ ).&lt;br /&gt;" من ٬ من یهوه هستم و غیر از من نجات دهنده ای نیست . " (اشعیا ۴٣ : ١١).&lt;br /&gt;عیسی مسیح منجی ماست (تیطس ١ : ٣ ).&lt;br /&gt;"من هستم الف و یا ٬ اول و آخر ٬ می گوید آن خداوند خدا ..." (مکاشفه ١ : ٨).&lt;br /&gt;یهوه اول و آخر است (اشعیا ۴۴ : ۶).&lt;br /&gt;"... اگر باور نکنید که من هستم... " (یوحنا ٨ ٢۴).&lt;br /&gt;" خداوند سلطنت خواهد کرد تا ابدالآباد ..." (مزمور ١۴۶ : ١٠).&lt;br /&gt;"من خداوند قدوس شما هستم ... پادشاه شما " (اشعیا ۴٣:١۵).&lt;br /&gt;" عیسی ٬ پادشاه یهود "(متی ٢٧ : ٣٧)&lt;br /&gt;"تو به تنهائی یهوه هستی . تو فلک و فلک الافلاک و تمامی جنود آنها را و زمین را و هر چه بر آن است و دریاها را و هر چه در آنهاست ٬ ساخته ای و تو همه اینها را حیات می بخشی و جنود آسمان تو را سجده می کنند. تو ای یهوه آن خدا هستی که ابرام را برگزیدی و او را از اور کلدانیان بیرون آوردی و اسم او را به ابراهیم تبدیل نمودی . " (نحمیا ٩ : ۶-٧)&lt;br /&gt;"... خداوندا تو کیستی...من عیسی هستم..." (اعمال ٩:۵).&lt;br /&gt;"من هستم خدای قادر مطلق ..." (پیدایش ١: ١٧)&lt;br /&gt;"خداوند عیسی قادر مطلق است" (مکاشفه ١:٨).&lt;br /&gt;و آیات ذیل ثابت می کند که آن مولود بیت لحم بدون هیچ تردیدی خداوند قادر مطلق است:&lt;br /&gt;" زیرا که برای ما ولدی زائیده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد ." (اشعیا٩:۶).&lt;br /&gt;طلوع فردی که در بیت لحم مولود شد به ایام ابدیت مربوط می شود (میکاه ۵:١-٣).&lt;br /&gt;عیسی قبل از ابراهیم بود : " ... عیسی بدیشان گفت : آمین آمین به شما می گویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم . " (یوحنا٨: ۵۶ - ۵٨).&lt;br /&gt;توما اعتراف کرد که عیسی خداست (یوحنا ٢٠:٢٨).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رابطه پدر و پسر از چه زمانی شروع می شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-         آیا در ابدیت با خدا یعنی قبل از تولدش در بیت لحم ٬ پسر بود؟&lt;br /&gt;-         عیسی چه موقعی پسر شد؟&lt;br /&gt;-         آیا هم سن پدر است؟&lt;br /&gt;-         مادرش کیست؟&lt;br /&gt;-         زمانی که در بیت لحم به دنیا آمد بر سر بدن او چه آمد؟&lt;br /&gt;-         آیا دو پدر و مادر داشت؟&lt;br /&gt;اوه نه ! چنین نیست٬ این قبیل تصورات حاکی از یک درک نادرست از خدا و پسر می باشند.&lt;br /&gt;خدا در ابدیت یک روح نامرئی و بدون جسم و استخوان است که آسمان و زمین را به وجود آورد (اشعیا ٣٧:        ١۶ و ۴۴ :٣۴ و ایوب ٩:٨) او خود اعلام کرد که با وی کسی نبود و به تنهائی زمین را آفریده است (اشعیا ۴۵ : ۵ و ۴۴ : ٢۴ ). "" من ٬ من یهوه هستم و غیر از من نجات دهنده ای نیست . " (اشعیا ۴٣ : ١١).او تنها خداوند خدا و یگانه کنجی بود . او به شکل انسان آمد تا به نجات تبدیل شود . نام او عیسی بود ٬ معنی این نام " خدای نجات دهنده"  است . در آن زمان بود که رابطه فرزندی آغاز شد یعنی در زمانی که خدا انسان شد. وقتی که او مولود بیت لحم و بره قربای برلی گناه شد ٬ خدای مجسم شده بود که برای گناهان جهان مرد (اعمال ٢٠ : ٢٨). پیش از تولد عیسی در بیت لحم پسری وجود نداشت ٬ اگر چه آن کس که پسر شد به عنوان روحی نامرئی در ابدیت وجود داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عیسی هم خدا بود هم انسان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عیسی یک انسان بود ٬ یک انسان کامل . او به عنوان انسان می خوابید ٬ می خورد و احساس خستگی می کرد ٬ اما همه آن اعمال عظیمی که به ظهور می رساند ثابت می کند که عیسی بیش از یک انسان بود. چه کسی غیر از او می توانست مردگان را زنده کند ٬ بر آبها راه برود٬ چشمان کور را باز کند ٬ نان را تکثیر کند و غیره؟ او خدا و انسانی بود که در یک صورت (تصویر) جمع شده بود. به همین خاطر او به فیلیپش گفت: "... کسی که مرا دید پدر را دیده است ... " (یوحنا ١۴ : ٩ ). مگر او نگفته است : " من و پدر یک هستیم مگر او نگفته است : " ... اگر باور نکنید که من هستم (درباره پدر صحبت می کرد) در گناهان خود خواهید مرد..." (یوحنا ٨ : ٢۴ و ٢٧ ). این به راستی یک راز شگفت انگیز است ٬ عیسی انسان – خدا بود . او مانند یک انسان عادی به دنیا نیامد ٬ او پدری زمینی نداشت ٬ پدر او روح القدس بود که در رحم مریم قرار گرفت. و به همین خاطر است که هم انسان بود و هم خدا.&lt;br /&gt;او به عنوان انسان می خورد ٬ اما به عنوان خداغ نانها و ماهی ها را تکثیر می کرد. به عنوان انسان در قایق خوابیده بود ٬ ولی به عنوان خدا بلند شد و موجهای خروشان را آرام ساخت . او به عنوان انسان در جلوی قبر ایلعازر دعا کرد٬ ولی به عنوان خدا او را زنده گردانید. به عنوان انسان مرد ٬ ولی در مقام خدا خود را زنده کرد.(یوحنا ٢:١٩). او خدا و انسان بود  ٬ پدر ٬ پسر ٬ روح القدس و جسم ٬ همه در یک صورت (تصویر) . بنابراین زمانی که خدا می گوید " ... آدم را به صورت (نه صورتها) ما ...بسازیم..." (پیدایش ١ :٢۶ – ٢٧ ) به دو جنبه مربوط به رابطه پدر و پسر " در یک صورت" و نه "صورت ها" اشاره دارد. صورت خدا کدام است؟ عیسی صورت خدای نادیده است (کولسیان ١ : ١۵ ).&lt;br /&gt;بنی اسرائیل هرگز خدای خویش را ندیده بودند ٬ او برای آنها نامرئی بود ٬ ولی با آمدن عیسی خدای نادیدنی مرئی شد.در حالی که خدا در جسم ٬ خود را بر روی زمین نشان می داد ٬ در آسمان همچنان در حالت روح بود. به همین خاطر است که مسیح می توانست از " پدری که در او زندگی می کند " و همچنین از" پدری که در آسمان است" صحبت کند.&lt;br /&gt;عبارت " عیسی در دست راست خداست " به هیچ وجه بدین مفهوم نیست که خدا و عیسی دوشخص هستند که در کنار یکدیگر و بر یک تخت برای قرنها جلوس فرموده اند. این تصور از خدا هم مسخره است و هم ضد کتاب مقدس. روزی یک واعظ گفت که عیسی تنها یک بار پس از صعود خود به آسمان در سمت راست خدا ایستاد و آن زمانی بود که از استیفان استقبال کرد٬ چون استیفان او را " ایستاده " به دست راست خدا دید . باید گفت که این درک درستی از " دست راست خدا " نیست . " دست راست " یک اصطلاح نمادین است که قدرت و اقتدار را می رساند. عیسی گفت: " که تمامی قدرت در آسمان و زمین به من داده شده است" . وقتی که خدا بر زمین تن گرفته و و انسان شد ٬ همه اعمال مقتدرانه خود را به واسطه قدرت و اقتداری که در این انسان بود به ظهور می رسانید . و هم اکنون که عیسی به آسمان صعود کرده است ٬ صاحب تمامی قدرت در آنجا می باشد (متی ٢٨:١٨) بنابراین اصطلاح  " عیسی در دست راست خدا " بدین مفهوم است که او صاحب تمامی قدرت و اختیار می باشد و به عبارتی بدین معنا است که عیسی قوت خداست (اول قرنتیان ١:٢۴) ضمنا این نکته را نیز باید به خاطر داشت که عیسی مسیح بیش از یک انسان بود . او هم خدا بود هم انسان ٬ او خدای ظاهر شده در جسم بود (اول تیموتائوس ٣:١۶) .&lt;br /&gt;در اینجا به چند نمونه از کاربردهای نمادین " دست راست " و رابطه آن با قدرت توجه کنید :&lt;br /&gt;" به تحقیق دست من بنیاد زمین را نهاد و دست راست من آسمانها را گسترانید . وقتی آنها را می خوانم با هم برقرار می باشند. " (اشعیا۴٨:١٣)&lt;br /&gt;" زیرا که به دست راست مسکین خواهد ایستاد تا او را از آنانی که بر جان او فتوا می دهند برهاند ." (مزمور١٠٩:٣١)" که بازوی جلیل خود را به دست راست موسی خرامان ساخت و آبها را پیش روی ایشان منشق گردانید تا اسم جاودانی برای خویش پیدا کند . "(اشعیا۶٣:١٢).&lt;br /&gt;" خداوند را همیشه پیش روی خود می دارم. چونکه به دست راست من است ٬ جنبش نخواهم خورد ." (مزمور ١۶:٨). و بسیاری آیات دیگر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح القدس&lt;br /&gt;روح القدس یک شخص سوم که متمایز و جدا از پدرو پسر باشد ٬ نیست . روح القدس خداست. ما در یوحنا ۴:٢۴ می خوانیم : " خدا روح است ..." و خدا قدوس است. برای اثبات این مساله که روح القدس خدا است هیچ نیازی به دلائل غیر کتاب مقدسی نداریم. کتب به ما می گویند که روح القدس پدر عیسی است (متی ١:١٨-٢٠)البته لازم است این مساله را یادآور شویم که  عیسی خدای مجسم شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عیسی روح القدس است&lt;br /&gt;روزی عیسی شاگردان خود را جمع کرده و به آنها گفت که قرار است به زودی برود ٬ ولی وعده داد که تسلی دهنده دیگری را خواهد فرستاد تا برای همیشه با آنها بماند . این تسلی دهنده دیگر چه کسی است ؟ نام او چیست ؟ آیا صحبت از شخصی غیر از عیسی است ؟ پس در صورتی که چنین باشد ٬ عیسی دیگر حاضر نیست و در درون ما ساکن نمی باشد . اما عیسی گفت : " ... اینک من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما می باشم ." (متی ٢٨:٢٠).&lt;br /&gt;عیسی شاگردان خود را در ابهام رها نکرد . او به وضوح از هویت تسلی دهنده دیگر برای آنها صحبت کرد ٬ وی چنین گفت : " شما را یتیم نمی گذارم نزد شما می آیم . " (یوحنا ١۴:١٨)او به آنها گفت که تسلی دهنده دیگری که می بایست بیاید همان کسی است که بین آنها بسر برده است . عیسی قول دا که همان تسلی دهنده در زمان رجعت او در درون آنها ساکن خواهد شد . او درجسم در میان آنها بود و با جسم به آسمان بالا رفت ٬&lt;br /&gt;ولی در پنطیکاست نزول فرمود تا در آنها ساکن شود. به همین دلیل است که می توانیم با جرات بخوانیم : " وقتی که عیسی وارد قلب من شد ..." بنابراین نام تسلی دهنده (روح القدس) عیسی است (یوحنا ١۴:٢۶). نام دیگری وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تئوری تثلیث&lt;br /&gt;در طول سده های جهالت بشری ٬ انسانها با حکمفرما کردن سنتهای خود باعث شدند تا  عظمت ٬ جلال و کبریایی خداوند عیسی مسیح پوشیده بماند . آن کس که گفته بود من اول و آخر هستم ٬ به مقام دوم تنزل داده شد . انسانها پس از سده ها بحث و جدل درباره الوهیت ٬ درباره آموزه ای موسوم به تثلیث به توافق رسیده اند&lt;br /&gt;طبق برداشت فوق خدا از سه شخص متمایز و جدا از هم تشکیل شده است . آنان با ارائه چنین برداشتی ٬ عیسی مسیح را که خداوند همه چیز خوانده شده است به مقام دوم تنزل داده اند.&lt;br /&gt;خدا بی شک با مشاهده نادانی کسانی که با شوقی مذهبی سرودهائی را در ستایش "تثلیث مبارک خدا در سه شخص " می خوانند خشمگین شد . ولی هم اکنون ابرهای تاریک کنار می روند و آموزه رسولان دوباره می درخشد . این آموزه می گوید : عیسی مسیح ٬ خدا و روح ظاهر شده در جسم است ٬ ما با سه شخصیت سرو کار نداریم بلکه با یک شخص واحد.&lt;br /&gt;آموزه تثلیث در واقع ثمره تلاش نافرجام بشر برای توضیح و توجیه راز بزرگ تجسم خدا در جسم است . ولی بشر با ارائه چنینتعریفی این راز را به یک نظریه پوچ مبدل کرده است . اگر پدر ٬ پسر و روح القدس سه شخص متمایز باشند ٬ در این صورت باید گفت که در هر مسیحی سه شخص ساکن است (دوم قرنتیان ۶:١۶ ٬ دوم قرنتیان ١٣:۵ ٬ اول قرنتیان ۶:١٩)و اگر سه شخص ساکن باشد پس باید گفت که هر کدام از آنها (جداگانه) مسیح را زنده کرده است( اعمال ١٣:٣٠ ٬ رومیان ٨:١١ ٬ یوحنا ٢:١٩). در صورتی که مسیح و خدا دو شخص مجزا باشند پس دو کلیسای جدا از هم وجود دارد چون هم صحبت از کلیسای خداست و هم صحبت از کلیسای مسیح . و در صورتی که خدا و روح القدس دو شخص مجزا باشند ٬ پس عیسی دو پدر دارد. خدا پدرش است و روح القدس نیز همینطور (متی ١٨:١۶ ٬ ١:١۶). به علاوه شایان ذکر است که خود عیسی نیز پدر سرمدی خوانده می شود. (اشعیا ٩:۶).&lt;br /&gt;در صورتی که بپذیریم عبارت خدا به هر کدام از این اشخاص به طور مجزا اطلاق می شود ٬ نتیجه می گیریم که سه خدای مجزا داریم ٬ یا بهتر است بگوئیم که هر کدام از آنها یک سوم از خدا هستند. حال آنکه اگر این سه شخص مساوی باشند پس اشعیای نبی یک رویای دروغین دیده است ٬ زیرا می گوید : " پس مرا به که تشبیه می کنید تا با وی مساوی باشم ؟ ... " (اشعیا ۴٠:٢۵). اگر خدا از سه شخص جدا از هم تشکیل شده باشدهر کدام باید یک اسم جداگانه داشته باشند ٬ در حالی که تنها با یک اسم سروکار داریم . پدر یک اسم خاص نیست . پسر یک اسم خاص نیست . و روح القدس یک اسم خاص نیست . واقعیت این است که پطرس بر خلاف تصور برخی ٬ اشتباه نکردوقتی که در روز پنطیکاست تحت الهام روح گفت : " ... توبه کنید و هر یک از شما به اسم عیسی مسیح به جهت آمرزش گناهان تعمید گیرید و عطای روح القدس را خواهید یافت." (اعمال٢:٣٨).&lt;br /&gt;هوش انسانی تا ابد از درک راز عیسی مسیح ناتوان خواهد بود. برای شناخت او نیاز داریم که خدا با نور خود کتب را برای ما باز کند تا او را همانطور که هست بشناسیم. کسی که دید جسمانی دارد نمی تواند با مطالعه متاب مقدس به شناخت این راز نائل شود٬ ولی روح القدس با نور منکشف کننده خود هاله ای به دور کبریایی می کشد و او را به عنوان بزرگ هستم ٬ پدر سرمدی٬ یگانه فرزانه ٬ نجات دهنده ما ٬ آفریننده آسمان و زمین و غیره معرفی می کند (یوحنا ٨۵:٨ ٬ اشعیا ٩:۶ ٬ تیطس ٢:١٣ ٬ اول تیموتائوس ١:١٧ ٬ کولسیان ١:١۶).&lt;br /&gt;زمانی که عیسی مسیح در جسم بود ٬ دنیا را دچار بلاتکلیفی کرد. امروز هم دنیا نمی داند که درباره او چه بگوید. یهودیان او را رد کرده اند چون که او یک انسان بود خود را خدا ساخته بود (یوحنا ١٠:٣٣). آنها مرتب از او می پرسیدند کی هستی؟ این چه نوع انسانی است ؟ لین همه حکمت از کجا آمده است ؟ آیا پسر خدا هستی ؟ آیا پادشاه هستی؟ از کجا آمده ای؟ چگونه ممکن است این مرد که درس نخوانده کتب را بشناسد ؟ این چه کسی است که جرات می کند گناهان را ببخشد ؟ و دنیا امروز نیز نمی داند در مقابل این شخصیت چه کار کند یا چه بگوید . جای تعجب نیست ٬ چون که وی بزرگ و عجیب است . نام عیسی بر هر اسمی برتری دارد و هیچ زبان بشری قادر به وصف عظمت این نام نخواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضد مسیح&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شریر برای مخفی نگهداشتن هویت عیسی مسیح از چشمان اهالی دنیا بسیار کوشیده است. و این کوشش او نیز تا حدی توام با موفقیت بوده و خواهد بود ٬ در پایان این دوره همه دنیاعیسی مسیح را رد کرده و ضد مسیح را به جای خدا خواهند پرستید – به جز آنانی که نامشان در دفتر حیات بره ضبط شده است – یوحنا به ما هشدار داده گفت : " و هر روحی که عیسی مجسم شده را انکار کند ٬ از خدا نیست . واین است روح دجال که شنیده اید که او می آید و الآن هم در جهان است. " (اول یوحنا ۴:٣) در اول تیموتائوس ٣:١۶آمده است که خدا در جسم ظاهر شد و اول یوحنا ۴:٢ می گوید عیسی مسیح در جسم آمده است . هنگامی که این دو قسمت را کنار هم قرار می دهیم در می یابیم که عیسی مسیح همان خدا بود که در جسم نازل شد .  و در صورتی که ما بخواهیم مقامی غیر از خدای قادر مطلق و خداوندگار زمین به او بدهیم به صفوف ضد مسیح می پیوندیم. در عیسی تمامی پری الوهیت ساکن است (کولسیان ٢:٩ و ١۶: ١٢-١٩ و ١٠:٣٨ و ٢:٨ و کولسیان ٣:١٧).&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-4443355820766203604?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/4443355820766203604/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=4443355820766203604' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/4443355820766203604'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/4443355820766203604'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='وقتی خدا انسان شد'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-7113889922565060480</id><published>2008-05-31T16:25:00.000-04:00</published><updated>2008-05-31T16:46:43.476-04:00</updated><title type='text'>ايران در کتاب مقدس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 14pt"&gt;در تمام کتاب مقدس.از صفحات اول تورات تا آخرين صفحه مکاشفه خدايی رو می بينيم که تمامی جهان را دوست داردو برای تمامی جهان دلسوزی داشته و برای نجات آن نقشه دارد.بعد از قوم اسرائيل کتاب مقدس بيش از هر قوم ديگر به ايرانيان مرتبط ميباشد.ايران هميشه و حتی امروز منزلگاه اقوام مختلفی بوده است.گرچه کلمه ايران بعد هابه اين منطقه داده شد.اما هر کجا در کتاب مقدس راجع به اقوام فارس ـ ماد ـ و ايلام(عيلام) ميخوانيم در حقيقت داريم راجع به خود ايران می خوانيم چرا که اين اقوام در داخل خاک ايران سکونت داشته اند.بعضی از کتابهای عهد عتيق در ايران نوشته شده اند.کتابهای استر و نحميا و دانيال در ايران نوشته شده اندو هر کدام از اين شخصيتها در دولت ايران مقام مهمی داشتند.پيامبرانی چون عزرا ـ حجی ـ زکريا و ملاکی قبل از آزاد شدن و برگشتن به سرزمين&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;خود.در ايران سکونت داشتند و در کتابهايشان مکررا به نقش ايران در انجام اراده خدااشاره ميکنند.بسياری از وقايع ذکر شده در تورات در ايران اتفاق می افتد.تمام وقايع کتب استر ودانيال و بخشی از وقايع بيان شده در نحميا و عزرا در ايران اتفاق می افتد.به غير از اسرائيل ايران تنها کشوری است که خود خدا آن را برای هدف خاصی يعنیبرای برکت دادن به اقوام بوجود آورد(اشعيا&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA"&gt;۴۴&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 14pt"&gt;ـ &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA"&gt;۴۵).&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 14pt"&gt;خدا آنها را برای تاديب قوم اسرائيل بکار گرفت.اما ايران را خدا طبق نقشه قبلی خود بوجود آورد تا باعث برکت قوم اسرائيل و آزادشدن اسران يهود گردد.و از آنجاييکه خداوند در کتاب مقدس(امثال&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA"&gt;۲۵:۱۱&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 14pt"&gt;ومتی&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA"&gt;۷:۵) &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 14pt"&gt;وعده ميدهد که اوهر شخصی و يا قومی را که برای برکت دادن انتخاب نمايد خود آن شخص و ياقوم را نيز مبارک ميسازد نتيجه ميگيريم که خداوند برطبق پيشگويی که &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA"&gt;۲۷۰۰&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 14pt"&gt;سال پيش در کتاب ارميا&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; mso-bidi-language: FA"&gt;۴۹&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 14pt"&gt; انجام داده است ايران و ايرانی را برکت داده و پادشاهی خود را در قلب ايرانيان برقرار خواهد نمود.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 14pt"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-7113889922565060480?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/7113889922565060480/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=7113889922565060480' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/7113889922565060480'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/7113889922565060480'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_31.html' title='ايران در کتاب مقدس'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-1712824581565530744</id><published>2008-05-30T16:28:00.000-04:00</published><updated>2008-05-30T16:29:32.512-04:00</updated><title type='text'>دلايلي براي ايمان</title><content type='html'>&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:180%;color:#000080;"&gt;&lt;img height="120" hspace="5" src="http://www.whoisjesus-really.com/farsi/images/inaboat.gif" width="160" align="left" vspace="5" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;"&gt;قيام هسته مركزي ايمان يك مسيحي است. دلايل متعددي براي اين مسئله كه چرا كسي كه در مورد قيام مطالعه مي‌نمايد به واقعيت آن ايمان مي‌آورد، وجود دارد:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family:Zar;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;پيشگويي&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;:&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;ا&lt;/b&gt;بتدا، عيسي خود پيشگويي كرد كه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;"&gt;مرده و قيام خواهد نمود و مرگ و قيام او همان گونه اتفاق افتاد كه وي پيشگويي كرده بود. ( &lt;a href="http://www.biblegateway.com/passage/?search=Luke%2018:31-33&amp;amp;version=31"&gt;لوقا 18: 31-33&lt;/a&gt; )&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 13pt; FONT-FAMILY: Zar; mso-bidi-language: AR-SA"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;قبر خالي&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Compset; mso-bidi-language: AR-SA"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;:&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: Compset; mso-bidi-language: AR-SA"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;دوم، قيام تنها پاسخ موجه براي قبر خالي اوست.&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;اين داستان كتاب‌مقدسي نمايانگر قبري&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;است كه بدن مسيح را در آن گذاشته و به وسيله سنگي عظيم مسدود و در احاطه سربازان رومي قرار گرفته بود.  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; &lt;span style="font-family:Compset;"&gt;اگر كسي ادعا مي‌نمايد كه عيسي نمرده بلكه ضعيف شده بود، پس نگهبانان و سنگ مي‌توانستند از فرار او جلوگيري نمايند- يا از هرگونه كوششي توسط پيروان او جهت آزاد ساختنش ممانعت بعمل آورند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;"&gt;دشمنان عيسي هم بدن او را بر نمي‌داشتند زيرا گمشدن بدن او تنها موجب تشويق ايمان پيروانش در مورد قيام او مي‌شد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family:Zar;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;ملاقاتهاي شخصي&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000080;"&gt;: &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;"&gt;سوم، قيام تنها پاسخ براي ظهور عيسي مسيح به پيروانش مي‌باشد. پس از قيامش عيسي حداقل ده بار به آناني كه او را مي‌شناختند و به مردم بسياري مثلاً 500 نفر در يك بار ظاهر شد. خداوند ثابت كرد كه اين ظاهر شدنها توهم نيستند زيرا او با آنها غذا خورد ، حرف زد و آنان او را لمس كردند. ( &lt;a href="http://www.biblegateway.com/passage/?search=1%20John%201:1;&amp;amp;version=31;"&gt;اول يوحنا 1:1&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-family:Zar;font-size:130%;"&gt;تولد كليسا&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;:&lt;i&gt; &lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;"&gt;چهارم، قيام تنها پاسخ مستدل براي شروع كليساي مسيحي ميباشد. كليساي مسيحي بزرگترين بنيادي است كه تاكنون در تاريخ جهان به وجود آمده است. قسمت اعظم محتواي موعظه در اولين جلسه اين كليسا در مورد قيام بود.&lt;br /&gt;( &lt;a href="http://www.biblegateway.com/passage/?search=Acts%202:14-36;&amp;amp;version=31;"&gt;اعمال 2: 14-36&lt;/a&gt; ) بدون شك، كليساي اوليه آگاه بود كه قيام مسيح پايه و اساس پيامش مي‌باشد. دشمنان عيسي در واكنش به ايجاد كليسا مي‌توانستند در صورت داشتن بدن مرده عيسي به سادگي با ارائه آن در هر زمان شاگردان را از موعظه به قيام باز دارند ولي هرگز اينچنين نشد زيرا او بالفعل از مردگان قيام كرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:130%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;زندگيهاي تغيير يافته:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt; &lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;"&gt;پنجم، قيام تنها دليل منطقي براي پاسخ در مورد زندگيهاي تغيير يافته شاگردان است. آنها پيش از قيامش او را ترك كردند، پس از مرگش گرفتار ترس و ياس شده بودند. آنها انتظار نداشتند كه عيسي از مردگان قيام نمايد. ( &lt;a href="http://www.biblegateway.com/passage/?search=Luke%2024:1-11;&amp;amp;version=31;"&gt;لوقا 24: 1-11&lt;/a&gt; )&lt;br /&gt;بعدها پس از قيامش و تجربه آنها در روز پنطيكاست، همين مردان و زنان مايوس و بيهدف با قدرت مسيح قيام كرده ، تغيير يافته و در نام عيسي مسيح جهان را شورانيدند. بسياري زندگي خود را به خاطر ايمانشان از دست دادند، ديگران به طور وحشتناكي تحت جفايا قرار گرفتند. شجاعت آنها و رفتارشان به خاطر درك اين مسئله بود كه آنها مجرميت خود را ميدانستند يعني ايمان به واقعيت قيام عيسي مسيح و اين اصلي ارزشمند براي مردن محسوب مي‌گشت.&lt;br /&gt;در طي 40 سال كار با پيروان عقل و منطق در دنياي دانشگاهي، كسي را نديده‌ام كه درباره اين واقعه عميقاً مطالعه نموده باشد و الوهيت و قيام عيسي ناصري برايش اثبات نشده باشد و نپذيرد كه او پسر خدا و مسيح موعود است.&lt;br /&gt;كساني هم كه ايمان ندارند خودشان صادقانه مي‌گويند كه من وقتي را براي مطالعه كتا‌ب‌ مقدسي و حقايق تاريخي درباره مسيح نگذاشته‌ام.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;"&gt;&lt;img height="120" hspace="5" src="http://www.whoisjesus-really.com/farsi/images/jesusandgirl.gif" width="160" align="left" vspace="5" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family:Zar;font-size:130%;"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;خدايي زنده&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;: &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;به خاطر قيام عيسي، پيروان راستينش نه تنها به عنوان يك بنيانگزار مرده اخلاق به او نمي‌نگرند بلكه در رابطه‌اي زنده و شخصي با خداي زنده بسر مي‌برند. عيسي مسيح امروز زنده است و وفادارانه آناني را كه به او ايمان دارند و از او اطاعت مي‌نمايند بركت مي‌دهد.&lt;br /&gt;در طي قرون متمادي بسياري عيسي مسيح و ارزش او را شناخته‌اند، و به جمع كساني كه جهان را تحت تاثير قرار داده‌اند، پيوسته‌اند.&lt;br /&gt;فيلسوف و فيزيكدان فرانسوي "بلزپاسكال" درباره احتياج انسان به مسيح چنين مي‌گويد: " در قلب هر انساني خلاءاي وجود دارد كه تنها خداوند به وسيله پسرش عيسي مسيح مي‌تواند آن را پر سازد".&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;آيا شما مشتاق هستيد كه عيسي مسيح را به عنوان منجي زنده خود بشناسيد؟ همان گونه كه اين جمله نشان مي‌دهد، عيسي اشتياق فراوان دارد تا رابطه‌اي محبت‌آميز و شخصي را با شما آغاز نمايد. عيسي تمامي مقدمات لازم جهت اين كار را انجام داده است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-1712824581565530744?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/1712824581565530744/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=1712824581565530744' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1712824581565530744'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1712824581565530744'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_1161.html' title='دلايلي براي ايمان'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-9163683205816055168</id><published>2008-05-30T16:09:00.000-04:00</published><updated>2008-05-30T16:38:04.800-04:00</updated><title type='text'>چهار اصل معنوي</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;table cellspacing="0" bordercolordark="#9894ff" cellpadding="25" width="90%" bordercolorlight="#f0ecff" border="1"  style="color:#efe8ff;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td bordercolorlight="#f9f9ff" width="100%" bordercolordark="#f9f9ff"  style="color:#f9f9ff;"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;در اين جزوه چهار نكته تشريح گرديده است. با مطالعه اين چهار نكته, مي‌توانيم با مبداء آفرينش يعني خدا, ارتباط معنوي برقرار نماييم و با نقشه الهي در مورد سرنوشت بشر, آشنا شويم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نكته اول - خداوند شما را دوست دارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#800080;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;خداوند شما را دوست دارد و مي‌خواهد كه شما بوسيله ارتباط روحاني با او، به سعادت و نيكبختي نائل گرديد. خداوند مي‌فرمايد:&lt;br /&gt;&lt;i&gt;&lt; با محبت ازلي تو را دوست داشتم، از اين جهت تو را به رحمت جذب نمودم. &gt;&lt;/i&gt; (ارميا31 :3)&lt;br /&gt;&lt;i&gt;&lt; زيرا خدا جهان را اينقدر محبت نمود كه پسر يگانه خود را داد تا هر كه بر او ايمان آورد، هلاك نگردد، بلكه حيات جاوداني يابد.&gt; &lt;/i&gt;(يوحنا 3 : 16)&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:100%;color:#800000;"&gt;(آيات ذكر شده, از كتاب مقدس يعني تورات و انجيل نقل شده است.)&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/i&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:130%;color:#800000;"&gt;نقشه خدا براي بشر &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:130%;color:#800000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;نقشه خدا براي بشر اين است كه انسان به حضور خداوند بازگشت نمايد و با او ارتباط معنوي برقرار كند و از لطف الهي مستفيض گردد و آرامش و حيات جاوداني به دست آورد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;color:#000000;"&gt;مسيح مي‌فرمايد:&lt;br /&gt;&lt; من آمدم تا ايشان حيات يابند و آن را زيادتر حاصل كنند.&gt; (يوحنا 10:10)&lt;br /&gt;&lt; حيات جاوداني اين است كه تو را خداي واحد حقيقي، و عيسي مسيح را كه فرستادي، بشناسند.&gt; (يوحنا 17 :3) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:130%;color:#800000;"&gt;&lt;i&gt;چرا اغلب مردم دنيا از داشتن چنين حياتي محرومند؟ &lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;i&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:130%;color:#ff0066;"&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;زيرا...&lt;/b&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;/i&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;center&gt;&lt;table cellspacing="0" bordercolordark="#a400a4" cellpadding="25" width="90%" bordercolorlight="#efe8ff" border="1"  style="color:#efe8ff;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td bordercolorlight="#f9f9ff" align="right" width="100%" bordercolordark="#f9f9ff"  style="color:#f9f9ff;"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;نكته دوم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;- مشكل انسان: گناه&lt;/span&gt;&lt;/b&gt; &lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;انسان به علت سرپيچي از احكام الهي، از فيض حضور او محروم شده است.&lt;br /&gt;&lt;i&gt;&lt;مزد گناه، موت (جدايي روحاني) است.&gt;&lt;/i&gt; (روميان 6 : 23)&lt;br /&gt;&lt;i&gt;&lt;خطاياي شما در ميان شما و خداي شما، حائل شده است و گناهان شما روي او را از شما پوشانيده است. &gt; &lt;/i&gt;( اشعيا 59 : 2 )&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/i&gt;&lt;center&gt;&lt;/center&gt;&lt;i&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;گناه چيست؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;خدا، انسان را آفريده تا محبت خود را به او نشان دهد. اما انسان تحت تاثير تمايلات نفساني، راه خود را از خدا جدا كرد. اين حالت تمرّد و سركشي و يا بي‌اعتنائي نسبت به ميل و اراده الهي، در اصطلاح كتاب مقدس، گناه ناميده مي‌شود. (روميان 1 : 18 - 21 و اشعيا 53 : 5 - 6 )&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;چه كساني گناه كرده‌اند ؟&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;همه گناه كرده‌اند و از جلال خدا، قاصر مي‌باشند.&gt; (روميان 3 : 23)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;عواقب گناه چيست&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;احساس تقصير و گناه، موجب ايجاد احساس پوچ بودن و عدم رضايت از زندگي مي‌گردد. انسان فطرتاً براي رسيدن به حقيقت و كسب كمال روحاني، به طور دائم در تلاش است و مي‌كوشد از راه ثواب يا نيكوكاري و اخلاق و معرفت فلسفي، به اين هدف برسد. ولي با وجود همه كوششها، به دليل عدم درك صحيح و پي نبردن به علت اصلي يعني گناه، به نتيجه نرسيده است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/span&gt;&lt;i&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;img height="204" src="http://www.lifeagape.org/farsi/images/four.h2.gif" width="181" align="middle" border="0" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#ff0066;"&gt;&lt;b&gt;نكته سوم، يگانه پاسخ اين مسئله را به ما مي‌دهد. &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;center&gt;&lt;table cellspacing="0" bordercolordark="#000080" cellpadding="25" width="90%" bordercolorlight="#ffff00" border="1"  style="color:#ffff00;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td bordercolorlight="#fdfdff" width="100%" bordercolordark="#fdfdff"  style="color:#fdfdff;"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نكته سوم&lt;/span&gt; - عيسي مسيح:تنها راه رسيدن به خدا.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;center&gt;&lt;/center&gt;&lt;table bordercolordark="#c0c0c0" width="100%" bordercolorlight="#c0c0c0" border="1"  style="color:#c0c0c0;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="25%"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;1- عيسي كيست؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="25%"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;&lt;b&gt;شخصيتي بي‌نظير&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="50%"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;مسيح، موعود يگانه خدا و تجلّي وحدت خدا و انسان است. (اول يوحنا 5: 20 )&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="25%"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;2- عيسي چه گفت؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="25%"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;&lt;b&gt;ادعايي بي‌نظير&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="50%"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;&lt; من راه و راستي و حيات هستم. هيچكس نزد پدر (خدا) جز به وسيله من نمي‌آيد.&gt; (يوحنا 14: 6 )&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="25%"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;3- عيسي چه كرد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="25%"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;&lt;b&gt;فداكاري بي‌نظير&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="50%"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;او به خاطر گناهان بشر بر روي صليب قرباني گرديد. (اول قرنتيان 15: 3-4؛ عبرانيان 10: 12؛ اول پطرس 3: 18 )&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="25%"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;4- عيسي براي شما چه مي تواند بكند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="25%"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;ا&lt;b&gt;عطاي نجاتي بي‌نظير&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="50%"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;او قادر است همه كساني را كه بوسيله او به حضور خدا مي‌آيند، كاملاً و براي هميشه نجات بخشد، زيرا او تا به ابد زنده است و براي آنان شفاعت مي‌كند.&gt; (عبرانيان 7: 25 )&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;ولادت بي‌نظير او از مريم باكره، زندگي سرشار از قدوسيّت و قدرت، قرباني شدن بر صليب به خاطر آمرزش گناه بشر، رستاخيز پيروزمندانه از مردگان و صعودش به آسمان، اين واقعيت را ثابت مي‌كند كه او يگانه منجي انسان است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;p align="right"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000080;"&gt;عيسي مسيح: تنها راه نجات و رستگاري&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;table width="100%" border="1"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="100%" colspan="2"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;ما بر اثر گناه، به مرگ محكوم شديم. ليكن خدا، فرزند يگانه خود را فرستاد تا به جاي ما جان بدهد. مسيح، مانند پلي، بر روي درّه‌اي كه ما را از خدا جدا مي‌سازد، قرار گرفته است. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="50%"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;ما به وسيله اين پل، با خدا ارتباط پيدا مي‌كنيم و آمرزش گناهان خود را به دست مي‌آوريم. يحيي درباره عيسي چنين شهادت مي‌دهد: &lt;i&gt;&lt;اينك برّه خدا كه گناه جهان را بر مي دارد.&gt;&lt;/i&gt; (يوحنا 1: 29)&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="50%"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="159" src="http://www.lifeagape.org/farsi/images/four.h3.gif" width="168" align="top" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#ff0066;"&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;ولي دانستن اين حقيقت ، به خودي خود كافي نيست.&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;center&gt;&lt;/center&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;table cellspacing="0" bordercolordark="#a400a4" cellpadding="25" width="90%" bordercolorlight="#efe8ff" border="1"  style="color:#efe8ff;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td bordercolorlight="#f9f9ff" width="100%" bordercolordark="#f9f9ff"  style="color:#f9f9ff;"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-: EN-USfont-family:Times New Roman;" &gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:130%;color:#000080;"&gt;نكته چهارم- تصميم شخصي&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;&lt;b&gt;اگر شخصاً مسيح را به عنوان نجات‌دهنده خود بپذيريم:&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;الف- خدا را خواهيم شناخت.&lt;br /&gt;ب- محبت الهي را دريافت خواهيم كرد.&lt;br /&gt;ج- از اراده مقدس خدا آگاه خواهيم شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;دستيابي به اين امور، مستلزم اين است كه :&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;1) گناهان خود را اعتراف نماييم و از آنها توبه كنيم.&lt;br /&gt;2) اعتماد داشته باشيم كه به وسيله ايمان به مسيح، گناهان ما آمرزيده شده است؛ زيرا مسيح در راه ما فدا گرديد.&lt;br /&gt;3) به مسيح تسليم شويم و محبت او را بپذيريم و از او به عنوان خداوند خود، اطاعت نماييم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;بخشش الهي&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;آمرزش گناه و برقراري ارتباط معنوي با خدا، فيض و لطف رايگان و عنايتي از جانب خود اوست كه به محض پذيرفتن مسيح، نصيب انسان مي‌گردد.&lt;br /&gt;خدا راه رستگاري را مهيا نموده است ولي قبول يا رّد آن، به ميل و اراده آزاد انسان بستگي دارد. &lt;i&gt;&lt; به آن كساني كه او را قبول كردند، قدرت داد تا فرزندان خدا گردند؛ يعني به هر كه به اسم او ايمان آورد. &gt; &lt;/i&gt;(يوحنا 1: 12 ؛ افسسيان 2: 8-9&lt;/span&gt;)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;پذيرش مسيح بستگي به ميل قلبي ما دارد.&lt;/span&gt; &lt;/b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;مسيح مي‌فرمايد: &lt;i&gt;&lt; اينك بر در ايستاده، مي‌كوبم. اگر كسي آواز مرا بشنود و دررا باز كند، به نزد او در خواهم آمد و با وي شام خواهم خورد و او نيز با من. &gt;&lt;/i&gt; (مكاشفه 3: 20)&lt;br /&gt;تنها داشتن اعتقاد عقلاني و يا احساسات پرشور درباره مسيح كافي نيست. بايد با تمام وجود، او را بپذيريم و به او تسليم شويم.&lt;/span&gt; &lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:130%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color:#800000;"&gt;تصاوير بعدي نمودار دو نوع زندگي است :&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt; &lt;p align="right"&gt;&lt;table width="100%" border="0"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="50%"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;img height="102" src="http://www.lifeagape.org/farsi/images/four.h5.gif" width="103" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td width="50%"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;img height="97" src="http://www.lifeagape.org/farsi/images/four.h4.gif" width="102" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td align="middle" width="50%"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;افرادي كه زندگي خودمحور دارند&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ن&lt;/span&gt;- &lt;/b&gt;نفس بر زندگي فرمانروايي دارد&lt;br /&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: Wingdings; mso-fareast-font-family: Times New Roman; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: Wingdings; mso-ascii-font-family: AlMutanabi; mso-hansi-font-family: AlMutanabifont-family:Times New Roman;font-size:12;"  &gt;&lt;b&gt;V&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-fareast-font-family: Times New Roman; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: Wingdings; mso-ascii-font-family: AlMutanabi; mso-hansi-font-family: AlMutanabifont-family:Times New Roman;font-size:12;"  &gt;- مسيح خارج از زندگي است. اداره امور زندگي در دست خودمان است و نتيجه آن نا اميدي و پاشيدگي امورمي‌باشد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;td align="middle" width="50%"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;افرادي كه مسيح فرمانرواي زندگي آنها است:&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ن&lt;/span&gt;-&lt;/b&gt; نفس از فرمانروايي بر زندگي معزول شده است&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-fareast-font-family: Times New Roman; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: Wingdings; mso-ascii-font-family: AlMutanabi; mso-hansi-font-family: AlMutanabifont-family:Times New Roman;font-size:12;"  &gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: Wingdings; mso-fareast-font-family: Times New Roman; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: Wingdings; mso-ascii-font-family: AlMutanabi; mso-hansi-font-family: AlMutanabifont-family:Times New Roman;font-size:12;"  &gt;&lt;b&gt;V&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;- مسيح، فرمانرواي مطلق بر زندگي است. اداره امور زندگي خود را به دست خدا سپرده‌ايم و زندگي ما طبق نقشه و اراده او به پيش مي‌رود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;&lt;b&gt;كدام قلب نشان‌دهنده زندگي شما است ؟&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;b&gt;مايليدكدام قلب ، نمايانگر زندگي شما باشد ؟&lt;/b&gt; &lt;/span&gt;&lt;center&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-FAMILY: Compset; mso-fareast-font-family: Times New Roman; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Times New Romanfont-family:Times New Roman;color:#000000;"  &gt;در ادامه, راه رسيدن به مسيح خداوند توضيح داده شده است.&lt;/span&gt; &lt;/center&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;table cellspacing="0" bordercolordark="#800080" cellpadding="25" width="90%" bordercolorlight="#efe8ff" border="1"  style="color:#ececff;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td bordercolorlight="#f9f9ff" width="100%" bordercolordark="#f9f9ff"  style="color:#f9f9ff;"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family:Compset;font-size:130%;color:#000080;"&gt;راه رسيدن به مسيح خداوند&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Compset;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: AlMutanabi;font-family:AlMutanabi;" &gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: AlMutanabi;font-family:AlMutanabi;" &gt;اكنون شما مي&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: AlMutanabi;font-family:AlMutanabi;" &gt;‌&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: AlMutanabi;font-family:AlMutanabi;" &gt;توانيد به وسيله دعايي كه از روي ايمان است ، مسيح را به زندگي خود دعوت كنيد. دعا ، يعني گفتگو با خدا. خداوند از آنچه در دل شما مي&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: AlMutanabi;font-family:AlMutanabi;" &gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="FONT-FAMILY: AlMutanabi;font-family:AlMutanabi;" &gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;گذارد ، آگاه است. مهم نيست كه با چه كلماتي ، خواست خود را با او در ميان بگذاريد.&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000080;"&gt;&lt;b&gt;دعاي زير نمونه يك نيايش از روي ايمان است: &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;&lt;اي مسيح خداوند به تو محتاجم. متشكرم كه براي آمرزش گناهان من بر روي صليب جان دادي. به گناهان خود اعتراف مي‌نمايم و توبه مي‌كنم. اينك قلب و وجود خود را گشوده‌ام. در آن نزول فرما و منجي من باش. تو را به خاطر آمرزش گناهانم سپاس مي‌گويم. تو فرمانرواي زندگي من باش و از من آن وجودي را بساز كه مطابق ميل و اراده تو باشد. آمين&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Compset;color:#000000;"&gt;آيا مي‌توانيد با همين نيّت، با خداوند گفتگو كنيد؟ اگر چنين است، همين لحظه به حضور خداوند دعا كنيد. آنگاه مسيح، بر طبق وعده‌اش داخل زندگي شما خواهد شد. ولي اگر چنين نيست و اطمينان نداريد، به اين حقيقت توجه داشته باشيد كه خداوند مسئوليت اخذ تصميم را به عهده شما گذاشته است( يوحنا 3 : 18 ).&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;/center&gt;&lt;/center&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-9163683205816055168?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/9163683205816055168/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=9163683205816055168' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/9163683205816055168'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/9163683205816055168'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_30.html' title='چهار اصل معنوي'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-8834665988147687265</id><published>2008-05-27T14:45:00.001-04:00</published><updated>2008-05-27T14:45:46.923-04:00</updated><title type='text'>گفتگو با خدا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;strong&gt;از خداوند خواستم تا عـادتـهای زشـتـم را ترک&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;دهـد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;...&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خداوند فرمود :&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خودت بايد آنها را رها&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;كنی !&lt;/strong&gt; &lt;div align="justify"&gt;از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند !&lt;br /&gt;فرمود : صبر، حاصل سختی و رنج است ، عطا كردنی نيست بلکه آموخـتـنـی است ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتم : پس مرا خوشبخت کن !&lt;br /&gt;فرمود : نعمت از من ، خوشبخت شدن از تو...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نـكـنـد !&lt;br /&gt;فرمود : رنج از دلبستگـیـهای دنيايی جدا و به من نزدیکـتـرت می‌کـنـد ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از او خواستم تا روحم را رشد دهد ...&lt;br /&gt;فرمود : نه ، تو خودت بايد رشد كنی ، من فقط شاخ و برگ اضافـيـت را هرس می كنم ، تا بارور شوی  ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از خدا خواستم حداقل كاری كند كه از زندگی لذت كامل ببرم ...&lt;br /&gt;فرمود : برای همين كار من به تو زندگی داده ام !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نا امیدانه از خدا خواستم كمكم كند تا همان قـدر كه او مرا دوست دارد ، من هم ديگران  را دوست بدارم ...&lt;br /&gt;خداوند فرمود : بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد ... !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-8834665988147687265?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/8834665988147687265/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=8834665988147687265' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8834665988147687265'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/8834665988147687265'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_6562.html' title='گفتگو با خدا'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-2243148040667112348</id><published>2008-05-27T14:41:00.000-04:00</published><updated>2008-05-27T14:45:15.276-04:00</updated><title type='text'>سپردن كارها به بازوی بلند خدا!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;نون بوم رنگ ها كه می گوید: هر چیزی در طبیعت به خود ما بر می گردد. پس خوب است یك مثال جالب را هم بشنویم. همه ما از ظلم و ستم و سنگدلی فرعون در حق قوم بنی اسرائیل زیاد شنیدیم. می دانیم كه فرعون كارهای سنگدلیش را تجربه كرد؟! سنگدلی فرعون، دل خودش را سنگ كرد! و باعث مرگش شد! چه جوری؟! &lt;div align="justify"&gt;" لرد مانیاهان " در انگلستان یك سخنرانی در این باره كرد. او تصاویر حیرت انگیزی از برشهایی را نشان داد، كه نتیجه  جراحیهایی بود كه هزار سال قبل از میلاد مسیح انجام شده بود! او تصاویری از بقایای واقعی جسمانی فرعون ستمگر را نشان داد كه ثابت می كرد، هر دو بطن قلب فرعون از بیماری آتروما رنج می برده! یعنی وضعیتی كه در آن نمكهای كلسیمی در دیواره های شریان ها رسوب می كند، و آنها را سخت و انعطاف ناپذیر می كند! نارسایی جریان خون از قلب، باعث از بین رفتن شریان در فرعون شده!  تغییرات ذهنی ملازم با تصلب شرایین پدید آمده، كه عبارت بوده از: " نظر تنگی، قیود دست و پا گیر، هراس از دست زدن به كاری خطیر و سنگ دل شدن! " پس سنگدلی فرعون ، دل خودش را هم سنگ كرد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نتیجه گیری مهم: پس باور كنیم كه اکثربیماریهای جسمی ما حتی سرطان نتیجه ی ا یجاد یك سری افكار منفی در ذهن ماست و راه درمان واقعی آن بیماری، از بین بردن آن فكر منفی است. نفرت و سایر تفكر های منفی ، بر یكایك اندامهای بدن تاثیر می گذارد. اندیشه های اسیدی، در خون تولید اسید می كنند و همه ی این بلا ها برای این به سر ما می آید، كه فكر می كنیم جنگ از آن ماست!&lt;br /&gt;و خودمان وارد پیكار می شویم و بر آورده شدن آرزو هایمان را به بازوی بلند خدا نمی سپریم!&lt;br /&gt;این خودش ممكن است گره ای باشه كه مانع تحقق آرزوی ما شده!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كتاب مقدس آمده : "خدای ازلی مسكن توست و در زیر تو، بازوهای جاودانیست و دشمن را از حضور تو اخراج كرده می گوید هلاك كن! "  و در جایی دیگر می گوید:" و دشمنان شخص، اهل خانه ی او می باشند. " یعنی "تفكر منفی" كه در ذهن نیمه هشیار خود نقش كرده اید ، همان " دشمن در حضور " است و  اما " بازوهای جاودانی " كه این اندیشه های دشمن را تار و مار و هلاك می كند، همان قدرت شكست ناپذیر خداست!&lt;br /&gt;" اسكاول شین " به شاگردانش تاكید می كرد كه تكرار كنند : "&lt;br /&gt;بازوی بلند خدا ، انسانها و اوضاع و شرایط را در بر می گیرد تا وضعیت مرا در كف اختیار خود گیرد و از منافع و مصالحم حمایت كند. "&lt;br /&gt; تكرار این عبارت، تصویری از بازویی بلند را در ذهن نقش می بندد، كه مظهر نیرومندی و حمایت است. با بینش قدرت " بازوی بلند خدا " ، دیگر نه مقاومت می كنید و نه نفرت می ورزید. بلكه آسوده بر جای می مانید تا همه چیز به راه خود برود. از این رو اندیشه های دشمن كه در درون خود شما هستند، تار و مار می شوند و در نتیجه اوضاع و شرایط نا مساعد هم ناپدید می شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* باید کاری کرد، فرصت کوتاه است و زمان از دست می رود.&lt;br /&gt;*شکست وجود ندارد. فقط نتیجه کار است که گاهی به دل شما نمی نشیند. آن قدر راه را عوض کنید تا به مقصد خود برسید.&lt;br /&gt;*به مشکل هایتان بخندید، تا همیشه موضوعی برای خندیدن داشته باشید.&lt;br /&gt;*همیشه نسبت به مهر و عشق همراهتان سپاسگزار باشید و حرمت آن را حفظ کنید.&lt;br /&gt;*زندگی کابوس نه، که لذّت است. لذّت از دیدار یک درخت، یک نور تابیده شده از سقف آسمان، یک نگاه پرتاب شده به بیرون پنجره.&lt;br /&gt;*دست به عمل بزنید، همین حالا. دقت کنید، همین حالا.&lt;br /&gt;*وارد مسیر فکری جدید شدن خیلی ساده است. به سادگی بالا بردن دست ها و بر هم زدن آن ها و با تمام قوا گفتن: حال من عالیه! به همین سادگی چشم انداز جدیدی را فرا راه ضمیر و جسمتان قرار می دهید.&lt;br /&gt;*خودتان را باور کنید و از خود توقّع بیشتری داشته باشید.&lt;br /&gt;*بزرگ ترین پشتوانه و دلگرمی یک زن یا مرد این است که همسرش حامی او باشد.&lt;br /&gt;*ما بیشتر در مورد کسانی صحبت می کنیم که بیشتر در موردشان فکر می کنیم.&lt;br /&gt;*به چیزهای زیادی در زندگی تان فکر کنید که باید به خاطرشان سپاسگزار باشید.&lt;br /&gt;*لیاقت خود را افزایش دهید. هر کس به اندازه ی ظرفیتی که دارد، از برکات الهی بهره مند می شود&lt;br /&gt;*به خودت افتخار کن که برای دیگران منشا خیر و برکت هستی.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-2243148040667112348?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/2243148040667112348/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=2243148040667112348' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2243148040667112348'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/2243148040667112348'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_8315.html' title='سپردن كارها به بازوی بلند خدا!'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-9209922699145256742</id><published>2008-05-27T14:30:00.000-04:00</published><updated>2008-05-27T14:39:29.591-04:00</updated><title type='text'>نیاز حقیقی شما چیست؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;امروز می خواهم به نیاز چند شخص در کتاب مقدس اشاره کنم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="style2"&gt;زن سامری&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;شاید داستان زن سامری را از دیدگاههای مختلف مطالعه کرده اید. ولی امروز می خواهم در مورد نیاز این زن صحبت کنم. این زن فکر می کرد که نیازش در لحظه ای که با مسیح روبرو شده این است که دیگر زحمت نکشد و در گرمای نیمروز سر چاه نیاید و آب بکشد. شاید امروز احتیاجی که برای خود می بینید مانند این زن سامری خنده دار باشد. او در برابر ثروتمندترین و پرقدرت ترین شخص قرار گرفته بود و چه چیزی می خواست؟ آیا برای شما خنده دار نیست.&lt;br /&gt;گاهی اوقات ما نیز در برابر این شاه شاهان نیازهایی را می آوریم که اگر با دید باز نگاه می کردیم، خیلی خنده دار تر از این زن سامری می نمود.&lt;br /&gt;این زن از نیاز اساسی خود فرار می کرد و نمی خواست آن را آشکار سازد. هر دفعه که مسیح دست بر روی نیاز اصلی او گذاشت او موضوع دیگری را به میان آورد. بعضی از ما نیز اینچنین هستیم. نمی خواهیم آبرو و حیثیتمان بر باد رود و از شاخه ای به شاخه ای می پریم و فراموش می کنیم که خدا از همه چیز دل ما آگاه ست.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="style2"&gt;زن با مرض خونریزی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;این زن نیاز به شفا داشت و نیاز خود را خوب می دانست. وقتی به حضور عیسی مسیح آمد، تنها آرزوی او این بود که این مرض دیرینه او که او را عذاب می داد شفا یابد.&lt;br /&gt;امروز شاید نیاز تو بیماری ای است که داری. عیسی مسیح شفادهنده اعظم و طبیب اعظم اینجا حضور دارد تا تو را لمس کند و شفا بخشد.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="style2"&gt;لجئون&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;لجئون دیوزده ای بود که احتیاج داشت از دیوهایش رهایی یابد. بعضی هستند که از ارواح پلید ضربه می خورند و شب و روز ندارند.انسان به خاطر گناهی که در قلبش است اسیر شیطان شده و شیطان در قلب انسانها دیوهایش را قرار داده تا آنها را عذاب دهند. دیوهای مختلف وجود دارند: دیو شهوت، دیو حسادت، دیو طمع و غیره. مسیح می تواند هر دیوزده ای را آزاد کند.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="style2"&gt;نیقودیموس&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;نیقودیموس در پنهانی در شب به سراغ مسیح آمد و تمام غصه او این بود که در این پیری آیا می تواند وارد ملکوت خدا شود یا نه؟ این موضوع مهمی است که هر انسانی با آن روبرو است. آیا شما می دانید به کجا می روید؟ آیا از ابدیت خود اطمینان دارید؟ این موضوعی است که به هر حال با آن روبرو خواهید شد. نیقودیموس به فکر یک فرمولی بود که او را به بهشت ببرد. یک شریعت یا یک قانون یا یک حکم که بتواند اجرا کند و به آسمان برود، اما مسیح به او فرمود با تلاش خود نمی توانی به آسمان بروی. تنها یک چیز لازم است و آن اینکه از سر نو مولود شوی.&lt;br /&gt;اگر زندگی خود را تسلیم عیسی مسیح نکرده ای و تولد تازه نیافته ای، امروز عیسی مسیح به تو یک سری قوانین و شریعت نمی دهد. او می گوید می باید از سر نو مولود گردی.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="style2"&gt;مریم و مرتا&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;مرتا نیاز خود را در آشپزخانه می دید و مریم نیاز خود را در نزد پاهای مسیح می یافت. امروز شاید شما خیلی مشغول خدمت هستی و تمام مدت غصه می خوری که خدمتت چه خواهد شد و به چه نتیجه ای خواهد رسید. مانند مرتا فقط کار می کنی و مشغول هستی. آدم تنبلی نیستی و پشتکار خوبی داری ولی یک چیز را فراموش کردی که مسیح در خانه توست و از او استفاده نمی کنی.&lt;br /&gt;مریم برعکس مرتا، از تمام فرصت استفاده می کند تا از مسیح آن نصیب نیکو را ببرد.&lt;br /&gt;من فکر می کنم آن روز مریم راضی تر و خوشحال تر به خواب رفت تا مرتا. شما چطور؟&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;امروز شاید شما نیاز خود را خیلی چیزها بدانید و فکر کنید که از هر کسی بهتر نیازتان را می دانید، ولی نیاز حقیقی شما را فقط خداوند می داند. نه اطرافیان، نه پدر و نه مادر و نه دوستان بلکه فقط خود خداوند که خالق شما است و از دل شما آگاه است می تواند بگوید که نیاز شما چیست(اشعیاء 15:29؛ اول پادشاهان 39:8). به حضور او برو و به او بگو: خداوندا نیاز اصلی من و حقیقی من که خود من هم از آن آگاه نیستم چیست؟ او آماده است تا به تو نشان دهد و تو را شفا و نجات و آزادی ببخشد و تو را برکت دهد.&lt;br /&gt;در حقیقت نیاز کلی همه انسانها عیسی مسیح است. مسیحی که بر صلیب فدا شد و روز سوم از مردگان برخاست و خدای خدایان و شاه شاهان می باشد. مسیحی که همه قدرت در آسمان و بر زمین به او داده شده است. مسیحی که تمام نیاز های ما در او به بی نیازی تبدیل می شود.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;خدا شما را برکت دهد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-9209922699145256742?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/9209922699145256742/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=9209922699145256742' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/9209922699145256742'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/9209922699145256742'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_27.html' title='نیاز حقیقی شما چیست؟'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-3438851846785976749</id><published>2008-05-26T16:53:00.000-04:00</published><updated>2008-05-26T17:06:44.218-04:00</updated><title type='text'>صلیب</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDsmICSvuHI/AAAAAAAAABw/U6Vuf8-H6_0/s1600-h/Jazebeye%20salib.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5204795713853044850" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDsmICSvuHI/AAAAAAAAABw/U6Vuf8-H6_0/s400/Jazebeye%2520salib.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;در عهدعتیق مجازات مرگ سنگسار بود اما گاه اجساد بر درختی باقی می‌ماندند تا برای متخلفین هشداری جدی باشد (یوشع ۱۰:‏۲۶ ، تثنیه ۲۱:‏۲۲-‏‏۲۳). یهودیان مرگ این اشخاص را به مثابۀ لعنت خدا بر زندگیشان می‌انگاشتند (غلاطیان ۳:‏۱۳) و جسد آنها می‌بایست پیش از غروب شب مدفون می‌شد (یوحنا ۱۹‏‌:۳۱). صلیب عیسی مطابق اشارات عهدجدید یادآور همان درختی است که در عهدعتیق سمبل لعنت و حقارت بود (اعمال ۵:‏۳۰، ۱۰:‏۳۹، اول پطرس ۲:‏۲۴).&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;تاریخ گواه آن است که فینیقی‌ها و کارتاژها مجازات اعدام با صلیب را گاه اعمال می‌کردند اما این رومیان بودند که کاربرد گستردۀ آن را باب کردند. تنها بردگان و بدترین جنایتکاران به صلیب کشیده می‌شدند. مطابق سنت مسیحی، پطرس، رسول عیسی مسیح به شکل وارونه مصلوب شد که این واقعه با شواهد تاریخی دیگر همخوانی دارد. &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;رومیان به سه شکل دار (صلیب) به پا می‌کردند. یکی T شکل است که برخی بر این باورند که سمبل یکی از خدایان بنام تموز است. دیگری X شکل است که برخی از حواریون مسیح را بر آن مصلوب کردند. اما نوع متداول آن شکل است که گزارشات اناجیل با آن مطابقت دارد (متی ۲۷:‏۳۷، مرقس ۱۵:‏۲۶، لوقا ۲۳:‏۳۸ و یوحنا ۱۹:‏۱۹-‏‏۲۲).&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;در آن روزگار پس از آن که اتهام مجرم ثابت می‌شد، ابتدا او را به‌شدت شلاق می‌زدند. نوع شلاق و سنگینی ضربات به‌گونه‌ای بود که مجرم تا آستانۀ مرگ پیش می‌رفت. سپس او را مجبور می‌کردند که همانند یک برده صلیب خود را تا محل اعدام که همیشه خارج از شهر بود حمل کند و جرم او را نیز در این سفر دردناک با صدای بلند اعلام می‌کردند و همچنین به‌صورت مکتوب به همگان نشان می‌دادند. مرگ صلیب نتیجۀ درد و رنج تدریجی بود. گاه برای تسریع مرگ مجرمان، پاهای آنها را می‌شکستند (دو دزدی که با مسیح مصلوب شدند) اما این امر دربارۀ مسیح رخ نداد زیرا که او پیشتر جان داده بود. اما برای کسب اطمینان از مرگ و برای اینکه بتوانند مطابق سنت یهود جسد را قبل از سبت دفن کنند، نیزه‌ای در پهلوی او فرو کردند (یوحنا ۱۹:‏۳۱ به بعد).&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;بدون شک مجازات اعدام با صلیب در زمرۀ دردناک‌ترین مرگ‌هایی است که به‌تصویر در می‌آید. اما اناجیل گزارش مفصلی از آن ارائه نمی‌دهند و تنها به این عبارت «او را مصلوب کردند»، بسنده می‌کنند. مطابق انجیل متی ۲۷:‏۳۴ مسیح از نوشیدن مایعی که قدری از درد او را می‌کاست پرهیز کرد چرا که می‌خواست هشیاری خود را تا به لحظۀ مرگ حفظ کند. همین امر او را کمک کرد تا به دزدی که با او مصلوب شده بود تسلی بخشد و همچنین آن هفت گفتار پایانی را بر صلیب بیان کند.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;نویسندگان عهدجدید نه از منظر باستان‌شناسی و یا تاریخی بلکه از نقطه نظر درک الهیاتی و نجات‌شناسانه به صلیب علاقه نشان می‌دهند. به‌صورت خلاصه صلیب را می‌توان انجیل نجات دانست زیرا که عیسی مسیح برای گناهان ما جان داد. صلیب عامل آشتی خدا با بشرست (دوم قرنتیان ۵:‏۱۹). ایدۀ برقراری صلح و آشتی‌ای که تمام کائنات را در بر می‌گیرد در رسالات افسسیان و کولسیان به‌چشم می‌خورد. صلیب دیوارهای جدایی نژادی و فرهنگی را از میان برمی‌دارد (افسسیان ۲:‏۱۴-‏‏۱۶). صلیب همچنین سمبل اتحاد ما با مسیح است (دوم قرنتیان ۵:‏۱۴)، اتحادی که همۀ ابعاد زندگی ما را در بر می‌گیرد. صلیب برای مؤمنان به مسیح طریق زندگی است.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-3438851846785976749?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/3438851846785976749/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=3438851846785976749' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3438851846785976749'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/3438851846785976749'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_26.html' title='صلیب'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDsmICSvuHI/AAAAAAAAABw/U6Vuf8-H6_0/s72-c/Jazebeye%2520salib.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-1793128156369939282</id><published>2008-05-25T14:49:00.000-04:00</published><updated>2008-05-25T14:50:38.231-04:00</updated><title type='text'>ایمان چگونه ایجاد می شود؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDm09iSvuGI/AAAAAAAAABo/Y9SIaVqoi8I/s1600-h/Christian_faith.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5204389813673769058" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDm09iSvuGI/AAAAAAAAABo/Y9SIaVqoi8I/s400/Christian_faith.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;لیکن بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است، زیرا هر که تقرب به خدا جوید، لازم است که ایمان آورد بر اینکه او هست و جویندگان خود را جزا می دهد. عبرانیان 11: 6&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;به قسمت اول این آیه توجه کنید: بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;رقتی خداوند می خواهد ایمان داشته باشیم بنابراین بخاطر ایمان نیاوردنمان مسئول خواهیم بود. خداوند به ما در کلامش گفته است که بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است و همچنین نیز به ما گفته که چگونه ایمان آوریم. او به ما گفته است که ایمان چگونه بوجود می آید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;color:#cae4ff;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;رومیان 10: 17 لهذا ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;اگر ما ایمان نداریم این تقصیر خدا نیست، مقصر دانستن خدا برای بی ایمانیمان چیزی جز بهانه آوردن و بی توجهی ما نیست. خداوند راهی مهیا کرده تا همه می توانند ایمان بیاورند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;پولس به ما می گوید که ما با ایمان نجات می یابیم (افسسیان 2: 8): زیرا که محض فیض نجات یافته اید، بوسیله ایمان و این از شما نیست بلکه بخشش خداست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;چگونه آن ایمانی را که باعث نجات می شود می تواند یافت؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;اجازه بدهید قسمتی از کللم خدا را در کتاب رومیان با هم بخوانیم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;رومیان 10: 8-10 و13و 14و 17&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;لکن چه می گوید؟ اینکه " کلام نزد تو و در دهانت و در قلب توست یعنی این کلام ایمان که به آن وعظ می کنیم" . زیرا اگر بزبان خود عیسی خداوند را اعتراف کنی و در دل خود ایمان آوری که خدا او را از مردگان برخیزانید، نجات خواهی یافت. چونکه بدل ایمان آورده می شود برای عدالت و بزبان اعتراف می شود بجهت نجات&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;زیرا هر که نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت. پس چگونه بخواند کسی را مه به او ایمان نیاورده اند؟ و چگونه ایمان آوردند به کسی که خبر او را نشنیده اند؟ لهذا ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;در اینجا می بینیم که ایمان نجات بخش از شنیدن کلام خدا می آید و حالا با دانستن این مطلب اعمال رسولان 11: 13 و 14 را بخوانید و ارتباط آن را با این آیات دریابیید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;و ما را آگاهانید که چطور فرشته ای را در خانه خود دید که ایستاده بوی گفت : کسان به یافا بفرست و شمعون معروف به پطرس را بطلب که با تو سخنانی خواهد گفت که بدانها تو و تمامی اهل خانه تو نجات خواهید یافت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;کرنلیوس آدم خوبی بود ولی نجات را نداشت و فرشته نمی توانست انجیل را به او موعظه کند و خبر خوش نجات را به او بدهد (چون فرشته ها برای بشارت انجیل فرستاده نشده اند بلکه این امر وظیفه ایمانداران است) اما فرشته می توانست به کرنلیوس بگوید که چه کسی را بیابد تا از کلام نجات بخش انجیل تعلیم دهد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;چگونه می توان ایمانی را که باعث شفا می شود یافت؟ دقیقا به همان طریقی که ایمان برای نجات در ما تولید می شود: شنیدن از کلام خدا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;اعمال 14: 7-10&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;و در لستره مردی نشسته بود که پایهایش بی حرکت بود و از شکم مادر، لنگ متولد شده، هرگز راه نرفته بود. چون او سخن پولس را می شنید او بر وی نیک نگریسته، دید که ایمان شفا یافتن دارد. پس به آواز بلند بدو گفت: بر پایهای خود راست بایست، که در ساعت بر جسته ، خرامان گردید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;اگر بدون تعمق این قسمت از کلام را بخوانیم شاید بگوییم چه کار شگفت انگیز و عالی پ.لس انجام داد، او آن مرد را شفا داد. اما پولس آن مرد را شفا نداد، آن مرد به این خاطر که پولس یک رسول بود شفا نیافت و نه حتی به این خاطرکه ایمان پولس قوی بود بلکه خود آن مرد ایمان داشت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: center" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;پولس سه کار انجام داد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;1 انجیل را موعظه کرد ( آیه 7) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;2- ملاحظه کرد که آن مرد ایمانی را که باعث شفایش می شود دارد (آیه 9) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;3- او مرد را گفت تا ایستاده و راه برود ( آیه 10) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: center" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;و آن مرد نیز سه کار انجام داد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;1- آنچه را که پولس موعظه کرد شنید (آیه 9) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;2- ایمانی که باعث شفایش میشد را یافت (آیه 9) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;3- بلند شد و راه رفت (آیه10) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;این مرد با قدرتی که درپولس داشت شا نیافت بلکه خود شخص ایمان داشت و ایمانش وی را شفا داد. چگونه آن ایمانی را که شفا بخش بود یافت؟ این ایمان از آنچه شنید بوجود آمد، آنچه پولس موعظه کرد شنید. پولس چه چیزی را موعظه کرد؟ پولس انجیل را موعظه کرد (آیه7&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;شخص مفلوج در لستره ایمان شفا بخش داشت. در مرقس 5: 34 عیسی به زنی که به بیماری خونریزی دچار بود گفت: دختر ایمانت تو را شفا داده است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;چگونه آن مرد در لستره آن ایمانی را که باعث شفایش شد یافت؟ از آنچه که شنید &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;چه چیزی در انجیل هست که باعث می شود شخصی که تمام عمرش فلج بوده شفا یافته و راه برود. پولس وقتی انجیل را بشارت می داد گفت: &lt;span style="color:#cae4ff;"&gt;زیرا که از انجیل مسیح عار ندارم بلکه قوت خداست، برای نجات هرکس که ایمان آورد.... ( رومیان 1: 16)&lt;/span&gt; لغت عبری و یونانی نجات در این آیه به معنای رهایی، امنیت و شفا می باشد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;پولس می گوید : من از انجیل مسیح عار ندارم این قدرت خداست برای رهایی، امنیت و شفا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;پولس انجیل کامل را موعظه کرد نه قسمتی از آن را&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;در مورد زنی که بیماری خونریزی داشت با هم صحبت کردیم، کلام خدا در جایهای مختلف در انجیل مرقس باب پنج و لوقا باب هشتم در مورد او سخن می گوید. او تمام دارائی خود را صرف بهبودش کرده بود و نزد دکترهای زیادی رفته بود ولی نه تنها خوب نشده بود بلکه وضعیت او بدتر می گشت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;موقس 5: 27 و 28 می گوید: چون خبر عیسی را بشنید ، میان آن گروه از عقب وی آمده ردای او را لمس نمود، زیرا گفته بود اگر لباس وی را هم لمس کنم، هر آینه شفا یابم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;چگونه این زن آن ایمانی را که می تواند شفا دهد یافت؟ از شنیدن ( آیه 27)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;گاهی اوقات شاید برای بیماری چنین دعا شود : خداوندا اگر در اراده تو است من شفا بیابم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;برخی گمان می برند با این گونه دعا کردن فروتنی خود را نشان می دهند ولی حقیقت این است کخ مسبت به کلام خدا توجهی ندارند، وقتی در دعایت " اگر " بگذاری جوابی نخواهی یافت چون کلام خدا اراده خدا را به ما نشان داده است. اراده او شفا ماست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;اگر بیمار هستید با شک و گمان دعا نکنید و وقتی در دعایتان " اگر " باشد نشان می دهد که هنوز شک دارید. خداوند اراده اش را برای ما واضح و آشکار ساخته است. او می خواهد که از بیماریها شفا یافته ، آزاد شویم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;متی8: 17 می فرماید: .....او ضعفهای ما را برخود گرفت و مرض های ما را برداشت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"&gt;همچنین در اشعیا 35: 4 و 5 و6 می فرماید: به دلهای خائف بگویید : قوی شوید و مترسید اینک خدا شما با انتقام می آید او با عقوبت الهی می آید و شما را نجات خواهد داد. آنگاه چشمان کوران باز خواهد شد و گوشهای کران مفتوح خواهد گردید آنگاه لنگان مثل غزال جست و خیز خواهند نمود و زبان گنگان خواهد سرایید.....&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-ALIGN: justify" align="right"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-size:18;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-1793128156369939282?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/1793128156369939282/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=1793128156369939282' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1793128156369939282'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/1793128156369939282'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_1653.html' title='ایمان چگونه ایجاد می شود؟'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDm09iSvuGI/AAAAAAAAABo/Y9SIaVqoi8I/s72-c/Christian_faith.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-9016704494343013920</id><published>2008-05-25T14:39:00.000-04:00</published><updated>2008-05-25T14:42:46.680-04:00</updated><title type='text'>سخنان بزرگان</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDmzGiSvuFI/AAAAAAAAABg/bJ2F-YbBy7E/s1600-h/Famouse_quotes.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5204387769269336146" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDmzGiSvuFI/AAAAAAAAABg/bJ2F-YbBy7E/s400/Famouse_quotes.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;می دانم که کتاب مقدس از الهام خداست، چون مرا هم الهام میبخشد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;دوایت مودی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;-----&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;هیچ عملی به درستی ایمان کتاب مقدس، تصدیق نمی شود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;نیوتون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;-----&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;قسمتهای غیر قابل درک کتاب مقدس، باعث آزار مردم میشوند. اما در مورد من، آن قسمتهایی را که می فهمم، موجب آزار و دردسر من میشوند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;مارک تواین&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;-----&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;من یک متعصب به کتاب مقدس هستم، در همه چیز، چه بزرگ و چه کوچک، از آن پیروی می کنم &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;جان وسلی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;-----&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;عهد جدید بهترین کتابی است که دنیا به خود دیده و یا خواهد دید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;چارلز دیکنز&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;-----&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;هر چه که هستم خود را مدیون عیسی مسیح می دانم که خویشتن را در کلام مقدسش بر من آشکار نمود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;دیوید لیوینگستن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;-----&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;این کتاب مهم، بهترین هدیه ای است که خدا به بشر ارزانی داشته است. بدون این، قادر به تشخیص نیک از بد نمی باشیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;آبراهام لینکلن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;-----&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;هرگز نمی توانیم واقعا تنفس کنیم و نور را ببینیم، مگر آن زمانی که در کلام الهام شده خدا نفس بکشیم و دنیا را در نور کتاب مقدس ببینیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:100%;"&gt;فیو در داستایوسکی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="LINE-HEIGHT: 200%" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="TEXT-INDENT: -0.25in; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN-RIGHT: 0.5in" align="justify"&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-9016704494343013920?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/9016704494343013920/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=9016704494343013920' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/9016704494343013920'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/9016704494343013920'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_9773.html' title='سخنان بزرگان'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDmzGiSvuFI/AAAAAAAAABg/bJ2F-YbBy7E/s72-c/Famouse_quotes.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-4147225989260723638</id><published>2008-05-25T14:19:00.000-04:00</published><updated>2008-05-25T14:37:50.353-04:00</updated><title type='text'>چرا به عیسی ایمان دارم؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDmx9ySvuEI/AAAAAAAAABY/QNCvrJ02-wA/s1600-h/image2.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5204386519433852994" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDmx9ySvuEI/AAAAAAAAABY/QNCvrJ02-wA/s400/image2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;خیلی ها تابه حال از من این سوال را کرده اند که چرا عیسی را انتخاب کرده ام؟&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;پیغمبران به دو نوع بودند: پیغمبران دروغین و راستین یا حقیقی&lt;br /&gt;پیغمبران حقیقی مانند موسی، داود، اشعیاء، و دیگران همه اعتراف کردند که انسانی بیش نیستند و در حضور خدا خطاکار می باشند. پیغمبران انسانهای معمولی بودند. کلام خدا می فرماید ایلیاء شخصی بود صاحب حواس مانند ما. در حقیقت پیامبران خودشان به نجات از گناهانشان نیاز به نجات دهنده داشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فلاسفه ، هیچکدام نتوانستند راهی بیابند. بعضی گفتند زندگی یعنی لذت و بعضی گفتند امیدی برای زندگی نیست. ولتر فیلسوف معروف، وقتی داشت می مرد، گفت:" من به جهنم می روم، مرا نجات دهید."&lt;br /&gt;در حقیقت فلاسفه که باید به سوالات مردم پاسخ می گفتند، خود قادر به پاسخ سوالات نبودند.&lt;br /&gt;دانشمندان هر کدام بنوعی تقسیم بندی شده اند: خوش بینان و بدبینان. خود دانشمندان می گویند کار ما پیدا کردن آن چیزی است که هست ولی باید کند و کاو کرد و باید دانست که دانشمندان نیز راه حلی برای انسان گمشده ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سیاستمداران، دنیای ما را به نابودی و هلاکت کشانیده اند. به جز دروغ و حیله چیزی از آنها دیده نشده. اگر واقعا سیاستمداران انسانهایی بودند که نجات را برای انسانها می آوردند اینقدر سقوط و برکنار نمی شدند.&lt;br /&gt;پس چه کس می تواند انسان را نجات دهد؟ چرا پاسخ من عیسی است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شخصی نزد یک مرد پیر و حکیم رفت و از او سوال کرد چگونه می توانم مذهبی جدید را ایجاد کنم؟&lt;br /&gt;این مرد پیر در پاسخ به او گفت:" می باید از باکره ای متولد شوی، مریضان را شفا دهی، به باد فرمان دهی که آرام شود و از تو اطاعت کند، مردگان را زنده کنی، و در آخر مصلوب شوی و پس از مرگت دوباره زنده شوی. اگر توانستی این کارها را بکنی پس می توانی رهبر مذهبی باشی!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا اصلا نیاز به نجات دهنده داریم؟&lt;br /&gt;چون انسان گمراه است و مانند گوسفندی گمشده می باشد(رومیان10:3-18) و مسیح گفت که انسان را مانند گوسفندی گمشده می بیند. طلاق، مواد مخدر، قتل و زنا، کشتار جمعی، مقام طلبی، تجاوز به حقوق دیگران، ایجاد خرابی و وحشت، شهوت طلبی، دروغ و نارو زدن به دوست، همه و همه ذره ای از بدبختی انسان گمشده را نشان می دهد.&lt;br /&gt;عیسی مسیح تنها نجات دهنده بی همتاست، چون:&lt;br /&gt;1) در مورد او در عهدعتیق پیشگویی شده بود.&lt;br /&gt;2) از مریم باکره متولد شد و گناه انسان را به ارث نبرده بود.&lt;br /&gt;3) پاک زندگی کرد و در تمام زندگیش یکبار برای حتی یک گناه نیز توبه نکرد و حتی دشمنانش گفتند که شخصی مانند او نیست که پاک باشد.&lt;br /&gt;4) معجزاتی کرد که هیچکس نکرده بود:&lt;br /&gt;کوران را بینا کرد، جذامیان را پاک کرد، مردگان را زنده کرد، به باد و طوفان دستور داد و آرام شد. یکبار به بیش از 5000 نفر و یکبار به بیش از 4000 نفر با 5 نان و دو ماهی غذا داد، زندگی گناهکاران را عوض کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5) تعالیمی داد که هیچکس نداده بود.&lt;br /&gt;او می گفت دشمنان خود را محبت کنید، چنانکه پدر آسمانی باران را بر بدان و نیکان می باراند و آفتاب خود را همچنین بر آنان می تاباند.&lt;br /&gt;او می گفت: بلی شما بلی و نی شما نی باشد و اضافه بر این از شریر است.&lt;br /&gt;او می گفت: اگر می خواهی صدقه دهی، دست راستت از آنچه دست چپت می کند خبر دار نشود.&lt;br /&gt;او می گفت: وقتی دعا می کنی مانند ریاکاران دعای خود را طول نده، بلکه به اطاقت رفته در را ببند و در تنهایی دعا کن.&lt;br /&gt;او می گفت: اگر به برادر احمق گفتی در حقیقت قتلی را انجام دادی.&lt;br /&gt;اگر نظر شهوت به زنی می اندازی در همان لحظه با او زنا کرده ای.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6) ادعاهای او عجیب بود.&lt;br /&gt;او گفت: من قیامت و حیات هستم.&lt;br /&gt;من راه و راستی و حیات هستم.&lt;br /&gt;من در هستم.&lt;br /&gt;من شبان نیکو هستم.&lt;br /&gt;من اول و آخر هستم، ابتدا و انتهاء و الف و یا.&lt;br /&gt;من پسر خدا هستم و گفت من و پدر یک هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7) مرگ و قیام و صعود او عجیب بود.&lt;br /&gt;8) تغییر زندگیها توسط او عجیب است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا کسی بهتر و شایسته تر از عیسی مسیح می شناسید که می تواند نجات دهنده انسانها باشد. امروز قلب خود را برای او باز کن و او را دعوت کن که وارد زندگی تو شود و تو را از گناهانت نجات بخشد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-4147225989260723638?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/4147225989260723638/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=4147225989260723638' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/4147225989260723638'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/4147225989260723638'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post_25.html' title='چرا به عیسی ایمان دارم؟'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDmx9ySvuEI/AAAAAAAAABY/QNCvrJ02-wA/s72-c/image2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2050673503409718636.post-5455821213413280563</id><published>2008-05-25T13:40:00.000-04:00</published><updated>2008-05-25T14:05:26.267-04:00</updated><title type='text'>آیا می‌خواهی شفا بیابی؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDmqVSSvuCI/AAAAAAAAABE/zwGVfl7Q7gk/s1600-h/crippled%20manweb.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5204378127067756578" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDmqVSSvuCI/AAAAAAAAABE/zwGVfl7Q7gk/s400/crippled%2520manweb.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;«چندی بعد، عیسی برای یکی از اعیاد یهود، به اورشلیم رفت. در اورشلیم، در کنار "دروازۀ گوسفند" حوضی است که در زبان عبرانیان آن را "بیت حِسدا" گویند و پنج ایوان دارد. در آنها گروهی بسیار از علیلان همچون کوران، شلان و مفلوجان می‌خوابیدند [و منتظر حرکت آب بودند. زیرا هر از چندی یکی از فرشتگان خداوند نازل می‌شد و آب را حرکت می‌داد؛ اولین کسی که پس از جنبش آب وارد حوض می‌شد، از هر مرضی که داشت شفا می‌یافت]. در آن میان، مردی بود که سی و هشت سال زمینگیر بود. چون عیسی او را در آنجا خوابیده دید و دریافت که دیری است بدین حال دچار است، از او پرسید: "آیا می‌خواهی سلامت خود را بازیابی؟" مرد علیل گفت: "سرورم، کسی را ندارم که چون آب به حرکت می‌آید، مرا به درون حوض برَد، و تا خود را به آنجا می‌رسانم، دیگری پیش از من داخل شده است." عیسی به او گفت: "برخیز، بستر خود را برگیر و راه برو." آن مرد در همان دم سلامت خود را بازیافت و بستر خود را برگرفته، راه رفتن آغاز کرد.» انجیل یوحنا ۵:‏۱-‏‏‏‏۹&lt;br /&gt;چندی پیش در کلیسا، هنگامی که همۀ مؤمنان به مسیح در حال عبادت بودند، ناگاه متن بالا از انجیل یوحنا به‌خاطرم آمد. بدون اغراق باید بگویم که این متن، روایت زندگی من بود. جهان‌بینی و به‌طور کلی دنیای این مرد علیل تماماً با متن زندگیم سازگاری داشت. به‌جرأت می‌توان دیدگاه این مرد علیل را به زندانی تشبیه کرد که او را سالیان دراز زمینگیر کرده بود. بیایید به فضای فکری این مرد نگاهی دوباره بیندازیم و آن را آینه‌ای برای زندگی خود سازیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱-‏‏‏ اسیر در زندان راه‌حل‌های خود&lt;br /&gt;فردی که سال‌ها یک مشکل تکراری را تجربه کرده است و هر بار نسبت به حل آن ناامید شده است، دیگر برای درد خود چارۀ دیگری نمی‌یابد. برای او تنها راه نجات آن است که به اصطلاح به درون حوضی رود که شفا در آن هر از چندی در جریان است. اما زمینگیر بودن او، امکان ورود به حوض را به او نمی‌دهد و او راه دیگری سراغ ندارد. او زندانی امکانات، توجیهات و راه‌حل‌های موجود خود است. این مرد علیل در جای غلطی به‌دنبال پاسخ می‌گشت.&lt;br /&gt;دوست عزیز، آیا شما هم از دردی طولانی رنج می‌برید؟ آیا با وجود امتحان کردنِ تمام راه‌حل‌های موجود باز رنج می‌کشید؟ آیا دیگر کاملاً ناامید شده‌اید؟ آیا در عمق وجودتان به این باور رسیده‌اید که اگر هم پاسخی وجود داشته باشد، آن پاسخ شامل حال شما نمی‌شود؟ اگر در ذهن‌تان با چنین سؤالاتی دست‌به‌گریبانید، تجربۀ شفای این مرد زمینگیر می‌تواند تجربه شما باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲-‏‏‏ اسیر در زندان فرصت‌های از دست‌رفته&lt;br /&gt;شاید این مرد علیل دیده بود که برخی از مریضان با داخل شدن به حوض شفا می‌یابند، ولی خود هرگز چنین فرصتی بدست نیاورده بود. او هر بار با دیدن ورود دیگری به حوض و تأخیر مداوم خود، حسرت فرصت‌های از دست‌رفته را می‌خورد. گویی برکت همیشه برای دیگران جاری است و او تنها نظاره‌گر برکت یافتن دیگران است.&lt;br /&gt;دوست عزیز، آیا شما هم با نگاه به زندگی‌تان آه و حسرت وجودتان را فرا می‌گیرد؟ آیا روایت زندگی شما، افسوس فرصت‌های از دست رفته است؟ آیا همواره شاهد برکت یافتن دیگران بوده‌اید؟ گویی شفا و برکت صرفاً برای دیگران است و شما تنها می‌توانید با دیدن آنها شاد شوید و افسوس بخورید که چرا برکت و شفا شامل حال شما نمی‌شود؟ اگر این سؤالات، سؤالات شما نیز هست، تجربۀ شفای این مرد زمینگیر، نویددهندۀ شفا و برکت برای شما می‌باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳-‏‏‏ اسیر در زندانِ عقب‌ ماندن از دیگران&lt;br /&gt;در این فضای پر از ابهام و در واقع خرافه‌‌‌آمیز، قانون شفا این بود که هر که زودتر به حوض وارد ‌شود، شفا خواهد ‌یافت. اما این مرد همیشه از دیگران عقب می‌ماند. دیگران برای او رقیبانی بودند که همواره گوی سبقت را از او می‌ربودند، و او برای خود یاوری نمی‌دید که او را در این مسابقه از دیگران جلوتر بیندازد.&lt;br /&gt;دوست عزیز، آیا زندگی برای شما نیز تبدیل به عرصه رقابت با دیگران شده است؟ آیا با دیدن دیگران، احساس عقب افتادن و دور ماندن از هدف به شما دست می‌دهد؟ آیا دیگران را مانعی برای شفا و برکت خود می‌بینید؟ اگر این سؤالات، گفتگوی درونی شماست، تجربه شفای این مرد زمینگیر می‌تواند تجربۀ شفای شما باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴-‏‏‏ اسیر در زندان انتظارات اشتباه&lt;br /&gt;مرد زمینگیر منتظر حرکت آب است. انتظار او یک انتظار غیرزنده و غیرشخصی است. او به یک شیء امید بسته است. مرد علیل منتظر رخداد واقعه‌ای است، واقعه‌ای که در این داستان با حرکت آب تعریف می‌شود. انتظار نیرویی را کشیدن (جنبشِ آب)، انتظار اتفاقی را داشتن و به‌طور کلی انتظار کشیدن برای واقعه‌ای بی‌جان و غیرشخصی، سال‌ها این مرد را زمینگیر کرده بود.&lt;br /&gt;دوست عزیز، آیا شما نیز منتظر رخداد واقعه‌ای هستید؟ آیا اساساً انتظارات شما از نوع انتظارات غیرشخصی و بی‌جان است؟ اگر بجای آنکه منتظر کسی باشید در انتظار وقوع حادثه‌ای هستید، انتظارتان از نوع غیرشخصی است. آیا تنها از خدا می‌خواهید تا واقعه‌ای را برای شما بوجود آورد؟ خداوند می‌خواهد انتظارات ما را نیز عوض کند. بجای آن که انتظار رخدادی را بکشیم، منتظر خدا و عمل قریب‌الوقوع او باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عیسی به زندان‌های ما وارد می‌شود&lt;br /&gt;اما در آیه اول از فصل پنجم انجیل یوحنا، عیسی مسیح را می‌بینیم که به صحنه زندگی زمینگیر ما وارد می‌شود. عیسی ما را به حال خود رها نمی‌کند، بلکه با ورود به زندان‌هایی که شاید سال‌هاست اسیر آنیم، فرصت قیام را به ما می‌دهد. او زندان‌های ما را با حضور خود به چالش می‌گیرد و به فرمان خود ما را از آنها بیرون می‌آورد. مرد زمینگیر ۳۸ سال در این وضعیت بسر ‌بُرد، اما سرانجام عیسی در لحظه‌ای به ملاقات او آمد و او را از این وضعیت رهانید و قیام داد. شفا نتیجه داشتن رابطه و گفتگو کردن با عیسای قیام‌دهنده است، نه بسر بردن در زندان‌ توجیهات و راه‌حل‌های خود.&lt;br /&gt;به اعتقاد من، این متن از انجیل یوحنا دعوت خداست از من برای بیرون آمدن از زندان‌هایی که سال‌هاست در آن اسیرم. این متن دعوت خدا از من است تا فضای جدیدی را تجربه کنم -‏‏‏ فضایی هیجان‌انگیز و پر از امکانات تازه: فضای آن سوی حوض، فضای قیام. نیز می‌دانم که دعوت خدا برای برخی از مسیحیان آن است که همچون عیسی به‌سراغ علیلانی بروند که سال‌ها کنار حوض منتظر حرکت آب هستند و آنجا با الهام از روح خدا، قیام را به آنان فرمان دهند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2050673503409718636-5455821213413280563?l=salibeiran.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salibeiran.blogspot.com/feeds/5455821213413280563/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2050673503409718636&amp;postID=5455821213413280563' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5455821213413280563'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2050673503409718636/posts/default/5455821213413280563'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salibeiran.blogspot.com/2008/05/blog-post.html' title='آیا می‌خواهی شفا بیابی؟'/><author><name>شهرام قهرماني</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17101780494123750194</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='21' src='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/TM3RIekba-I/AAAAAAAAAKg/qso9QwqovoY/S220/333333333333333333333.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_uouvOn_qK-4/SDmqVSSvuCI/AAAAAAAAABE/zwGVfl7Q7gk/s72-c/crippled%2520manweb.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
